اخرین جنگ ایرانیان
مرکب گر چه در صورت سیاهیست *** قلم کوبنده جهل و تباهیست
همانطور که می دانیدقانون اساسی هر کشور ملاکی برای سیاست گزاری دستگاههای مختلف اداری و قضایی و اجرایی می باشد در همین باب چند اصل رو که دیدم براتون گذاشتم بخوانید اصل هایی که شاید سلیقه ها نیز در ان اعمال می شود و همین عامل زایش جرم هایی شده که در قانون جرم نیست. خوب است با هم این اصول را بخوانیم و از انها اگاه باشیم و به امید روزی که این اصول اجرا شود چرا که این حقوق قانونی ایست که نادیده گرفته شده و یا سلیقه ای انجام می شود دستگاه اجرایی هم نیز وظیفه نظارت دقیق بر ان قوانین را دارد. اشاراتی به چند اصل از قانون اساسی جمهوری اسلامی اصل ۱۹ - برابری قومی مردم ایران از هر قوم و قبیله که باشند از حقوق مساوی برخوردارند و رنگ، نژاد، زبان و مانند اینها سبب امتیاز نخواهد بود. اصل ۲۰ - یکسانی زن و مرد طبق اسلام همه افراد ملت اعم از زن و مرد یکسان در حمایت قانون قرار دارند و از همه حقوق انسانی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی با رعایت موازین اسلام برخوردارند. اصل ۲۱ - حقوق زنان دولت موظف است حقوق زن را در تمام جهات با رعایت موازین اسلامی تضمین نماید و امور زیر را انجام دهد: 1-ایجاد زمینههای مساعد برای رشد شخصیت زن و احیای حقوق مادی و معنوی او. 2-حمایت مادران، بالخصوص در دوران بارداری و حضانت فرزند، و حمایت از کودکان بیسرپرست. 3-ایجاد دادگاه صالح برای حفظ کیان و بقای خانواده. 4-ایجاد بیمه خاص بیوگان و زنان سالخورده و بیسرپرست. 5-اعطای قیمومت فرزندان به مادران شایسته در جهت غبطه آنها در صورت نبودن ولی شرعی. اصل ۲۳ - منع تفتیش عقاید تفتیش عقاید ممنوع است و هیچکس را نمیتوان به صرف داشتن عقیدهای مورد تعرض و موُاخذه قرار دارد. اصل۲۴ نشریات و مطبوعات در بیان مطالب آزادند مگر آن که مخل به مبانی اسلام یا حقوق عمومی باشد. تفصیل آن را قانون معین میکند. اصل ۲۶ احزاب، جمعیتها، انجمنهای سیاسی و صنفی و انجمنهای اسلامی یا اقلیتهای دینی شناختهشده آزادند، مشروط به این که اصول استقلال، آزادی، وحدت ملی، موازین اسلامی و اساس جمهوری اسلامی را نقض نکنند. هیچکس را نمیتوان از شرکت در آنها منع کرد یا به شرکت در یکی از آنها مجبور ساخت. اصل ۲۷ تشکیل اجتماعات و راهپیماییها، بدون حمل سلاح، به شرط آن که مخل به مبانی اسلام نباشد آزاد است. اصل ۳۲ هیچکس را نمیتوان دستگیر کرد مگر به حکم و ترتیبی که قانون معین میکند. در صورت بازداشت، موضوع اتهام باید با ذکر دلایل بلافاصله کتباً به متهم ابلاغ و تفهیم شود و حداکثر ظرف مدت بیست و چهار ساعت پرونده مقدماتی به مراجع صالحه قضایی ارسال و مقدمات محاکمه، در اسرع وقت فراهم گردد. مختلف از این اصل طبق قانون مجازات میشود. اصل ۳۸ - منع شکنجه هرگونه شکنجه برای گرفتن اقرار و یا کسب اطلاع ممنوع است. اجبار شخص به شهادت، اقرار یا سوگند، مجاز نیست و چنین شهادت و اقرار و سوگندی فاقد ارزش و اعتبار است. متخلف از این اصل طبق قانون مجازات میشود. اصل ۳۹ هتک حرمت و حیثیت کسی که به حکم قانون دستگیر، بازداشت، زندانی یا تبعید شده، به هر صورت که باشد ممنوع و موجب مجازات است. نظر یک دوست: آخه کی تو این کشور به قانون اساس پایبنده؟! تو کشوری که رهبرش، سربازان گمنام امام زمانش! ، رئیس جمهورش به هیچ چیزی، نه اسلام و نه قانون پایبند نیستند چه جوری میخواد اصلاحات کنه اون بدبختی که قراره رئیس جمهور بشه! پاسخ ما: درود به شما باید دستگاههای نظارتی بر قوانین نظارت دقیق کنند و دستگاه اجرایی ان را دقیق اجرا کنند.هدف اصلاحات هم بوجود اوردن جامعه ای مدنی بود.اصلاحات فقط به قدرت رسیدن اصلاح طلبان نیست بلکه استفاده از ابزار دولت و اجتماع برای رسیدن به جامعه مدنی قویست. در ادامه مطلب به پرسش ها و نظرات شما پاسخ داده ایم... به طور کلی لیبرالیسم به نوعی غربی شدن جوامع کمک می کند و از انجا که این فرهنگ سعی بر نوعی همگون کردن فرهنگ ها را دارد بسیاری از ارزش ها و باور های ملی را به خطر می اندازد و اصولا این فر هنگ در کشور های نیمه سنتی با مقاومت های گوناگونی رو به رو می شود شاید حتی در جوامعی که متشکل از اقوام و مذاهب مختلف است لیبرالیسم را نتوان به عنوان یک سیستم حکومتی انتخاب کرد چرا که ساختار پیچیده اجتماع و قدرت در اینگونه جوامع عاملی برای اختلاف و نفاق در کشور را باز می کند در این گونه جوامع شاید تنها راه برای حفظ اتحاد در بین مردم یک کشور که ضرورت حفظ یکپارچگی در کشور است حفظ اصالت و فرهنگ و سنت های خود و باورهای ملیست و این ارزش ها و بازگشت به ناسیونالیسم است که می تواند کشوری را عزت و قدرت بخشد و راه نفوذ دشمن را ببندد و عامل انسجام و پیشرفت یک کشور شود معمولا کشور هایی که قومیت ها و فرقه های مذهبی گوناگونی دارند نمی تواندد بدون حفظ اصول خاص یا ارزش های مشترک ملی در جامعه وحدت به وجود اورند و حکومت پایداری را بر قرار سازند انچه در ادامه مطلب اشاره شده لیبرالبسم را تعریف و ابعاد گوناگون ان را بررسی می کند حال باید دید این الگو که به عقیده خیلی ها نوعی ایدئولوژی شکست خورده نیز هست در کشور ما قابل اجراست یا فقط راه را برای تفرقه باز می کند. در ادامه مطلب در مورد لیبرالیسم که این روزها زیاد مطرح می شود اشاره شده است بخوانید... تعریف لیبرالیسم و اجزای ان انتقادات وارده بر لیبرالیسم در امدی بر لیبرالیسم و احزاب لیبرالیسم در ایران مطاب و موضوعاتی است که در این مقاله به شما دوستان عرضه شده است. نظر یک دوست: با سلام و تبریک سال نو: مطلب لیبرالیسم شما را با دقت خواندم جالب بود.اما یک نکته را نباید فراموش کنید و آن اینکه بدلیل موزایک بندی خاص فرهنگی و سیاسی در ایران, نه تنها لیبرالیسم, بلکه بسیاری از اندیشه های سیاسی که از غرب وارد این کشور شد, متاسفانه یا با ساختار سیاسی و فرهنگی ایران عجین نمی شود و یا اینکه مبلغان و مروجان این اندیشه ها, آنها را با تغییراتی خود ساخته که اسمش را گذاشته اند همسان سازی فرهنگی تغییر داده و به خورد مردم می دادند.نتیجه آنکه امروز می بینیم خیلی ها برداشتشان از لیبالیسم در حد یک فحش ناموسی است و اصلا مفهوم آن را نمی داند و تنها برای اظهار فضل نمودن در یک جمع آن را بلغور می کند.در حالی که لیبرالیسم همانطور خودتان اشاره کرده اید زاییده شرایط موجود اروپا بود و اتفاقا زمانی که بوجود آمدبرای آن زمان اروپا خیلی هم خوب بود. پاسخ ما: درست است حال باید دید شرایط ایران چه چیز را برای ما فراهم می کند ناسیونالیسم جزئی از فرهنگ همیشگی ما بوده و هست حال باید دید اصولی که برای ملت ما در این دوره تعریف می شود چیست وجه مشترکی که همه در ان جای داشته باشند. ملتی پیش خواهد رفت که بر منافع ملی و فرهنگ خود تکیه کند نه چشم به بیگانه دوزد ملت ها وقتی رو به زوال و نابودی می روند که فرهنگ خود را فراموش کنند و پیروی از فرهنگ های غلط بیگانه گان کنند در این جاست که ملت ها تفکر خود را از دست می دهند و به جای اینکه خود تولید فرهنگ کنند به یک مصرف کننده فرهنگی تبدیل شوند و دیگر حتی جسارت نقد در فرهنگ های دیگران را هم نخواهند داشت.فراموش نکنیم تعامل فرهنگی خود نیاز مند شناخت صحیح از فرهنگ ملیست تا دچار تهاجم نشویم باید خوبی های دیگران را هم دید و اشتباهات فرهنگی خود را قبول و اصلاح کنیم و لی نه اینکه فرهنگی را بپذیریم بدون اینکه شناختی از فرهنگ خود نداشته باشیم و بدی های فرهنگ قابل رو هم نادیده بگیریم. نظر یک دوست: فرهنگ درست یا غلط را مردم تعین می کنند و نه حکومت. پاسخ ما: فرهنگ غلط و درست توسط هر دو تعیین می شود هم مردم و هم حکومت بعضی مردم هستند فرهنگی را می پذیرند که خلاف منافع یک مملکت است و باعث ترویج ارزش های ضد اخلاقی یا ضد ملی می گردد که باید توسط حکومت کنترل شود همانطوری که در کشور های حتی دموکرات قانون وسیله ای می گردد برای کنترل مردمی که می خواهند بر ضد ارزش های جامعه عمل کنند در مبحث فرهنگ هم همین طور است.دو لت ملی دولتیست که بر اساس منافع و اصول ملی تعریف می شود و دارای ارزش ها و ضد ارزشهایی است منتها این ارزش ها و ضد ارزش ها دیگر رنگ و بوی بومی و یا قومی و مذهبی ندارند و فقط ارزش های ملی را ملاک قرار می دهد. بقیه پاسخ به پرسش های شما در ادامه مطلب اخر مقاله... همانطور که خاتمی گفته بود من یا میر حسین یک کدام به میدان می اییم دیروز سید محمد خاتمی طی بیانیه ای انصراف خود را از حضور در انتخابات طی بیانیه اعلام کرد و هزاران حامی و همراه او که طی کمپین ها و مراسم های گوناگون سعی داشتند به مصاف احمدی نژاد بروند با یک تصمیم ناگهانی مواجه شدند البته این کار اقای خاتمی دو دلیل می تواند داشته باشد یکی اینکه انصراف او به دلیل اتحاد بین نیروهای اصلاح طلب است و دلیل دومش بی میلی او که از همان اول هم به ان اشاره شده بود برای حضور در انتخابات د ر هر صورت تصمیم او قابل احترام است . اصلاحات با خاتمی شروع نشد که بدون او پایان یابد در بین نیرو های تحول خواه و اصلاح طلب کسانی هستند که می توانند جای او را پر کنند کسانی همانند عبدالله نوری دکتر سحابی و حتی نیروهای جوان ناشناخته البته برای گذر از شورای نگهبان فشار افکار عمومی لازم است خلاصه اصلاحات با خاتمی شروع نشد و با خاتمی هم خاتمه نخواهد یافت اگر نیروهای جوان در سال 76 هنوز باور های پدران خود را داشتند جنبش اصلاحات در شکل خاتمی نمود و پرورش پیدا نمی کرد این مردم بودند که خواستند تغییر کنند و کردند خاتمی فقط نماینده تغییر در جامعه بود و حال اگر جامعه دوباره دچار تحول شود و این چند دستگی ها کنار گذاشته شود و بازگشت همه با اصول و ارزش های ملی باشد حال خواهیم دید در چنین جامعه ای که اصولش باور ها و ارزش های ملیش باشد جامعه ای مستحکم در پی اصلاح قوانین به صورت یکپارچه عمل خواهند کرد.به امید ان روز... متن کامل بیانیه او در ادامه مطلب است... نظر یک دوست: بادرود در بستر سیاستها آنهم از نوع ایرانی آن که پر از دروغها و نیرنگهاست هر گز جایگاهی برای اخلاق نیست ، قبول این نظر خود فریفتن است .!اصلاحات درایران در سباهچال قانون اساسی زندانی است ، این نوع روشها نیرنگ دگری از رندان زمانه ها است .!هر سال بدتر از سالهای قبل خواهد بود ، امید بآینده ها بر زورق سراب نشسته وبسوی نقطه ای مجهول در حرکت است .!!انتظارات واهی ، ایام عمر خوش بینان را بسراب امید پایان دهد ، آنجا که دگر از بهشت باورها خبری نیست .! در بهاران ایران کنده ها باز شوند و غنچه ها بسته مانند .! پاسخ ما: من مثل شما زیاد به این قضیه منفی نمی نگرم در ضمن در مورد قانون اساسی باید گفت در بیشتر موارد رعایت نکردن قانون مشکل است نه اصلاح ان اصول گرایان قانون اساسی در بیشتر موارد زیر پا می گزارند هر چند مواری متعددی نیز نیاز به بازنگری دارد و این در هر کشوری طبیعیست که قوانسن در شرایط گوناگون تغییر کند. نظر یک دوست: هنگامی که آن نامه ی میرحسین خطاب به خاتمی پس از اعلام حضورش نوشته بود میشد هدس زد که میرحسین می آید اما با تعاریفی که از او شنیده بودم اصلا انتظار چنین کاری را نداشتم و طی آخرین نظرسنجی اسفند ماه احمدی نژاد 30 درصد و خاتمی 45 درصد و موسوی 4.5 درصد و کروبی 7 درصد از آرا را مال خود کرده بودند و بقیه هنوز تصمیم نگرفته بودند اما با توجه به متن انصراف خاتمی که پر از کنایه به میرحسین است به نظر نمی آید که خاتمی یا هوادارانش که اصلاحات را با خاتمی میشناسند و بدون او کاندیدایی را برای اصلاحات مناسب نمیدانند طرفداری کنند و اصولگرایان که فکر میکردنند اصلاحات و این سه کاندیدا چه نقشه ای برای انتخابات کشیده اند فهمیدند که حتی خودشان نیز نمیدانند چه بکنند و نظرسنجی انتخاباتی دیروز نشان داد که 60 درصد مردم نمی دانند که به چه کس باید رای دهند . پاسخ ما: درست است که میر حسین سعی می کند مستقل نشان دهد و لی به هر حال خط قرمز ها یی بین اصلاح طلبان و اصول گرایان نیز هست که او باید یکی را انتخاب کند خاتمی به حمایت از میر حسین کنار رفت پس یاران خاتمی هم باید کناره گیری خاتمی را درک کنند و از قهر با صندوق ها کناره گیری کنند در خصوص ورود نیرویی دیگر مثلا عبدالله نوری کمی دیر شده او باید زود تر می امد و همه به جای خاتمی از او حمایت می کردند حال که میر حسین امده و وقت نیز تنگ است همه باید از او حمایت کنند چرا که توانایی جذب ارای محرومین جامعه را نیز دارد و این خود ارای احمدی نژاد را از صندوق او به صندوق میر حسین بریزد. ادامه پرسش و پاسخ در ادامه مطلب... میر حسین هم به میدان امد حظور میر حسین موسوی در عرصه انتخاباتی ارایش سیاسی را تغییر داد در قبل از کاندیدا توری سید محمد خاتمی بحث بر سر امدن او و میر حسین بود و قرار بر این بود که یکی از این دو بیاید و دیگری در صحنه اجتماع به عنوان یار و حامی او باشد هر چند میر حسین کمی تعلل کرد و این سبب شد خاتمی علارغم میلش و با فشار گروههای سیاسی و جمعی از مردم و هنرمندان و شخصیت های علمی به این کارزار وارد شود در ان هنگام بود که بعضی گروهها برای فشار اوردن به خاتمی میر حسین را تحت فشار قرار دادند که به میدان بیاید هر چند موفق نشدند و لی یک عامل مهم سبب شد میر حسین خودرا کاندید معرفی کند و ان هم معرفی کرباسچی به عنوان رئیس ستاد کروبی بود کسی که در مخالفت با خاتمی و یارانش می توانست ارای عمومی را به نفع کروبی به صندوق ها ریزد و کسانی هم مانند عباس عبدی و جمعی از روزنامه نگاران را با خود همراه کرده بودند تا بتوانند علیه خاتمی جبهه ای را بسازند و حساب های شخصی خود را در این انتخابات تصفیه کنند از این رو میر حسین که هم در بین اصولگرایان و هم در بین اصلاح طلبان حامیانی دارد می توانست ارای کروبی را بشکند اما در شخصیت و مواضع او هنوز در هاله ای از ابهام است بلاخره او کدام طرف رامی خواهد کسی که در زمان دولتش نیرو های چپ حظور پر رنگی داشتند و چپ ترین دولت در سی سال گذشته دولت او بوده ایا هنوز با همان عملکرد انتقادی پا در این میان گذاشته یا گردش به راستی که او از خود نشان داده برای وضعیت کنونیست ؟ ایا او در بین نسل جدید و هواداران خاتمی از محبویت بر خوردار است؟ شناخت نسل جدید از او چقدر است؟این سوالات باید پاسخ داده شود چرا که درست است خواست عمده مردم رسیدگی به وضعیت اقتصادی نابسامان امروز است ولی در دلیل بر این نیست که پیشبرد دموکراسی و رسیدگی به حقوق مردم در دست فراموشی قرار گیرد این ها هم پارامتر هاییست که در این دوره انتخابات هم توسط بسیاری از مردم مطالبه خواهد شد. بررسی کاندیدا ها در این دوره از انتخابات اصلاح طلبان با سه کاندید واردشدند خاتمی و میر حسین و کروبی یاران خاتمی که پس از امدن میر حسین گلایه های بسیاری را نزد او کردند هنوز سعی بر اجماع بر سر او را دارند میر حسین هم که هنوز به عنوان اصلاح طلب در ابهام است کروبی هم که انگار در این دوره عظمش را جزم کرده که به دولت برسد و انگار این پست همانند کرفتن زن جوانیست برای او که می تواند سالها به عمر با برکتش افزون کند برای این پست از هیچ تلاشی کوتاهی نخواهد کرد اما در جبهه اصولگرایان ظاهرا شوک حضور خاتمی تموم نشده بود که میر حسین هم به انها اضافه شد انها که احمدی نژاد را فعلا به عنوان تنها کاندید می دانند سعی می کنند کسان دیگری را نیز به کار زار وارد کنند کسانی مانند دکتر ولایتی و یاناطق نوری کسانی که بتوانند به عنوان رقیبی سر سخت جلوی سران اصلاحات بایستند البته هر چند عماد افروغ نیز خود را به عنوان کاندیدای احتمالی معرفی کرده و لی اصولگرایان ان را نیز غیر خودی می دانند چرا که عملکرد تند او در مجلس هفتم دل نازک اصول گرایان را شکست. راه حل اجماع دور دوم است انچه انتظار می رود این است که کاندیداهای متعددی در این دوره شرکت کنند و استراتژی هم اصلاح طلبان و هم اصول گرایان این است که هر کدام از کاندیداهای انها به دور دوم رفت به صورت یکپارچه از انها حمایت کنند چرا که هم خط قر مز اصول گرایان و هم اصلاح طلبان این است که میدان به رقیب ندهند و دور دوم خواهد بود که سر نوشت اجماع را تعیین خواهد کرد و اختلافات در انجا کنار خواد گذاشته شد. نظر یک دوست: نمی دونم سال 76 چند سالتون بود من دانشجو بودم و از طرفداران پرو پا قرص اقای خاتمی اما حالا به این نتیجه رسیدم که اشتباهکردم اون سال ناطق نوری محبوبیتی در بین مردم نداشت مردم رغبتی به رای دادن نداشتند با امدن خاتمی که چهره ای نسبتا جدید و فرهنگی بود همه به امید تغییرات به پای صندوق ها رفتند.بعد از 8 سال به یک چهره ی جدید دیگه نیاز بود چون رفسنجانی مخالفان زیادی داشت چه کسی بهتر از احمدی نژاد که هم جدید و ناشناخته بود و هم شعار حمایت از قشر کم درامد رو پیشه کرده بود من در انتخابات شرکت نکردم اما بسیاری رو میشناسم که برای رای نیاوردن رفسنجانی احمدی نژاد رو انتخاب کردندو نتیجه هم که معلومه بعد از جریان چند روز پیش ارومیه که حتما از ان اطلاع دارید معلوم شد مسئولین به فکر چاره افتادند و چه گزینه ای بهتر از موسوی با پیشینه ای بسیار خوب در زمان جنگ؟ به نظر من امدن موسوی در این زمان که خاتمی هم مثل قبل از حمایت مردم برخوردار نیست تنها و تنها برای کشاندن مردم به پای صندق هاست. پاسخ ما: البته یادمان نرود که خاتمی تغییراتی هم داد هر چند همه عملکرد او صحیح نبود که می شود ان را به حساب بی تجربگی اصلاح طلبان و توهمات و اهی بعضی افراد در جامعه گذاشت و لی نیت تغییر بود و جامعه هم خواستار ان بود و هست الان هم همه می خواهند برای تغییر کاری بکنند هر چند در جامعه فرهیخته ما مهره های بسیار بهتری برای انتخابات هست و لی اصلاح طلبان باید این فضا را درست کنند که این مهره ها که به دلایل گوناگونی سر به زیر دارند رشد کنند و بتوانند روزی در انتخاباتی که کاملا ازاد است شرکت کنند به امید ان روز باید تلاش کرد و رای دادن به دگر اندیشان خود مسیر را برای ان روز باز می کند. نظر یک دوست: تنور انتخابات را باید داغ کرد. احمدی نژاد، خاتمی، اعلمی، کروبی، موسوی و نخود و لوبیا و عدسی و تخمه جاپنی. تنور را باید داغ نگه داشت. دمکراسی عشیرتی است دیگر.تصمیم گیرنده اصلی خان بزرگ است. بقیه باید پاسخ ما: اگر تحریم بهترین راه است با چه هدفی باید باشد و ایا شما که دم از تحریم می زنید برای فردای بعد از تحریم چه بر نامه ای دارید فرض که شرکت نکنید چه سودی نصیب کشور می شود سودش را به ما هم بگویید شاید اگاه شویم. نظر یک دوست: درود آیا در رژیم های تک حزبی همچون جمهوری اسلامی انتخابات معنایی دارد ؟بیچاره نام مقدس جمهوری که این رژیم بر روی خود گذاشته !آیا رژیم آخوندی باز خواهد توانست مردم ایران را فریب دهد ؟آیا در نظام و جامعه بین الملل جایی برای رژیمهای تک حزبی و دیکتاتور وجود دارد ؟به امید آزادی ایران. پاسخ ما: مسلما در نظامی که تک حزبی هم باشد پس از مدتی شکاف های اجتماعی عامل انشعاب درنظام خواهند شد و قطعا گروههای تحول خواه برای بهبود شرایط به روش هایی روی خواهند اورد که یکی از انها اصلاحات است این شیوه در کشور های دیگر هم بوده که به دلیل ضعف جامعه برای تحولی ناگهانی روی به شیوه های اصلاح گرایانه همراه با تغییر قوانین دست میزنند که کمترین هزینه را برای پیشبرد جامعه در برخواهد داشت.
ابر بارنده به در یا می گفت من نبارم تو کجا دریایی در دلش خنده کنان گفت دریا ابر بارنده تو خود ازمایی خاتمی امد این خبری بود که ساعاتی پیش تیتر بسیاری از وب سایت ها و وب لاگ های خبری یا حتی غیر خبری بود هر چند می شد پیش بینی کرد که خاتمی بلاخره وارد این عرصه خواهد شد خاتمی با دلیل اینکه چهره ای شناخته شده برای مردم بود میشود از او به عنوان تنها گزینه ای که برای اجماع بین نیروهای اصلاح طلب وجود داشت نام برد پس مسلما اکثرا می دانستند که او خواهد امد ولی این بار امدن او با دفه های قبل تفاوتهایی نیز دارد او این بار مردیست که کوله باری از هشت سال تجربه دوران اصلاحات را با خود حمل می کند مردی که در این دوران بار ها با تهمت های ناروا از سوی جناح مقابل خود شده مردی که سنگ اندازی های انحصار طلبان مانع از پیشبرد بسیاری از اهداف او در گذشته شد و امروز او را در این میدان امده تنها تر از گذشته با رقیبی سرسخت تر اما کسی که تن به این کار بزرگ داد و علارقم میل و فقط به خاطر اینکه وظیفه خود می دانست که با به خطر انداختن ابروی خود بتواند نیروهای اصلاح طلب را دور هم جمع کند و مردم را وارد این عرصه کند که جامعه ای که چهار سال مسیر رو به عقب را طی کرد را به مسیر رشد بر گرداند حال این میان وظیفه ما ملت است که با امدن و حمایت از او بتوانیم این فضای سنگین را که از چند ماه گذشته بر علیه او بوده را بشکنیم و با انتخاب او قدم مهم دیگری در این دوره از زمان در راه پیشرفت کشور برداریم و در فردای انتخاب اگر به امید خدا و یاری ملت نام او از صندوق ها بیرون امد همانند کوه استوار و هماننددریا یکپارچه از ارای خود حمایت کنیم . اما انچه ما از خاتمی می خواهیم این است که این بار شفاف بگوید که چه چیز را برای اصلاح می خواد تغییر دهد و از او می خواهیم اگر در این دوره توانست بر صندلی ریاست جمهوری تکیه زند مردم را فدای قدرت نکند چرا که این مردم مردم هشت سال دوازده یا هشت سال پیش نیستند این بار با نسلی دیگر سروکار دارد نسلی که حاکمیت شکاف بین خود با انان را به راحتی حس میکند نسلی از جنس باران. پی نوشت ۱:ایا کروبی به مقابله با خاتمی می رود حظور خاتمی فضا را برای گزینه های دیگر اصلاح طلبان تنگ تر کرده شکاف بین اصلاح طلبان می تواند پیروزی را به نفع اصول گرایان تمام کند مهدی کروبی از دیگر اصلاح طلبانی است که در این عرصه امده او که این دوره از ریاست جمهوری را حق خود می دانسته اسرار دارد بیاید و لی ایا امدن او به نفع اصلاحات است هر چند او تا به حال کار اجرایی انجام نداده و لی شخصی بوده در در قبل و بعد از انقلاب جزء سران نظام بوده و در راس امور به کار های گوناگونی اشتغال داده چهره او شناخته شده است هر ند در دوره قبل توانسته بود ارای بسیاری را برای خود جمع اوری کند ولی در این دوره و ایستادن او مقابل خاتمی فضا و دید بدی را نسبت به او در بین اصلاح طلبان و حتی جوانان به وجود اورده حال باید دید کروبی حاظر است به رقابت با خاتمی برود یا خاتمی برای متکثر نشدن از رقابت با کاندیدای اصلاح طلب کنار می رود و لی اگر خاتمی کنار برود احتمالا بعضی گروههای اصلاح طلب به دنبال گزینه های دیگری خواهند رفت و جناح اصول گرا نیز که با امدن خاتمی تر جیح می دهند با یک یا دو کاندیدا وارد شوند در ان وقت اماده می شوند جشن پیروزی را برای رسیدن به دور دوم ریاست جمهوری بگیرند. پی نوشت 2:سرنوشت میر حسین و نوری در اینده اصلاحات وزیر کشور دولت اصلاحات عبدالله نوری و اخرین نخست وزیر ایران میر حسین موسوی دو کاندیدایی بودند که قرار بود در صورت نیامدن خاتمی وارد صحنه شوند خاتمی که تمام سعی خود را براب قانع کردن موسوی انجام داد و لی به نتیجه ای نرسید خود پا در عرصه گذاشت هواداران نوری هم که ظاهرا دیگر قصد امدن در این انتخابات را ندارد ولی انچه مهم بود این بود که بلاخره میر حسین بعد از مدت زمان طولانی غیبتش در صحنه سیاست حظور خود را در محافل رسمی سیاست ایران می بیند او که به نظر قصد دارد در صحنه اجتماعی پشتوانه محکمی برای خاتمی باشد بنا بر اسرار زیاد دوستانش برای کاندیدا توری حرف از عدم تمایل برای تصدی این پست می زند و اما عبدالله نوری که دی گه انگار ستاد های حامیانش غیر فعال شده اند حکایت از این دارد که حضور نوری برای کاندیدا شدن کمرنگ و حتی نوعی انصراف در او در این صحنه است ولی انچه از شواهد پیداست نوری هم در اینده دولت اصلاحی در صورت پیروزی متصدی پستی خواهد بود به هر حال فعالیت این چند کاندیدا که تا به حال در ظرف این مدت فعال بودند راه را برای اصلاح طلبان باز گذاشته که در مراحل بعدی با ساختن چهره هایی غیر کلیشه ای بتوانند در انتخاب های اتی غیر از خاتمی کاندیدا های چهره ای داشته باشند به نظر این بار اصلاح طلبان فقط فکر ریدن به دولت در سر ندارند و انچه را که انها مطالبه می کنند حفظ دولت اصلاحی برای رسیدن به یک تغییر بدون باز گشت است و لی با تمام این احوال نمی توان از مشکلات سر راه انها بالعخص مشکل اقتصادی و بی کاری و... چشم پوشی کرد مشکلاتی که عامل از دست دادن بسیاری از کرسی های مجلس شورها شهر و حتی دستگاه اجرایی کشور از دست اصلاح طلبان بود باید دید اصلاح طلبان چگونه برنامه ای برای این مشکلات ارائه می دهد و در صورت رسیدن به دولت چگونه می توانند با این مشکلات غلبه کنند و دوباره بر نا امیدی مردم چیره شوند.
پی نوشت 3: صیانت از ارای مردم نگرانی اصلاح طلبان است سابقه انتخابات گذشته نشان داده که حد اختلاف کم بین ارای دو نفر ترفند هایی نیز در بر دارد که ممکن است از ان برای شکست رقیب استفاده کنند اولین تر فند ابطال بی مورد ارای مردم است و دیگر تقلب که همیشه اصلاح طلبان از ان شکوه داشتند و هر بار هم کار به جایی نبردند نمئنه اش در انتخابات قبلی ارای خاشمی به طور گسترده باطل و ارای کروبی به نا کجا اباد ریخته شد حال برای رفع این مشکا اصلاح طلبان دو راه کار دارند اول اینکه بتوانند مردم را یکپارچه همراه کنند تا در صورت دست درازی به ارای مردم و حتی ابطال بی مورد انها بتوان با اکثریت قاطع پیروز شوند و دیگر نظارت سنگین بر پای میز شمارش ارا در حوضه شمارش هر چند نشانه ها حاکی از ان است که دیگر دوران رای های بیست میلیونی و قاطع به سر امده و لی باید از حداقل امکانات استفاده کرد و نظارت را با دقت انجام داد و از رای مردم صیانت کرد که در صورت نداشتن اختلافات زیاد اصلاح طلبان بتوانند با اگثریت محدود هم شده پیروز باشند یا اگر توان ان را نداشتند این بار یک تغییر تاک تیک داده و اتنخابات بعدی و بعدی را به لقایش ترجیح و خود را گوشه نشین کنند و مردم داری کنند به جای دولت داری البته در صورتی که توان مقابله با دست های پنهان در انتخابات نباشد.این پایان این بحث بود ولی هنوز پاسخ به سوالات شما خواهم داد پس بپرسید و از نپرسیدن دوی کنید چرا که تعامل اندیشه و تداخل انها با هم فرهنگ اینده ما را خواهد ساخت. پاینده ایران
حمله به خاتمی در مراسم ۲۲ بهمن برای خواندن خبر اینجا را کلیک کنید
در ادامه مطلب نظرات شما را پاسخ داده ایم ببینید... درود به همه دوستان عزیز همانطور که قول داده بودم در این پست قرار بر ان شد که مقاله ای در باره فدرالیسم برای شما قرار دهم هر چند در مبحث قبلی دوست عزیزی به درستی اشاره کرد که بهتر است من مقاله را طوری تنظیم نکنم که موجب شود قضیه یک طرفه برود و خدایی نکرده این برداشت شود که من می خواهم نظرم را به دیگران اعمال کنم تصمیم بر این شد که در این مقاله به بحث پیرامون حکومت فدرال بپردازیم و راه کارها و مشکلات ان را بررسی و از مزیت ها و مضرات ان برای شما بگوییم که این امر با امتحانات من تداخل پیدا کرد و من نتونستم شخصا این مقاله رو بنویسم و لی مقاله ای نسبتا مفصل از ان را داشتم که ان را برای شما در ادامه مطلب همین پست قرار دادم امیدوارم استفاده کنید و پیرامون ان بحث کنیم. مباحث مطرح شده در مقاله رو به صورت تیتر وار در زیر میخوانیم: فدرالیسم و الگوهای ان اصول و ویژگی های فدرالیسم مزیت های فدرالیسم پیامد ها و تبعات سیستم فدرالیسم پیش نیاز های بر قراری سیستم فدرال چالش های اجرایی استقرار فدرالیسم در ایران در ادامه مطلب مقاله را بخوانید... نظر یک دوست: با درود مجدد برشما پاسخ ما: من معتقدم فدرالیسم برای جمع و جور کردن حکومت های همسایه که با هم مدام در نزاع بودند امد و حکومت مرکزی تشکیل داد نه کشوری که استقلال دارد و حکومت ان حکومتیست یکپارچه را باید از هم پاشاند و به حکومت های محلی تبدیل کرد برای اینکه این نزاع های قومی هم تمام شود و راه حل بوجود اوردن دولتیست که همه بتوانند حق حضور داشته باشند و خود را در معرض رای عموم قرار دهند بدون در نظر گرفتن قومیت و یا مذهب ان ها فراموش نکنیم فدرالیسم عامل افول امپراطوری ها بوده از جمله خود ما. نظر یک دوست: اونچه مشخصه در این مطالب به فوایدی که فدرالیسم در پی دارد اشاره کرده ولی همچنین به طور مشخص گفته شده که این سیستم نیازمند پیش نیازهایی است تا بستر جامعه برای پذیرش آن حاضر شود. سوال ابتدایی این بحث، این بود که آیا این سیستم مناسب ایران هست یا نه و با وجودیکه به طور واضح و در یک کلمه پاسخ آری یا نه داده نشده ولی بر اساس نتیجه گیری از مطالب می توان گفت که بستر چنین کاری در ایران پایه ریزی نشده. به عبارتی جامعه کنونی ایران با میزان اشتاتی که در آن هست هنوز برای پذیرش فدرالیسم، با وجود مزیت هایی که در بر دارد، آماده نیست. پاسخ ما: با شما موافقم در ایران فدرالیسم مقدمه تجزیه است. نظر یک دوست دیگر: مطالبتون عالیه پاسخ به این دوست: راه حل دموکراسی فدرالیسم نیست چرا که اگر فرهنگ دموکراتیک نباشد حکومت فدرال با مرکز مدام در جنگ است تا اعلام استقلال کند راه حل دموکراسی پذیرش حرف مخالف تحمل و سعه صدر و عشق به ایران و فرهنگ اصیل این امپراطوری کهن بحران زده است.فراموش نکنیم... مائیم که اصل شادی و کان غیم *** سرمایه دادیم و نهاد ستمیم پستیم و بلندیم و کمالیم و کمیم*** اینه زنگ خوده و جام جمیم انسانها همواره در صدد این بودند که طبیعت را به تصرف خود در بیارند از این رو زندگی انسانهای اولیه که عموما با شکار سپری می شد کم کم مجهز به سلاح هایی برای شکار حیوانات شد هر چند بعد از مدتی که انسانها شروع کردند به پیوستن به گروهها و با هم دیگر به شکار می رفتند و این خود عاملی بود که باعث شکل گیری جوامع کوچک شد سپس این گروههای کوچک چند نفره برای بدست اوردن سهم بیشتری از شکار و محافظت از قلمروهایی که به صورت نقشه ذهنی برای خود تعیین می کردند شروع به ساخت سلاح های اولیه و ساده کردند که هم ابزاری برای شکار انها بود و هم وسیله ای برای محافظت از خود در برابر حیوانات درنده و گروههای مهاجمی که برای دزدین شکار انها به انها شبیخون می زدند این جوامع کوچک یا همان گروههای کوچک که غار نشینان بودند بعد از مدتی که زاد و ولد کردند و جمعیتشان روز به روز بیشتر شد زندگی در غار را ترک کردند و سعی کردند با اهلی کردن بعضی از حیوانات و بهره برداری از محصولات انها مانند شیر و... در کنار شکار کردن زندگی کنند برای همین رو به مکان هایی اوردند که بتوانند حیوانات را در انجا نگه دارند و هم از انها محافظت کنند و هم به محل اذوقه حیوانات نزدیک باشند تا بتوانند از این شیوه برای زندگی بهره بجویند این همان روی اوردن انسان به زندگی دامداری بود که البته مشکلات بسیری را نیز به همراه داشت و اکثرا مردم انها نمی توانستند خود را از حمله حیوانات وحشی که برای شکار دامها به محل زندگی انسانها نزدیک می شدند خود را حفظ کنند و یا دامها بر اثر بیماری یا عوامل گوناگون از بین می رفتند و انسانها مجبور بودند برای ادامه زندگی راه جدیدی را در کنار دامپروری در پیش گیرند بنابر این با توجه به تجربیات انها در مورد طبیعت انسان موفق شد به عمل کاشت محصول و برداشت ان دست پیدا کند و زندگی کشاورزی را در کنار زندگی دامداری و شکار پی گیری کند ولی زندگی کشاورزی عامل رشد بسیاری د ر انسانها شد مثلا انسانها با تکرار مداوم زمان کاشت و برداشت محصولات متوجه شد که همواره اب و هوا در حال تغییر و دوباره به حالت اول بر می گردد و این عاملی بود که انسانها رو به ساختن تقویم اوردند که از این طریق بتوانند زمان کاشت و برداشت را که در ان زمان ها با مراسم هایی نیز همراه بود ثبت کند.اما این زندگی هم مشکلاتی را در بر داشت مثلا کمبود اب مهمترین ان ها بود بنا بر این اقوامی که بزرک تر بودند به اقوام و زمین های کوچک حمله می کردند و این زمین ها را به تصرف در می اوردند تا هم برای خود زمین های بیشتری داشته باشند هم اینکه به اب های ان منطقه دسترسی پیدا کنند هر چند این نوع زندگی توانسته بود جوامع را دور هم جمع کند و تشکیل دهکده ها را بدهد که این دهکده ها هم توسط افراد جنگجو و رهبران نظامی ان ها اداره می شد و لی به هر حال کسانی که هجوم می اوردند رهبر نظامی یا همان کدخدای ده را می کشتند و مردم ان را به بردگی می گرفتند و انها را مجبور به کار بر روی زمین های خود به صورت اجباری می کردند این شوه که همه جای جهان رسم بود کم کم با نارضایتی بردگان و افراد تحت ظلم همراه شد چرا که انها دیگر طاقت این را نداشتند که بر روی زمینی کار کنند و نه صا حب ان شوند و نه بهره ای بیش از یک حد معین برند بنابر این شورش هایی در داخل قلمرو ها سر می گرفت که خود عاملی می شد که حکومت فئودال یا همان مالکان زمین رو به ضعف برند و این خود از عواملی بود که اقوام همجوار را تحریک می کرد که از این فرصت به دست امده استفاده کنند و به این مالکان حمله و انها را به بردگی خود در اورند که روند تا جایی ادامه پیدا کرد که قلمرو افراد و اقوام گستری زیادی یافت و خیلی ها که مجبور به فرار بودند به صورت دسته جمعی مهاجرت می کردند و به جاهای دیگر میرفتند و خود قوم کوچکتری را درست می کردند وبعد از مدت زمانی دوباره یک قلمرو جدید را در اختیار می گرفتند ای روند همراه با عواملی چون رشد جمعیت و دسترسی انسانها به سرزمین های دور دست و ... عامل پراکندگی جمعیت بود و سرزمین های گوناگونی را درست کرد در بعضی از این حکومت های فئودال که می دیدند دیگر با ظلم و برده کشی نمی شود حکومت را اداره کرد هر گاه مناطقی را به دست می گرفتند برای جلوگیری از شورش و جدایی ان منطقه از قلمرو انها حکومت ان جا را به خود ان قوم می دادند تا اداره قوم خود را به عهده گیرند و از فرو پاشی سرزمین جلوگیری کنند در واقع این اغاز تشکیل حکومت های فدرال در شکل ساده ان بود که در این حکومت ها کوچک محلی رهبران اقوام مردم قابل اعتماد یا جنگجویان همان قوم بودند که زیر نظر دولت مرکزی اداره می شدند و ازاد بودند حکومت قوم خود را هر طور می خواهند اداره کنند ولی تحت نظارت دولت مر کزی باشند و مالیت را به خزانه دولت مرکزی بریزند و بودجه هم توسط دولت مرکزی برای انها تعیین می شد این اقدامی بود که حاکمان و امپراطوران بزرگ برای جلو گیری از ازدست دادن قلمرو تحت سلطه اتخاذ کردند ولی بعدا مشکلاتی را بوجود اورد که حکومت های فدرال را از هم پاشاند و عامل تجزیه بسیاری از امپراطوری ها شد که در بخش های بعدی در مورد ان هم خواهم نوشت. بحث بعدی ما حکومت فدرال در ایران است و این که ایا فدرالیسم در ایران در این شرایط امکان پذیر است یا نه. نظر ابرمرد اریایی:سلام. مطالب بسیار جالبی نوشته اید اما جالب تر از آن عکسهای بسیار زیبائی است که از اجداد ما انسانهای نئاندرتال را در وبلاگ خود ثبت کرده اید. بسیار بسیار زیبا است.اما در باب فدرال بودن ایران باید بیشتر تعمق کرد.من طرفداران فدرالیسم هستم اما آیا متکثر بودن قومی ایران ظرفیت فدرال زیستن را دارد؟ما با زیستن در فرهنگ متکثر زیستن فاصله زیادی داریم که پیمودن این راه توشه بس عظیمی از مدنی زیستن را می طلبد.به امید ان روز باید زیست. نظر شخصی به نام ماهی سیاه کوچولو: بحث پیرامون سوال مطروحه ات هنوز شروع نشده منو به چالش انداخته. در ادامه مطلب بحث پیرامون نظر یک مخالف و یک موافق فدرالیسم را پیگیری می کنیم ببینید و نظرات خود را در این باره بدهید. در حدود سی سال گذشته پس از پیروزی انقلاب اسلامی از همان اول انقلاب هر چند گروههای تند رو در اوایل انقلاب قدرت فراوانی داشتند ولی هنوز هم چپ گرایانی که در دولت بودند افکار عمومی زیادی را حامی خود کرده بودند البته رفته رفته با استحکام انقلاب و و گذر زمان و شکل گرفتن نسل های پس از انقلاب هنوز اختلاف بین چپ و راست حل نشد و گروههای تحول خواه با توجه به شرایط جامعه رشد کردند و قدرت مند شدند تا با نام تحول خواهان و اصلاح طلبان سر از لایه های زیرین جامعه در اوردند این گروهها که سعی داشتند تغییراتی را در مجموعه قوانین جامعه که در ان زمان با حال و هوایی انقلابی و با شور و هیجانات کاذب وضع شده بود را اصلاح کنند تا از این طریق هم فضا را برای تنفس دگر اندیشان و هم برای تعامل با جهانی که ما خود را تافته ای جدا بافته از ان می دانستیم و فکر نمی کردیم که باید روزی باید ما هم عضوی از این جامعه جهانی بشیم را باز کنند. حالا با این مقدمه به بخشی از سخنان حبیب ا... عسکر اولادی دبیر کل سابق حزب موئتلفه اسلامی و از اعضای شورای مرکزی این حزب اشاره می کنیم ایشان که از رابطه نزدیکی با برادران لاریجانی و دکتر ولایتی دارند در طی سخنانی با حمله به خاتمی گفته مگر خاتمی چه چیز را می خواهد تغییر دهد؟ البته ایشان که هم از منتقدین و مخالفان شخص رئیس دولت نهم و دولت نهم نیز هست و از حمایت خود از کاندیدای دیگری غیر از احمدی نژاد سخن می گوید حتی پیش نهاد هم داده که اصول گرایی را دوباره تعریف باید کرد نگفته که کاندیدای مورد حیت ایشان چه را تغییر خواهد داد مگر اصول گرا و راست گرا تر از این دولت در طول سی سال گذشته وجود داشته؟ پس مگر انهایی که ادعای اصول گرایی می کنند از این دولت راست گرا تر می خواهند؟ حال مگر این مشکلاتی که امروز با ان سر و کار داریم ناشی از همین تفکر بسته افراطی نبوده پس مسلما خاتمی برای تغییر این وضع امده بود هر چند مشکلات و نا کامی های ان از سر همین سنگ اندازی ها بوده و حالا هم اگر بخواهد بیاید برای تغییر این فضا خواهد امد هر چند در دولت او مشکلات بود و لی به هر حال کشور در مسیر توسعه قرار گرفته بود بلاخره لاکپشتی رفتن هم بهتر از نرفتن است با این حال این سخنان نشان از این دارد که تعریف مجدد اصول گرایی تنگ تر کردن حلقه این طیف را برای حذف رقبای سیاسی د بر خواهد داشت و لی در طرف مقابل هر چند ریاست جمهوری به دست اصلاح طلبان نیفتد اما تفکر اصلاح طلبی گسترش خواهد یافت و حلقه اصلاح طلبی و تحول خواهی طیف عظیمی از مردم را در بر خواهد گرفت که این مقدمه ای خواهد بود برای ساختن زیر ساخت های جامعه مدنی قوی و اقتصادی ازاد و در نهایت توسعه ای که بازگشت به عقب را هرگز تجربه نخواهد کرد. دوستان عزیز برای گفتگوی انلاین با من در این هفته می توانید از ساعت 12 شب به بعد به یا هو ای دی موجود در این وب مراجعه کنید. نظر یک دوست: دوست عزیز سلام. اصولگرایی دیگر در بین مردم خریدار چندانی ندارد. به همین دلیل بود که قالیباف رفت و حزب اصولگرای اصلاح طلب را بوجود آورد و آیت ا... خامنه ای هم در تایید این کار گفت : بهترین کارها اصولگرایی اصلاح طلبانه است ( دقیقا جمله اش را به یاد ندارم ). خود احمدی نژاد بارها و بارها با نام اصلاح طلب از سوی مسئولین و رجال تراز اول نام برده شده است. یکی از آن ها همین فیروزآبادی است. متاسفانه سران اصلاحات نیز در برابر این هزینه کردن های اصولگرایان از نام اصلاح طلب سکوت کرده اند. این گفته ها قبل از این عسگر اولادی از زبان هاشمی و سایرین نیز شنیده شده است. پاسخ ما: درست است ولی اصول گراین برای حفظ پایگاههای اجتماعی یا خود را اصول گرای اصلاح طلب می نامند و یا با دادن شعار های اقتصادی سعی بر جمع اوری رای دارند این در حالی است که سیستم اقتصادی ما بدون توسعه سیاسی و امنیت برای سرمایه گذای دیگران هیچ تغییری نخواهد کرد امروزه بزرگترین مشکل مردم سنتی بودن اقتصاد ما که به اقتصاد بازاری معروف شده است که باید تغییر کنه و این محقق نمی شه مگر به لطف یک اصلاحات ریشه ای که باز هم می گویم این اصلاحات با در نظر گرفتن توسعه سیاسی و فر هنگی باید همراه باشد واگر نه همین است که امروز شاهد ان هستیم و هیچ چیز تکان نخواهد خورد و بد تر هم خواهد شد.اما در مورد احمدی نژاد که اصلاح طلب بودن ان به کل منتفی است و لی در مورد هاشمی هر چند او اصلاح طلب نیست و لی وضع موجود را هم برای کشور مناسب نمی داند ولی او هم در جبهه اصول گرایی قرار دارد هر چند افرادی نیز که نزدیکی زیادی به او دارند گرایشات اصلاح طلبانه ای دارند و اصول گرایان را نفی می کنند. نظر یک دوست: هزینه کردن اصول گرایان از نام اصلاح طلب نشانه ضعف آنها در برابر قدرت اصلاح طلبان است . پاسخ ما: دوست عزیز نشانه از بین رفتن اعتبار تفکر اصول گرایی است. نظر یک دوست: سلام به یک عدالت خواه مبارز مواظب باش در این مبارزه کشته نشی چرا که گمنام می مانی ؟ پاسخ ما: متشکرم که به فکر من هستید دوست عزیز
بقیه مباحث را در ادامه مطلب دنبال کنید ببینید چه خبره اون پایین... خبر نگار عراقی که با پرتاب کفش هاش به سمت بوش تونسته خودش و تیتر صدر اخبار جهان کنه و احتمالا در اینده از ان بیشتر خواهیم شنید و حضور ان را در صحنه های خبری و با عناوینی همچون تحلیل گر مسائل سیاسی کارشناس امور عراق و... شاهد خواهیم بود به هر حال ین خبر نگاربه ارزوی دیرینه خود برای معروف شدن رسید البته این اقدام از همان اول با محکومیت خبر نگاران عراقی همراه شد ولی نمی توان این اقدامات را از فرهنگ مردم عراق دور دانست و این نشان از ان دارد که کسانی که حتی روزی نمی توانستند از چند قدمی صدام حسین جنایت کار بدون دولا شدن و با هزار جور سلام و صلوات عبور کنند امروزه می توانند کفش خود را به سوی سران کشور اشغالگر یا حتی به صورت دولت مردان خود بیندازند و به جای اینکه جا به جا در مقابل انزار عموم و دوربین سر از بدنشان جدا شود یا چشمانشان دراید فقط چند روز بازداشت را به جان بخرند خلاصه فرهنگ تحمل ناپذیری مخالف در عراق حتی در بین اهل قلم ان نیز وجود دارد چه رسد به مردم ان ولی به هر حال انزجار از امریکا نباید به مرحله ای رسد که اهل قلم حرمت قلم را بشکنند و دست به کفش بشند و بهتر است همچنان سنگر خود را با قلم حفظ کنند البته یک نکته جالب دیگه این بود که مثل اینکه به تازگی ها در عراق کفش هم پیدا میشه چون قبلا دمپایی بود و اون هم چه کفش هایی کفش های ده میلیون دلاری ای کاش منم همچین کفشی داشتم احتمالا این اقای خبر نگار کفشاش رو میفروشه و برای سرمایه گزاری به امریکا میره و در کشور اشغالگر امریکا زندگی مرفحی رو با این پول اغاز می کنه. نظر یک دوست: من با نظرت موافقم که گفتی اهل قلم بهتره با قلمشون بجنگن نه با کفش و اگه این آقای خبرنگار کفششو فروخت و به آمریکا رفت نهایت... پاسخ ما: دوست عزیز من نگفتم فروخت و رفت و لی گفتم احتمالا که این هم نوعی کنایه بود به این فرد. نظر یک دوست: شما ایرانیها کی یاد میگیرد قبل از نوشتن چیزی ، اول از همه به انسان و انسانیت اهمیت بدید؟ و دیگران رو هرچند که عراقی ، آدم حساب کنید.حداقل اون در اون محفل با پرتاب کردن کفشش انزجار خودش رو نشون داد.تو توی جامعت توی کشور اسلامیت با اون سیاستهای مزخرفش و با اون محرومیتها که با وجود سرمایه های عظیم کشور از مردم محروم کردن ... پاسخ ما: شما دوست عزیزی که نمی دانم کجایی هستی انسان و انسانیت رو در عراقی ها نبینید مگر یادتان رفته این به قول شما انسانها چه بلایی بر سر مردم ما و کشور اوردند هنوز اثار جنایات عراقی ها در ایران هست فقط کافیست یک سری به بیمارستان بقیت ا... بروید تا مدارک مورد نظر را به وضوح ببینید کسانی که هر روز از خدا صد ها بار طلب مرگ می کنند تا از این عذاب نجات یابند کجاست ان غیرت ایرانی که با مشت های گره کرده بر دهان استکبار در جوار وطن بکوبد حالا استکبار جهانی پیش کش. عملکرد امریکا قابل دفاع نیست اما این رفتار در بین متحجرین طبیعیست کسانی که بدون خرد دست به چنین اقداماتی می زنند نمی توانند ازادی برای مملکتشان فراهم کنند.اما در مورد سیاست های غلط مملکت ما ما سعی می کنیم اموزش ببینیم و اموزش بدیم تا مملکت خود رو اباد کنیم با لنگه کفش انداختن ازادی و دموکراسی و عدالت بر پا نمیشه فقط ما را هم در جبهه متحجرین قرار خواهد داد. نظر یک دوست از وبلاگ پارسه: ملیت فراموش شده ایرانی باید زنده شود. پاسخ ما با است دوست: ایرانی زنده است وملیتش در گرو شناخت حقیقی از تمدنش و خودش است. نظر یک دوست: اصلاح طلب .دوم خردادی چه فرقی میکنه؟ پاسخ ما به این دوست: اصلاح طلب کسی است که با توجه به شرایطی سعی در تغییر اوضاع و احوال کنونی در چهار چوب یک سیستم را دارد که باید به یک سری پارامترها از جمله فرهنگ حاکم بر ان سیستم توجه شود و لی دو خردادی جبهه ای است در ایران که برای اصلاح سیستم سیاسی با شعار توسعه سیاسی بر سر کار امد که تا حدی با توجه به امکانات و ضرفیت های خود قدم به قدم اهداف خود را در چهار چوب این سیستم پیش برد و لی به خاطر غیر واقعی بودن دید جامعه از دور کنار رفت و الان هم در تلاش برای رسیدن به اهداف خود است. نظر یک دوست: سلام پاسخ ما: دین هم برای اصلاح جامعه امد. نظر یک دوست: با سلام و سپاس پاسخ ما به این دوست: من هم با شما موافقت دارم ولی جامعه ما باید این را هم در نظر بگیرد دموکراسی پایدار وقتی محقق می شود که این توسعه در همه ابعاد تعادل را حفظ کند و جامعه را در همه ابعادش جلو ببرند چرا که اگر یک طرف از این کفه ترازو سنگین تر شود تعادل به هم می خورد و دوباره نا امیدی بر جامعه حاکم می شود.(توسعه سیاسی و اجتماعی و اقتصادی همراه با ساختن زیر ساخت های ان برای پایداری توسعه تنها را نجات کشور است) بقیه مباحث در ادامه مطلب... توی یک وبلاگ یک مطلب دیدم گفتم لینک کنم شماهم بخونید یک حکایت حکیمی را پر سیدند چندین درخت نام ور که خدای عز و جل افریده است و برومند هیچ یک را ازاد نخوانده اند مگر سرو را که ثمره یی ندارد در این چه حکمت است گفت: هر درختی را ثمر معین است که به وقتی معلوم به وجود ان تازه اید و گاهی به عدم ان پژمرده شود و سرو را هیچ از این نیست و همه وقتی خوش است و این است صفت ازادگان. بر انچه می گذرد دل منه که دجله بسی پس از خلیفه بخواهد گذشت در بغداد گرت ز دست باید چو نخل باش کریم ورت ز دست نیاید چو سرو باش ازاد انتخابات ریاست جمهوری با تمام حساسیت هایی که در این دوره داره بهانه ای شده تا سیاسیون دور هم جمع شن و برنامه ها و میتینگ های سیاسی ای رو ترتیب بدن برای بهتر اشنا شدن با فضای جامعه ای که به نظر خیلی از هم دور و دچار تکثر شده اند در این میان حضور احمدی نژاد در دور دوم برای اصول گرایان قابل پذیرش نیست و ظاهرا عمل کرد بد او در این دوره اصول گرایان را بر این داشته که در نماینده ای که توان مقابله و رای اوردن در برابر احمدی نژادی که در تمام ارکان حکومت نفوذ بالایی دارد را معرفی کنند در این میان اصلاح طلبان که به طور کامل از دستگاههای اجرایی تصفیه شده اند برای بازگشت به قدرت در تلاشند کروبی پیش دستی کرده و خود رو کاندید معرفی می کند و لی به دلیل بی اعتمادی اصلاح طلبان به او و غیر خودی دانستن او سعی بر این است که خاتمی که دوره نه چندان طلایی رو در زمان اصلاحات داشته و لی بین اصلاح طلبان بهترن گزینه برای اجماع و ائتلاف است سعی اصلاح طلبان برای راضی کردن خاتمی است اما خاتمی در بین نسل 76 محبوب است و در دوره جدید کسانی که ان زمان حق رای نداشته و امروز در تعیین انتخابات نقش عمده ای دارند ادبیات خاتمی قدیمی شده و از طرفی هم تحریمی ها و تبلیغات ضد انقلاب را برای نرفتن پای صندوق فاکتور گرفتیم حال با این شرایط در دو جناح یک حالت سردرگمی برای جناحین به ارمغان اورده که نه می گذارد اصول گرایان از احمدی نژاد گذشته برای اینکه ممکن است دور بعد این پست به اصلاح طلبان برسد که کار اصول گرایان سخت تر خواهد شد نه اصلاح طلبان می توانند از خاتمی عبور کنند چرا که حضور احمدی نژاد برای انها قابل پذیرش نیست این همه اختالاف در داخل حکایت از یک کاروان سیاسی در انتخابات را دارد کاروانی که کاندیداهای ان سعی بر رسیدن به دور دوم انتخابات را از طریق پخش کردن رای ها در بین نماینده ها دارند و در دور دوم با تبلیغات گسترده تر و اجماع بر روی کاندیدایی که از فیلتر دور اول گذشته است سعی به قدرت رسیدن جناح خود را دارد اما این مسئله وجود کاروان سیاسی فقط به این جا ختم نمی شه چرا که کسانی که در جناح اصول گرا امروزه پست های کلیدی رو دارند اگر بخواهند کاندیدای ریاست جمهوری شوند باید استفاء خود را شش ماه قبل از اعلام کاندیدا توری اعلام کند که البته در صورت پیروز نشدن در انتخابات مسلما دیگر این پست را از دست خواهند داد و اگر قدرت به جناح رقیبش بیفتد که دیگر در ان سیستم جایی نخواهد داشت و این هم یک مشکل دیگر برای اصول گرایان شده که با شرکت در انتخابات یک پست کلیدی دیگر نیز از انها گرفته خواهد شد پس این دوره از انتخابات یک تحول بزرگ رخ خواهد داد بدون در نظر گرفتن اینکه چه کسی رای بیاورد که این تغییرات می تواند هم مثبت باشد هم منفی نظر شما چیه یعنی چی میشه؟؟؟ به نام انکه اگاه است و پیامبران را وسیله اگاهی بخشیدن قرار داد من یک رسانه ام رسانه ای که می توانم درد دل مردم را به گوش مسئولین برسونم رسانه ای که می تونم اگاهی دهنده باشم رسانه ای که می تونم برای رضای خدا و ترویج حق پا به میدان بذارم اما چه کسی است حرف دل مرا به دیگران برساند؟... بحث تعطیلی رسانه ها بعد از روی کار امدن اصلاح طلبان با گسترش و باز تر شدن فضای سیاسی شدت گرفت به طوری که اگر روزنامه ای بسته دفاتر انها مورد حمله قرار می گرفت مدیران به دادگاه و روزنامه نگاران باید زندان را خانه دوم خود می نداشتند خلاصه برای اینکه فضای انتقاد را بسته نگه دارند از هیچ کوششی دریغ نکردند و امروز شاهد بستن فله ای روزنامه ها و بستن بیش از پنج میلیون وب لاگ و سایت در کشور تمدن ها هستیم کشوری که مهد کتاب و فلسفه و فرهنگ بود اما این سانسور تا کجا ادامه خواهد داشت ؟ مردم که اگاه هستند و واقعیات را می بینند برای دسترسی به اخبار در عصر ارتباطات راه های گونا گون را طی می کنند و از هر طریقی که باشد به اطلاعات دست می یابند سانسور نه تنها مانع از اطلاع رسانی نمی شود بلکه راه را برای رسانه های بیگانه باز می کند که با اهداف مشخص مردم را مورد هجوم اطلاعاتی قرار داده و این خود خطری بس بزرگ است پس چرا مردم را به رسانه های داخلی بدبین می کنند؟ امید واریم رسانه ها روزی جایگاه خود را در جامعه پیدا کنند و اهمیت حضور ازادانه انها حس شود. بحث وزارت کشور در دولت نهم خیلی جالبه چرا که در مدت سه سال سه وزیر در این وزارت خانه تعویض شده اخرین وزیر هم که پیشنهاد شده صادق محصولی است که از شخصیت های نظامی کشور است و در ساخت و سازها و پروژه های عمرانی نقش بسیار فعالی داشته و ثروتمند ترین وزیر نیز به شمار می رود البته یکی از دلایلی که او در مجلی هفتم رای اعتماد را برای تصدی وزارت نفت نگرفت نیز همین عامل بود و لی به هر حال انگار با نزدیک تر شدن انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری و اوضاع بد اقتصادی در جهان و به خصوص ایران دولت سعی در امنیتی تر کردن فضای کشور را دارد که حضور گسترده نظامیان در عرصه های سیاسی و دادن پست های کلیدی کشور و از طرفی بستن روزنامه های منتقد و دادن اختیارات بی حد و نصاب به نیروهای نظامی حاکی از اینده ای سخت در کشور برای مردم است که تحرکات و رزمایش های پلیس و ارتش نشان از اوضاع نابسامان و گسترش نارضایتی های مردم در داخل و دولت های منطقه را دارد از ان گذشته فشار روز افزون دولت های خارجی بر ایران و احتمال حمله نظامی اسرائیل به ایران همه دست به دست هم داده اند که پست های کلیدی نصیب فرماند های ارشد نظامی شود تا در صورت بروز یک در گیری در منطقه تجربه گذشته در جنگ با عراق که اختلافات نظامیان با سیاسیان بود تکرار نشود و همه ارگانهای دولت و نظام با هم هماهنگ کار کنند. خداحافظ جمهوری خواهان امروز ساعت 8:30 صبح چهارشنبه بود که خبر قطعی شدن پیروزی باراک اوباما و شکست جان مک کین در انتخابات ریاست جمهوری مهمترین خبر رسانه های جهان بود. باراک اوباما که پس از دوسال مبارزه انتخاباتی و پس از گذشتن از رقبای سر سختی چون هیلاری کلینتن و جان مک کین کلید کاخ سفید را از دست جمهوری خواهان گرفت اولین رئیس جمهور سیاه پوست امریکا محسوب می شود رئیس جمهوری که با شعر تغییر و تحقق عدالت بر سر کار امد کسی که گفتمان را بر زور گویی در جهان ترجیح داد و مردم امریکا هم که دنبال وضعیتی بهتر بودند امدند و به او رای دادند و اورا که به نظر یکی از محبوب ترین رئیس جمهور های امریکا در تاریخ این کشور خواهد بود را به کاخ سفید رساندند. شعار های اوباما نشان داد که حتی در کشور های بزرگ و قدرتمند که که مردن از رفاه نسبی بر خوردارند نسبت به کشور های جهان سومی هنوز هم مردم به دنبال عدالت و راستی هستند و این خلاء نه در کشور های در حال توسعه بلکه در کشور های توسعه یافته غربی نیز هنوز حس می شود باری به هر جهت امروز تاریخ امریکا در مسیر جدیدی در حرکت است که ما هم امید واریم با توجه به مسائل جهانی که وقایع کشور ما هم نمی تواند از ان بی تاثیر باشد این مسیر سیر تکاملی رو به مثبت رو طی کند. ذکر یک نکته را لازم دونستم این که جهان نیاز به تغییر دارد همه باید برای تغییر در این جهان که پر از بی عدالتیست تلاش کنیم این انتخابات به درستی خلاء این نیاز را به جهانیان نشان داد پس ما هم همه با هم همراه با مردم امریکا می گوییم اگر شما می توانید پس بدانید که ما هم بهتر از شما خواهیم توانست چرا که هر چه باشد ما وارث تمدن انسانی در روی زمین هستیم. در اخر هم پیروزی اوبا ما را به او و مردم امریکا و تمام تحول خواهان جهان تبریک می گوییم. پی نوشت: گفتم تا تنور انتخابات امریکا داغه این مسئله رو جا نندازیم منظورم بحث سیاست های اوباما در برابر ایران و خاور میانه. همانطور که می دانید اسرائیل متحد اصلی امریکا در منطقه است و خواهد بود پس نباید انتظار داشت امریکا ساز مخالفی با اسرائیل بزند پس نکات اصلی تغییرات در منطقه بر می گردد به مسئله عراق و افغانستان و بحث خروج نیروها از این مناطق و پایان دادن جنگ در این منطقه و مسئله مبارزه با تروریسم که مسلما با خروج نیرو های امریکایی به صورت زمان بندی شده و تقویت دولت عراق این مشکلات تا حد زیادی حل خواهد شد یکی از مسائل دیگر سیاست های امریکا در برابر ایران است و مسئله هسته ای مسلما بهترین راه برای حل این مشکل گفتگوی مستقیم و بی واسطه امریکاییان با ایران است که اگر در سطح پایین انجام شود به نظر من وقت تلف کردن است بهتر است در سطح بالا انجام شود تا حرف ها بدون رودر بایستی و رک گفته شود و یا برای همیشه به این مسئله پایان داده شود یا دوباره همین دشمنی ها ادامه بیابد. یک تنفس کوتاه... دیپلماسی برای ریدن به توافق این نیست که بگوییو حالا که اوبا ما امده دیگه امریکا به ایران اجازه خواهد داد غنی سازی را ادامه بده یا ایران از فردا سفارت خانه های امریکا را باز گشایی کند هدف گفتگوی مستقیم است برای رسیدن به یک توافق که روابط شاید در اینده از سر گرفته شود و این میسر نخواهد بود مگر اینکه دو طرف در بعضی از مسائل در برابر هم کوتاه بیایند و با شناختن حق و حقوق بینالمنلی و با احترام به قوانین بین المنلی که خود انها به امضا رسانده اند با یکدیگر رفتار کنند نه با دیدگاه قلدری و دشمنی با یکدیگر. از نظرات شما در این بحث استفاده خواهیم کرد پس ما را از نظرات با ارزش خود بهره مند کنید پیروز و سرافراز همچون دماوند و تا درودی دیگر بدرود. نظر بهزاد: اگرچه تحول در آمریکا منشاء تحول در کشورهای دیگر جهان هم می تواند باشد . اما بهتر آنست که ما در فکر کشور خویش باشیم . پاسخ ما: ما هم به فکر مملکت خود هستیم باید از در دوستی در امد نه دشمنی چرا ما باید همش شعار مرگ بدهیم و برای خود دشمن تراشی کنیم بهتر است این تحولات را به دید مثبت ببینیم و امید داشته باشیم دولت ما هم به دید منطقی و انعطاف لازم این مسئله را حل کند تا بتوانیم ما هم مانند دیگر کشور های پیشرفت کنیم. نظر یک دوست: بگذارید با شما دوست عزیز مخالف باشم. آنان که از تبارشان به عنوان سردمداران کاخ سفید یاد کردید گرچه سپید نیستند همانند من و شما اما سیاهی کریهی که در کالبد سازشکاری دموکراتها و جمعی از دوستان اروپائیشان سه دهه نفس شیطانی در کالبد این رژیم ضد انسانی و ضد ملی دمیدند نبود. جرج بوش را به عنوان یکی از منزه ترین و مسئول ترین و پراگماتیست ترین می شناسم. وبدین شناسایی متعهدم. فراموش نکنید دوست عزیز هموطنم هرگونه حمله به ایران گرچه می تواند خسارات مادی و معنوی فراوانی به همراه داشته باشد اما تنها راه حل و آلترناتیو مناسب برای پس زدن این لکه ننگ سی ساله از دامان ایران عزیز است. نباید همچون پیشینیانمان وطن دوستی را فقط در بیرون آمدن رگ گردنمان نسبت به تعرض به کشور تعریف کنیم. وطن دوستی می تواند عبارت از تشخیص مصالح ملی بر اساس جدول هزینه و فایده است. در صورت تمایل می توانم بیشتر در این مورد با شما دوست گرامی دیالوگ داشته باشم.موفق باشید. پاسخ ما: بگذارید واقع بینانه تر به این مسئله نگاه کنیم ایا امریکا به فکر منافع ما مردم است ما منافع خود بر فرض سرنگونی رژیم دموکراسی حاکم می شود یا دیکتاتوری دیگریمسلما را دموکراسی فراتر از این است که با ساده انگاری فکر کنیم پس از این رژیم ازادی دیگر به نقطه اوج خود می رسد چرا که تنها راه برای رسیدن به ازادی گام های مستمر و مر حله به مرحله همراه با اموزش است تا ریشه ظلم کنده شود در مورد ارزوی بعضی ایرانیان که فرش قرمز زیر بغل گرفته اند و در ارزوی حمله نظامی شب ها را صبح می کنند باید بگویم متاسفانه این ناشی از دید استعماریی است که غرب به ما داده است که این دید خطر ناک باید از بین برود کافیست خود را باور کنیم و هر کدام در هر جایی که قرار داریم به ایران بیندیشیم و در جامعه ای که فساد بیداد می کند اگر نمی توانیم ان را ریشه کن کنیم خود را نیز در ان سهیم نکنیم. تربیت یعنی که خود را ساختن / بعد از ان بر دیگران پرداختن یادمان باشد ملتی که فرهنگ و اصالت خود را از دست بدهد و فر هنگ بیگانه رو بر خود تر جیح دهد سالها اسیر استعمار خواد بود. سالها دل طلب جام جم از مل میکرد / انچه خود داشت ز بیگانه تمنا میکرد اولین چراغ سبز ایران به امریکا را در ادامه مطلب ببینید... پی نوشت: خبرامدن کروبی در انتخابات را همه شنیده اید نمی دانم به چه امیدی امده و لی اگر هم بیاد و حتی رای هم بیاره مطمعنا از حمایت مردمی برخوردار نخواهد بود و این ارا را صرفا شاید بتوان حاصل اجماع نیروهای چپ بدون حمایت احاد جامعه دانست پی در صورت پیروزی هم نه تنها از پشتوانه مردمی برخوردار نخواهد بود بلکه افت جنبش اصلاح طلبانه خواهد بود چرا که مردم را روز به روز از این جنبش نا امید تر خواهد کرد. در وب گروهی ما مطلب بزنید برای رفتن به وب گروهی اینجا را کلیک کنید. نظر یک دوست: سلام دوست عزیز من پاسخ ما: دوست عزیزم نا امید شدن از رژیم کاری رو حل نمی کنه مگه وقتی مردم تحریم کردند و نیو مدن تا احمدی نژاد رای اورد رژیم بر گشت پس بهتره قبل از اصلاح جامعه دست به اصلاح خود بزنیم تا تک تک اعضای جامعه اصلاح شود ان وقت جامعه دو لت سیاست های ان هم در طول مدت زمانی خود به خود درست خواهد شد البته من طرفدار همه اصلاح طلبان نیستم و لی همیشه اصلاحات را قبول دارم و معتقدم ادم باید با اصلاح تکامل ژیدا کنه راستی از شما هم یک سوال دارم به راستی اگر رژیم بر گرده از فردای ان مملکت گل و بلبل خواهد بود؟ سلامی دو باره به شما عزیزانم شمایی که با اینکه مدتی در غیبت بودیم ولی باز به ما سر میزدید که شاید مطلبی نو را روی وب قرار داده باشم سلامی به گرمی افتابی سوزان که دشمنان ایران را در گرمای سوزان خود هلاک و دوستان ایران را از نعمت های خود بی دریغ نمی گذارد سلام برتوای هموطن... اول از همه باید بگم همانطور که دیده بودید لوگوی وب گروهی ما که شما می توانید در ان مطلب بنویسید رو چند روز پیش براتون گذاشته بودم حالا برای گسترش و دیدن بیشتر مطالبمان وارد دنیای بلاگ اسکای هم شدیم پس از این پس مطالب ما روی سه وبلاگ که یکی از انها همین و دیگری وب گروهی ما و دیگری نیز وب ما در دنیای بلاگ اسکای است به نمایش در می اید. در هر حال امید وارم در وب گروهی ما مطلب بزنید و در مورد اون وب دیگر هم ما را از نظرات ارزشمند خود بی بهره نذارید. موضوع امروز را به رفتار سیاسی سیاسیون اختصاص می دیم از رئیس دولت وقت شروع می کنیم سعی می کنیم همیشه بهترین حالت رو در نظر بگیریم و به جای نا امیدی ترویج امید به اینده را کنیم. تا به حال به رفتار محمود احمدی نژاد توجه کردید می دونم توجه کردید خب اگر بخواهیم از نکات مثبت بگوییم مثلا از جسارتش قابل تحسین و از نکاتی است که هر سیاست مداری باید به ان توجه کند اما اگر این جسارت با تعقل نباشد و از سر لجبازی و منیت باشد دیگر به ان نمیشود جسارت گفت به ان لجبازی می گویند پس شد {(جسارت + تعقل + علم= دولت کارامد)= دولت خدمت گذار}= کشوری قدرتمند اگرهم از نکات منفی بخواهیم بگوییم متاسفانه در عرصه سیاست خارجی که با توجه به همان جسارت فارق از تعقل که حاصل ان تحریم بود سیاست خارجی ضعیفی داشتیم از بی ثباتی های مدیریتی که در این دولت به اوج خود رسید هم که بگذریم بی تخصصی در دولت هم کشور را در معرض خطر سقوط اقتصاد به قعر چاه های رو به اتمام نفتمان می اندازد اما در سیاست داخلی یک سری بازی های ان جالب به نظر میاد مثلا بازی ای که با سیاست مداران کهنه کاری چون هاشمی رضایی و لاریجانی و ... کرد نشان از زیرکی او در عرصه سیاست داخلی دارد از یک طرف راندن انها و از طرف دیگر نگه داشتن انها پشت درهای بسته در حالت انتظار و تازه پشت در رو هم تله گذاشتن دیگه خیلی به این بازی هیجان بخشیده حالا خود شما قضاوت کنید چه قدر پول و زمان و انرژی صرف انجام این بازی ها می شود با کمی تامل و تفکر به اینده بنگرید.! کمی از دولت گفتیم و نکات مثبت و منفی ان ولی اما در کل باید بگم منشاء تمام این اتفاقات در منیت هاست. نمی دانم چه طور ولی بیایید این فرهنگ سنگ اندازی جلوی پای دیگران را از فرهنگمان دور بریزیم بیایید سنگ ها را از جلوی پای هم برداریم بیایید هر ایرانی را ستونی مستحکم برای ایران فرض کنیم که با شکستن و فرو ریختن هر نفرمان پایه ای کشور سست و زمینه فرو ریختن ان را فراهم نکنیم با دست خود تیشه به ریشه خود نزنیم این نمونه ای که برای شما مثال زدم ( دولت نهم ) یک نمونه از این سنگ اندازی ها بود از این سنگ اندازی ها در کشور و در جامعه و حتی در سطح خانوده ها زیاد اتفاق می افتد مشکل را از ریشه بزنیم اینده را بنگریم و به ایران بیندیشیم چرا که ایران از ان ایرانیان است و بس خدایا راه منحرفان را به راه راست کج کن از لحظه ورود احمدی نژاد به نیویورک انگار تمام رسانه ها که دیگر هیچ موضوعی برای تیتر یا به تصویر کشیدن نداشتند خبرهای خود را به سمت رئیس جمهوری ایران متمرکز کردند. از قبل از ورود که عده ای با تدارک دیدن تضاهرات های گوناگون در ضدیت و یا طرفداری ازاحمدی نژاد موضوع را برای رسانه ای شدن این شخص اماده کرده بودند. انگار همه منتظر سخنان دورئیس جمهور ایران و امریکا بودند البته این باعث افتخار است که همه به ما توجه کنند و لی وقتی به پیامد های این تیترها و عواقب سیاسی این سخنان می اندیشیم به جای افتخار یک نگاهی همراه با افسوس به گذشته خود می اندازیم و در سکوت مرگبار خود و با کوله باری به اندازه یک دنیا شرمندگی تنها می توانیم سنگینی این کوله بار را بر روی دوش خود تحمل کنیم و... اما در این کنفرانس انگارهمه منتظر حرف های جدیدی بودند نه تکرار مکررات از پیادمهای ان هم که بهتر می دانید دیگه کشوری که در تحریمه و هر روز تهدید به جنگ میشه این حرف ها تنها راه را برای غربی ها باز خواهد کرد که لشکریان خود را به سمت ایران هدایت و توپ و تانک های خود را به سمت جاده های ما به حرکت دراورند خلاصه لبه پرتگاه روی تیغ راه میرویم اگر اشتباه کنیم به پایین سقوط می کنیم. کوتاه نوشتم که حتما بخوانید چون قبلا گفته بودید پستهام طولانیه حال ندارید بخونید بدرود. نظر یک دوست که به همین پست ارسال شده: سلام ایرانی اگه اینجا (وبلاگ) حرفهای مخالفها رو ثبت میکنه پاسخ به این دوست عزیز در جواب سه سوال شما باید بگم هر حکومتی مخالف داره این چیز عجیبی نیست اما تفاوت در نوع حکومت داریست و نوع برخورد حاکمان با مخالفین کورش کبیر که به نظر من مقتدر ترین پادشاه درست کار ترین و عادل ترین انها بود در بر خورد با عقاید گوناگون انسانی صبور و به قول امروزی ها دموکراتیک بود همه عقاید را احترام می گذاشت همانطور که در منشور کورش هم بود تمام عقاید اقوام و مذاهب را که جزئی از قلمرو ایران بود ایرانی می خواند و در برابر قوانین مملکتی با ان به مساوات رفتار میکرد این همان روشی بود که پیامبران و ائمه نیز به ان تاکید داشتند و لی همیشه این منش در برابر منفعت طلبانی که از به خاطر ثروت های کلان و منابعی که در دست داشتند و همین عامل سبب شده بود که از نفوذ در دستگاه حاکمیت بر خوردار باشند فدا شود من هم یک ایرانی هستم و به ایرانی بودنم افتخار می کنم و برای تمام کسانی که برای سربلندی ایران تلاش می کنند ارزش قائلم. متشکر از نظر شما دوست عزیز ادامه بحث در این باره در ادامه مطلب مدتی است که این اروپاییان و در راس انها انگلستان در صدد برامده اند که گروه مجاهدین خلق ایران را از لیست ترورسیتهای جهان خارج کنند از این رو لازم دونستم چند نکته رو راجع به این گروه به اطلاع برسانم می دانم شما خود اگاه تر هستید ولی تکرار ان برای یاد اوری خالی از لطف نیست. سازمان مجاهدین خلق ایران را که ان را در ایران با نام منافقین که زیبنده این گروه است می شناسند.این گروه به رهبری مسعود رجوی و مریم رجوی که به ترتیب رهبر و رئیس جمهور منتخب این گروه هستند به عنوان سرکرده این گروه یاد می شود. عمل کرد ان گروه که در قبل از انقلاب:این گروه با بیش از 5000 نیرو چریک و انقلابی نقش بسیار عمده ای در شکل گیری انقلاب 57 داشت با سقوط سلسله پهلوی و روی کار امدن دولت موقت این گروه شروع به سرکوب مخالفان از طریق ترور و خشونت و بمب گذاری های متعدد کرد که تغریبا حدود 4000 نفر از فعالین سیاسی ان زمان را ترور کردند.نیروهای سیاسی ان زمان که موجودیت خود را در خطر می دیدند با بوجود اوردن اتحاد بر علیه مجاهدینی که با امدن بنی صدر از نفوذ بالایی در دولت نیز بر خوردار شده بودند مبارزه ای را اغاز کردند که این مبارزه سرانجام منجر به برکاری بنی صدر و تعقیب اعضاء و سران این گروه شد که سر انجام سران انها همراه با بنی صدر و بسیاری از اعضای انها از مملکت فراری شدندو عده ای نیز به خاطر جنایاتشان در دادگاه محاکمه که یا زندانی و یا اعدام شدند. بعد از فرار سران انها و استقرار انها در عراق و با دادن پناهندگی به انها توسط صدام حسین که همزمان هم شده بود با جنگ تحمیلی دوباره انها توانستند نیرو های خود را بازسازی و این بار با صلاح ها و محمات و تجهیراتی که صدام به انها داده بود قدرتمند تر از گذشته منتها در خارج از مملکت شروع به فعالیت کنند.این بار انها نقشه حمله به ایران را کشیده بودند نقشه ای خائنانه که انها را واداشته بود که با دشمن ایران در حال جنگ وارد دوستی شدند به کشور خود حمله کردند تا این عمل خائنانه برای ابد در کارنامه سیاه انها به عنوان نقطه ای کثیف تر از شخصیت رهبران انها ثبت شود این عملیات ناجوانمردانه که با نام فروغ جاویدان در ایران انجام شد سر انجام با پیروزی نیرو های ایرانی که با عملیاتی تحت عنوان مرصاد برای مقابله با انها رفته بودند به پایان رسید و در این عملیات عده زیادی از اعضای این گروه کشته و بسیاری از منابع و صلاح ها و تجهیزات نظامی انها منهدم و یا به دست نیرو های ایرانی افتاد. از ان پس به بعد این گروه در پناه صدام حسین ماند و در پایگاهی به نام اشرف که حکایت های بسیاری از ان شنیده اید نیرو های خود را تمرین می دادند و بعدا با تشکیل شورای ملی مقاومت کم کم از فعالیت های اشکار نظامی انها کاسته شد و بیشتر فعالیت های انها جنبه به ظاهر سیاسی گرفت فقط چند مورد بمب گذاری در نقاط مرزی بود که خود این گروه مسئولیتش را به عهده گرفتند ولی در طول زمان و با فرار بسیاری از فریب خوردگان و جوانانی که به عضویت در این گروه در امده بودند این گروه کم کم از لحاظ نظامی ضعیف و از طرف دیگر فشار های بین المنلی مانع از فعالیت اشکار نظامیان انها شد.حالا پس از گذشت تقریبا 30 سال از این انقلاب این گروه با فعالیت های سیاسی ضد انقلابی که بیشتر جنبه جاسوسی و خراب کارانه در طی سمینارها و کنفرانس هایی که در جا های مختلف بر گذار می کنند سعی در بر اندازی نظام از طریق تشویق کشور های دیگر به حمله نظامی به ایران را دارند تا از این طریق راه را برای حظور خود در ایران هموار سازند تا بتوانند یک حکومت رعب و وحشت را که صد ها برابر سیاه تر از حکومت خورشچوف در شوروی بود را به وجود اورند. در این جا بد نیست اشاره ای هم به ایدئولوژی فکری این گروه . نوع عملکرد انها از لحاظ درون سازمانی بکنیم. ایدئولوژی انها که بر پایه ایدئولوژی مارکسیستی زیر لوای اسلام است انها را به مارکسیست اسلامی مشهور کر ده است که انها را به صورت یک فرقه منحرف اسلامی تبدیل کرده گروهی که حتی با فراخوان مسئولان انها برای ممانعت از ازدواج اعضای این حزب باعث شد تا تمام اعضای مجرد ازدواج نکنند و متاهلین نیز مطلقه شوند تا به قول رهبران انها تمام فکر و نیروی اعضاء انها در گرو اهداف مسئولین و جنگ با شد. حال با این اوصاف و دیگر مطالبی که خود شما بهتر می دانید جای تامل بسیار است که چرا اروپاییان در تلاش اند این گروه راازلیست تروریست ها حذف کنند هر چند تا به امروز موفق نشده اند و لی حتی طرح چنین مسئله ای نیز خالی از خطر نیست و کسی نمی تواند تضمینی بدهد که این گروه از لیست خارج نشوند در این میان مردم باید اگاهی های لازم را داشته باشند و با شناخت گروههای مختلف و شناخت عملکرد مواضع و کارنامه این جور گروهها تمام راها را برای نفوذ این سازمان ها ببندند چرا که رهبران انها هنوز همان ها هستند با همان افکار خطرناک و خائنانه. راستی آیا شب قدر را قدر می دانید؟ بیا ای قطره یک دم اهل دل شو / ز خود بگذر به دریا متصل شو به دریایی که بی پا و سر امد / ز مفهم و وهم ما دریاتر امد مجوی امواج از دریا برون را / ببین انا الیک راجعون را به دریا می روی خواهی نخواهی / بزن دل را به دریای الاهی که این دریا پر از موج نهفتست / به هر موجش هزاران گنج خفتست اگر چشم دلت بینای رازاست / رسیدن تا خدا یک جو نیاز است نیاز عشق عین بی نیازیست / که سر بر سجده بردن سر فرازیست نظر یک دوست در باره این وبلاگ که به همین پست ارسال شده: قبایل بربری که نیست با جنگ عدالت بپا کرد ... گفتگو ..گفتگو گفتگو پاسخ ما به این دوست: اگر می شد گفتگو کرد دریغ نمی کردیم برای عدالت باید جنگید چرا که منفعت طلبان در کل جهان که همه چیز دارند با ضعفا گفتگو نخواهند کرد متاسفانه این حقیقتیست که نمی شود انکار کرد خودمان را گول نزنیم البته منظور از ضعفا فقط از لحاظ مالی نیست. نظر یک دوست دیگر : سلام دوست عزیز البته شما بهتر بود به نحوه ی شکل گیری این گروه و بنیان گذاران آن (حنیف نژاد ،بدیع زادگان و محسن ) که سه دانشجوی مبارز بودند اشاره می کردید و از فعالیت این گروه قبل از انقلاب . چه طور قبل از انقلاب اگر تروری صورت می گرفت کننده تروریست نبود ولی بعد از انقلاب و پس از اعلان جنگ دو طرف( جمهوری اسلامی و مجاهدین خلق ) هر که این ها کشتند ترور محسوب شد و هر که جمهوری اسلامی کشت مستحق اعدام! باید به اطلاعتون برسانم که بسیاری از مسئولین بلند پایه ی حال حاظر نظام (مانند محمود احمدی نژاد ، محسن رضایی و...) قبل از انقلاب از این دست ترور ها فراوان انجام داده اند. چه طور این ها مبارزات آزادی خواهانه بوده و آنها ترور های وحشیانه. پاسخ به این دوست : با شما موافقم قبل از انقلاب هم انها تروریست بودند انها با ترور و خشونت بود که به این انقلاب یا همان کودتایی که توسط مارکسیست ها در ایران انجام شد دست یافتند و در اخر این انقلاب به دست مذهبیون افتاد در مورد دولتمردان کنونی هم که خود بهتر میدانید چرا ما را سالها در لیست کشور های حامی تروریست قرار داده اند. ا سید محمد خاتمی که این روز ها پر از ناز و کرشمه شده با شیخ مهدی کروبی دیداری می کنه و در این دیدار صحبت هایی بر سر امدن و نیامدن انها می شه بخونید... ا سید محمد: ببین شیخ مهدی من 8 سال رئیس جمهور بودم یک نصیحت بهت می کنم دور این پست و خط بکش شیخ مهدی: چرا بابا اسمون به زمین بیاد امسال من باید رئیس جمهور شم ا سید محمد: ببین ابروت می ره ها من که 20 میلیون رای اوردم اخرش ابدارچی حراست دفترم از من سر تر بود هر چی می گفت من که نمی تونستم نه بگم بابا زور اون از من بیشتر بود من فقط تدارکچی بودم شیخ مهدی: اخه تو اون موقع بی تجربه بودی تا زه 20 میلیون رای هم که تا انتخابات تمام شد رفتن خونه و بعد از انتخابات از تو حمایت نکردند ا سید محمد: خب با تو هم همین کارو می کنند شیخ مهدی: نه دیگه دیدی می گم سیاست نداری من ملت و با 50 هزار تومان سر کار میذارم می گم اگر به من رای بدید و تا اخرش پشت سر من باستید از هر وقت اعلام کنم به هر نفر 50 هزار تومان میدم بعد این قدر این پا و اون پا می کنم تا 8 سال بگذره ا سید محمد: دیگه کلک 50 هزار تومان نمی گیره قدیمی شده شیخ مهدی: خب مبلغ و میبرم بالا ا سید محمد: ببین این همه در انتخاب های گذشته ما رو فروختی هی به من و برادرم فحش دادی و دوستامو کوبیدی اگر تو بیای که برو بچه های ما بهت رای نمیدن شیخ مهدی: به درک که رای نمیدن می رم سراغ راستی ها اخه یک زمانی من مشاور شخص اول مملکت بودم بلاخره هر چی باشه در اون طرف هم دوستانی دارم اصلا کی گفته من اصلاح طلب هستم حاج محسن و یادته در مصاحبه اش با جام جم ا سید محمد: خلاصه اگر اتحاد می خواهید باید روی من تمرکز کنید شیخ مهدی: اخر حرف حساب تو چیه تو که میگی من نمیام ا سید محمد: اومدن نیومدن من به تو ربطی نداره شاید بخوام ناز کنم تا مردم به من رای بدن شیخ مهدی: ببین اگر وزیرم کنی یا پست بالا بهم بدی من نمیام عوضش به نفعت کنار میرم ا سید محمد: به جان تو اگه بشه یک بار رئیس مجلسم شدن برا هفت پشتم بسه به تمام فک و فامیلم فحش دادی موی دماغم شدی هر کاری خواستم بکنم نذاشتی حالا وزیرت کنم عمرآ دیگه کار داشت بالا می گرفت که احمدی نژاد یک دفعه مثل روح سرگردون پیداش میشه برید بابا ملت و سر کار گذاشتید نگذارید افشا گری کنم ها ا سید محمد یادت رفته هر روز با زنا دست می دادی اگر حراست دفترت نبود حتما می خواستی ماچش هم بکنی ا سید محمد: راستش بدم نمیومد اما چی بگم همان یک بار هم که دست دادم خانمم می خواست طلاق بگیره ای لعنت بر این عکاس ها که زندگی ها رو از هم می پاشونند احمدی می گه: تو چی میگی یادت رفته چه طور با مافیا پول ها رو هاپولی میکردی لاعقل پول خارج می کنی بگو سندش رو نزنند مثل من تو شهر داری حلا هر دوتا تون از جلو من رد شید من می خوام برای 4 سالدیگه برنامه بریزم دیدید که حاج اقا چه گفت برید در روزنامه هاتون هم ببندید دارند تمرکزم رو به هم می زنند من باید برای اینده جهان برنامه ریزی کنم .برید!... نظر یک دوست : عزیزم تمام ساخت و سازهای کشور در زمان خاتمی شد مگر جاده های تهران-بندرعباس،تهران-مشهد و... یا نیروگاهها و...در زمان اون نبود؟ پاسخ به این دوست : در اول باید بگم بنده هیچ کدام را به تمسخر نمی گیرم در ادامه در باره مقایسه دولت خاتمی و احمدی نژاد نیز به نظر بنده شخصیت اقای خاتمی بالا تر از این است که با این دولت مقایسه بشه این بحث به دلیل این کشمکش های انتخاباتی ارائه شد همین و بس نظر یکی دیگه: به هر دلیلی که باشه بیخوده پاسخ ما: نه عزیز جان به هر دلیل باشه بیخود نیست من برای خاتمی احترام قاعلم نه برای بعضی از اطرافیانش که با ندانم کاری و بی لیاقتی کاری کردند که مسبب امدن این دولت شدند راستی شما ادم بسیار باز و دموکرات و انتقاد پذیری هستید. دانشجویان به عنوان یکی از اهرم های سیاسی و اجتماعی قوی نقش بسیار عمده ای در پیشبرد جامعه دارند این قشر به عنوان نیرویی جوان نوگرا و روشنفکر که دارای قدرت و نفوذ روی توده ها هستند می توانند به عنوان رهبرانی از طرف مردم واسطه ای بین دولت و مردم باشند و خواسته های مردم را به به سیاسیون انعکاس داده و با به نقد کشیدن دولت با توجه به دارا بودن نیروهای متخصص در بخش های مختلف سیاسی و اجتماعی و ... حتی راهی برای پیشبرد خدمات دولت باشد که اگر دولت دولت باشد و به فکر مردم کشورش باشه حتما انتقادات و پیشنهادات متخصصین را مورد بررسی قرار میدهد. این بخشی از نقش دانشجویان بود بریم سر جوامع بسته و نقش دانشجویان زجر کشیده و مظلوم ان در این جوامع بسته زندگی دانشجویی پر از فراز و نشیب ها سختیست و این نوع زندگیست که باعث شده استقلال دانشگاهها از بین برود چرا که دانشجوی بدون تریبون و رسانه که در میان گرگ هایی به نام احزاب قرار میگیرند برای ابراز وجود و استفاده از رسانه های انها ناچارا مانند طعمه ای بدون اختیار به دام این صیادان تشنه قدرت که در ارزوی جذب نیرو های دارای نفوذ روی مردم هستند می افتند از اینجا داستان وابستگی حزبی جای خود را به داستان استقلال فکری می دهد و گاهآ دیده شده بعضی دانشجویان پس از پیوستن به حزبی به طور کاملا متعصبانه و بدور از عقل و منطق اشتباهات حزب خود را کتمان می کنند و در اینجاست که دیگر دانشجوی ازاده تبدیل به ابزاری در دست قدرت طلبان حزبی شده و متاسفانه این ژن قدرت پرستی که موروثی نیز می باشد را به نسل جدیدش هم انتقال داده و این پایان قصه دانشجوی ازاد و مستقل خواهد بود که در دوران دانشجویی ارمانی داشت به نام ازادی ... به امید روزی که دانشگاهها استقلال خود را به دست اورند و این دانشجو باشد که راه صحیح سیاست ورزی را به سیاست مداران بیاموزند تا در پی ان اموزه های گرانقدر که وظیفه همه اموزگاران ازادی خواه و عدالتخواه است مملکتی به بار اید که ملیتمان را بر حزبیتمان مقدم شمریم شاید ان روز نزدیک باشد شاید... پاینده ایران تا ابد جاودان این کهنه رباط که عالم نام است / ارامگه ابلق و صبح و شام است بزمیست که وامانده صد جمشید است / قصریست که تکیه گاه صد بهرام است در ادامه مطلب به بحث و گفتگو پیرامون این موضوع می پردازیم... طبق معمول در حال وب گردی ها و گشتن در سایت ها بودم نمی دانم چرا به قول بابام که میگه تو اخرش با این کامپیوتر خودتو کور می کنی چون من معمولا شب ها یا دم صبح که از خواب بیدار میشم اخه من ادم سحر خیزی هستم خوشبختانه این یک خصلت خوب هنوز از بچگی توی من باقی مونده خلاصه تو اینترنت یک گشت و گذاری می کنم و از لحاظ خبری خودم و اپ نگه می دارم هرچند بعد از گذشتن از کلی فیلتر می تونم به خبرهای گوناگونی دست پیدا کنم اما بلاخره هر طور باشه دیدگاههای گوناگون رو می خونم.این چند ماه گذشته بازار انتخابات کلی داغ بود عجب بازاری کلی وبلاگ و وب سایت به جون هم افتاده بودند بعضی از این سایت ها هم که قدرت داشتند ولی حوصله جواب دادن به دیگر سایت ها رو نداشتند کارو یک سره کرده و با کمک دوستان مخابراتیشون در این سایت هارو بستند و دستور به فیلتر انها دادند.دراین گیرو دار یکی از اومدن اون!؟ به گورستان گذر کردم کم و بیش / بدیدم حال دولتمند و درویش نه درویش بی کفن در خاک بود و / نه دولتمند برد از یک کفن بیش پی نوشت: با توجه به نظرات شما می توان گفت که مردم به سبک انتخاباتی در ایران معترض هستند و خواهان بر داشته شدن نظارت شورا های نظارتی مخصوصا (شورای نگهبان) هستند اما اینکه مردم از انتخابات کنار بکشند و از حداقل حق خود استفاده نکنند این می تواند به پیشرفت مملکت که باید رو به جلو باشد ضربه بزند باید از حداقل امکانات برای رسیدن به حداکثر استفاده کرد باید شناخت خود را بالا ببریم همیشه راه رسیدن به ازادی در هم شکستن کلیه سیستم نیست برای رسیدن به هدف باید گام های مستمر و مفید برداشت تا در طول این زمان اگاهی ها بالا رفته تجربیات افزوده شده و اقدامات معقولانه تر گردد مبارزه راهیست طولانی برای ازادی و عدالت خالی کردن میدان جایز نیست.این هم یک جنگ است دیکر یک جنگ بدور از خشونت جنگی سرد جنگی که به جای به کار بردن اسلحه از سلاح علم باید استفاده کرد. باز هم می گویم خود سازی راه جهان سازیست ایندگان را سالم و ازاده و عدالتخواه تحویل ایران دهیم. به چشم خویش دیدم در بیابان / که اهسته سبق برد از شتابان سمند باد پای از تک فرو ماند / شتربان همچنان اهسته میراند بحث و گفتگو ها پیرامون موضوع را در ادامه مطلب بخوانید... در ایران مسئله ای که سالهاست مطرح می شود و بهانه ای شده برای اینکه دولت ها مشکلات را به گردن دولتهای قبل از خود بیندازند و دچار مشکل برنامه ریزی بلند مدت شوند مسئله ترجیح دادن مسائل حزبی بر منافع ملی وحزب بازی به جای تخصص گرای در کارها است به طوری که هر دولتی که بر سر قدرت میاد از رئیس جمهور ان گرفته تا کارمندان ارشد و حتی بعضی اوقات کارمندان ساده ان نیز عوض می شود و ادارات ازافراد وابسته به ان جناح پر می شود اما اینکه افرادی که بر سر کار می ایند تا بخواهند با نحوه عملکرد ان سازمان و شخص قبلی اشنا شود کلی وقت گذشته تازه اگر شغلی که به ان واگذار میکنند از حوزه تخصصی ان خارج باشد که دیگر هیچ تا بیاد اشنا بشه به خاطر بی لیاقتی از کار بر کنارش می کنند و حالا دوباره یکی دیگه میاد و این قصه ادامه می یابد و به این ترتیب ثبات مدیریتی در کشور را به هم می زنند مسلما ان شخصی که بر کرسی مدیریت اجرایی کشور تکیه می زند اگر نداند که فردا این صندلی متعلق به اوست برای ان برنامه ریزی نمی کند زیرا جناحها هرگز حاظر نمی شوند برنامه خود را تقدیم به جناحی دیگر کنند. بلاخره این جناح بازی ها باید یک روزی تمام بشود و همه به فکر ابادانی کشور باشند نه ابادانی جناح خود. درکشور های بزرگ و توسعه یافته در دوران انتخابات جناح ها بدترین حمله ها را به هم می کنند اما بعد از پایان انتخابات همه سعی در همکاری با فرد و جناح منتخب را دارند و همه با هم برای کشور کار میکنند نه جناحشان امید وارم روزی این مشکل در کشور ما نیز حل شود و همه بر اساس تخصص و شایسته سالاری تکیه بر صندلی های اجرایی کشور بزنند. همه ما ملت باید تا جایی که امکان دارد درهر زمینه ای که کارمی کنیم تخصص و مهارت خود را بالا ببریم و این را یکی دیگر از جبهه جنگی خود بدانیم زیرا اینده اقتصادی سیاسی و فرهنگی اینده این کشور به دست جوانان اینده ساز امروز است. پاینده ایران بزرگ و جاوید روح بزرگ کورش ابر مرد ایران نظر چند تا از خوانندگان و پاسخ ما به انها را در ادامه مطلب ببینید... می دانید فرق دیکتاتوری زور با دیکتاتوری پول در چیست؟ اگر توجه کنید در کشورهای پیشرفته و بزرگ هرساله میلیارد ها دلار صرف انتخابات میشود هر چند رای مردم در این انتخابات ها نقش مهمی دارد امابه راستی چه کسی این افکار را به سمت و سوی این اراء جذب می کند مسلما رسانه ها و سیاسیون پشت صحنه یا لابی های قدرت یا گروهای ذینفوذ در ارگانهای نظامی و رسانه ای. اما در این وسط سرنوشت یک سری کشور های در حال توسعه چه خواهد شد شاید حدس زده باشید چی می خوام بگم بله سرنوشت انها هم مثل بقیه کشور های توسعه یافته مسیر دیکتاتوری زور به پول را طی خواهند کرد پس سوالی در این جا مطرح میشود که ازادی یعنی چه؟از نظر جبهه جنگی ما یعنی ازاد شدن از بند دنیای کثیف مادی و رسیدن به دنیای که در ان عشق است و دوستی ومهرو این است یکی از جبهه هایی که باید در ان بجنگیم این بهترین راه و کم هزینه ترین راه برای ازادی و رسیدن به عدالت است راستی تا حالا دیدید کسی با خودش و افکار خودش بجنگه؟!... پاینده سرزمین مهر و دوستی و سرفراز مهر ورزان به سرزمین دوستی نظر یکی از دوستان: سلام.یه جورایی از عدالت خاهی چندشم میشه. ببخشین.ببخشین قصد جسارت نداشتم اما با روی کار اومدن دولت نهم و فعال شدن جنبش های پوچ عدالت خواهی که دست نشانده های دولت مهرورزه یه جورایی متنفر شدم از این واژه. باز هم میگم ببخشین منظورم شما نیستین. امیدوارم درک کنید. کاش تغییرش می دادین به آزادیخواه. به قول یکی از بچه ها اگه قرار شد از آزادی و عدالن یکی رو انتخاب کنم آزادی رو انتخاب می کنم تا بتونم بی عدالتی رو فریاد بزنم...وبلاگ این دوست عزیز جواب ما به این دوست عزیز: درود بر شما دوست عزیز به نکته خوبی اشاره کردید عدالت بدون ازادی معنا ندارد یکی از نشانه های عدالت ازادی بیان است ما فبلآ هم به این نکته اشاره کرده بودیم یکی از اهداف ما نیز برای رسیدن به عدالت ازادی بیان است چرا که ازادی یکی از ستون های عدالت است پیروز باشید پاینده ایران ایا فرهنگ ناسیونالیستی در این دوره از زمان که ارتباطات گسترش پیدا کرده و تبادل اطلاعات و فرهنگها یا به قول بعضی ها تهاجم فرهنگی به راحتی و سریع صورت می گیرد هنوز در جوامع امروزی جایگاهی دارد؟ این یکی از سوال هایی یا بهتر بگم دعواهایی است که معمولا گروهای چپ (لیبرال ها و کمونسیت ها و مارکسیست ها ) مطرح می کنند و به اسم روشن فکری و دگر اندیشی افکار مسموم و فاسد را به جامعه تزریق می کنند یا خاسته و نا خاسته از ایدئولوزی هایی پیروی می کنند که تاریخ مصرف و دوره ان بر می گردد به دوران ما قبل تمدن انسانی(کمونیست ها و مارکسیست ها) اما مطمعنا این گروهها از ناسیو نالیسم ایرانی اطلاعاتی به ان صورت که باید داشته باشند ندارند واکثرا ناسیونالیسم را در شکل افراطی ان (فاشیسم پوپولیست در ایتالیا یا فاشیسم توتالیتر در المان) می بینند بدون اینکه نگاهی به ناسیونالیسم ایران که در دوران حکومت کورش کبیر(هخامنشیان) بود بنگرند ناسیونالیستی که هنوز منشور ان در سازمان ملل متحد است و حق ازادی بیان اقوام و مذاهب را به رسمیت میشناسد وبه رفتاری مهربانانه با دیگر اقوام و مذاهب و با دیدی برابر به انها بدون توجه به نژاد یا رنگ پوست و...می نگرد ناسیونالیستی که حق حاکمیت هر منطقه از کشور را به خود مردم ان منطقه واگذار کرده و در سایه دولت های محلی یک دولت عدالت خواه و پر قدرت مرکزی (دولت فدرال) را پدید اورده ناسیونالیستی که تجارت ازاد و اقتصاد ازاد را می فهمد و با گسترش تولیدات و داخلی و صادرات ان به کشور های گوناگون ان را راهی برای پشبرد و معرفی فرهنگ خود در دیگر کشورها میداند ناسیونالیستی که با به کارگیری عدالت اجتماعی با به کار گیری نیروهای متخصص بدون توجه به رابطه سعی در افزایش رشد و توسعه سیاسی و اقتصادی کشور دارد زیرا این تنها راه قدرتمند شدن یک کشور است تا بتواند از طریق قدرت وفرهنگ برتر ایدئولوژی و فرهنگ خود را به جهان معرفی کند تا دیگر کشورها خود حسرت پیوستن به همچنین کشوری را داشته باشند.بله این است راه حل برون رفت از یک دنیای پر تنش و اضطراب که هر روز ان جنگ است و خشونت و مرگ برای رسیدن به این ارمان باید جنگید جنگی بزرگ با بی عدالتی با ظلم و ظالم البته نه با صلاح توپ و تانک و ... بلکه با صلاح تفکر و اندیشه و مهرو مهربانی و ایمان داشته باشیم ما میتوانیم زیرا قبلا توانسته بودیم پس... ما ملتی توانا و دانا اما بی کسیم / بی کس نگویم تا خدا هست همه کسیم در جنگ با ظلم و بی عدالتی / سرباز وطنیم و یار بی کسیم به امید پیروزی وسر بلندی ایران و ایرانی
![]()
ادامه مطلب
ادامه مطلب
اگر اصلاحات می خواهد پیروز شود تنها راهی که دارد آوردن اصلاح طلبی دیگر به صحنه است زیرا ما از میرحسین نامرد که اکنون با سخنرانی هایش نشان داد که شاخه ای مستقل دارد حمایت نخواهیم کرد
پاینده ایران
ادامه مطلب
تنور را داغ نگه دارند. حالا شما هم تنور چپاولگران را گرم كنيد تا اموراتتان بگذرد. ايران و ايراني مهم نيست مهم انست كه كيسه بادمجان دور قاب چينها از اموال به يغما رفته ملت ايران پر شود . وگرنه هر آزاديخواه ميهن دوستي ميداند كه در ابتدا تحريم انتخابات راه گريز از استبداد است.
ادامه مطلب


![]()
ادامه مطلب
درگفتگویی مستقیم با ما همراه شوید هر شب از ساعت ۱۲ شب به مدت یک ساعت با یا هو ای دی ما در تماس باشید به مدت یک هفته.![]()
اگر بخواهیم به بحث فدرالیسم بپردازیم من این چنین استنباط کردم که مزیت های فدرالیسم از تبعات استقرارسیستم فدرال پر رنگ تر است.یا بهتر بگویم به نظر من تبعاتی در بر ندارد اگر به عامه مردم اطلاعات کافی منتقل شود به نظر من این بند از مزیت های فدرالیسم دوای درمان همیشگی این کشور است "آموزش سیاسی برای عامه مردم . این سیستم موجب می شود آگاهی های مردم در حوزه سیاسی بالا رفته و مهارت آنان برای ایفای نقش در عرصه کشور ارتقاء یابد."وچنانچه فدرالیسم در چارچوب یک سیستم کاملاً دمکراتیک مانند دمکراسی امریکا در ایران حاکم شود به نظر من ما شاهد جهشی ناگهانی از عقب به جلو خواهیم بود.
من هم احساس می کنم شاید حق باشماست ( در مورد استقرار فدرالیسم در ایران) فکر می کنم لازمه حفظ دمکراسی همینه.
ادامه مطلب
خب فکر می کنم در ایران هم حکومت فدرال چیزی جز تجزیه به دنبال نداشته باشه. قومیتهای مختلفی که در ایران زندگی می کنند، حتی الان هم با نوع حکومت فعلی خواستار استقلال هستند و چنین استقلالی نهایتا منجر به خواست تشکیل حکومت مستقل می شه و به کل مام وطن از دست می ره. نه ، در ایران با شرایط فعلی و نوع اختلاف قومیتی که در اون وجود داره، حکومت فدرال تشکیلش امکان پذیر نیست.![]()
ادامه مطلب
مطا لب این طوری باید به روز باشد تا موفق باشد و این کار نیاز به تلاش دارد امید وارم که موفق باشی چرا که مطالبت را نیاز دارم...... با تشکر![]()
![]()
![]()
ادامه مطلب
تـــــــــــو چــــــــــــــه کـــــــــــــــــــار مــــــــــــی کـــــــــــنی؟ یا خواهی کرد؟
هر بامدادان برخیزد و در اندیشه اصلاح نباشد مسلمان نیست
راه آینده ما فقط از اصلاحان می گذرد و گرنه آینده ای نداریم....
من از اصلاحات حمایت مطلق می می کنم ولی از اصلاح طلبان حمایت مشروط...![]()
ادامه مطلب![]()
![]()

![]()
ادامه مطلب
مطلب جالب و قابل تاملی بود
و در ادامه نتیجه گیری پایانی شما باید به این مهم اشاره شود که نامیدی آحاد مردم از اصلاح طلبان خطر سقوط نظام را بیش از پیش افزایش خواهد داد.
موفق و پیروز باشی
یاهو![]()

با اجازه من بعنوان مخالف البته نه صد در صد یه چیزهایی مینویسم.
میدونی چه کسایی کوروش کبیر (هخامنشیان) رو از بین بردند . ؟
میدونی چه کسایی یزد گرد رو ازبین بردند . ؟
میدونی کوروش در زمان خودش چه قدر مخالف داشت تا به حکومت رسید . ؟
بدون تعصب باید بگم .. . . . . ما ایرانی ها قدر یکدیگر رو نمی دونیم
جواب سئوال 1و2 میشه ما ایرانی ها
جواب سئوال 3 میشه خیلی از ما ایرانی ها رو کشت (البته مخالفان). بعد از پادشاه شدن شروع کرد به کشورگشایی و البته آبادانی
نتیجه : کوروش مرد بزرگی بود ولی مخالف داشت (البته قصد مقایسه ندارم )
پس به جای آیه یاس خوندن باید چشمها را شست جور دیگر باید دید البته کاستیهایی هست ولی ایرانیها همیشه خودشون مشکلات رو حل کرده اند ودست جلوی کسی دراز نکردند و احتیاجی به دایه مهربانتر از مادر ندارند .
ما کوروشیان از کسی بیم نداریم (در زمان شاه اسماعیل صفوی در جنگ چالدران وقتی ایرانیها داشتند شکست می خوردند پشت سرشون روی زمین نیزه هاشونو بصورت مورب چال کردند تا اگه خودشون خواستند فرار کنند کشته بشن) .
حضرت علی (ع) زره ایی داشت که فقط جلو رو میپوشوند چون هیچ وقت به دشمن پشت نمی کرد .
حالا ما . . . . چه با علی (ع) . . . چه با کوروش . . . چه با شاه اسماعیل فقط یک وظیفه داریم . . . . . . . . . چو ایران نباشد تن من مباد . . .
دوست من
البته با مطلبی که در مورد منافقین (مجاهدین) نوشته بودی صد در صد موافقم
وقتی از کرمانشاه بسمت قصر شیرین حرکت کنین تنگه مرصاد آثار منافقین رو می بینید
البته من شست و شوی مغزی نشده ام . . . ! ولی ایرانی هستم وبا تمام مشکلات به ایرانی بودنم افتخار میکنم
از من نرنجی فقط نظرمو دادم
موفق باشی دوست من
ادامه مطلب
![]()
![]()
![]()
البته من هیچ کدام از کارهای مجاهدین خلق را تأیید نمی کنم و خودم به عنوان یک ایرانی کاملأ با این گروه مخالفم، ولی معتقدم آدم باید تمام وجه های یک قضیه را بررسی کند و بعد به طرفداری یا مخالفت بپردازد .
و در آخر مرسی که سر زدی بازم سر ببزن
چرا حالا یه وجب جاده یا خیابون نمیزنند؟
یا اون زمان قیمتها چی بود حالا چیه؟
شما بهتره احمدی نژادو مسخره کنی نه خاتمی!
احمدی نژاد که هیچی از سیاست سر در نمیاره فقط پاچه این و اونو میگیره!؟!
برای چی اینقدر خاموشی تو کشوره؟اون زمان سالی یکبار هم نمیرفت؟چون نیروگاه نساختن چون کون گشاد بازی درآوردن!![]()
ادامه مطلب
حرف میزد یکی از نیومدن اون!؟
یکی از انتخاب نشدن این!؟
اما تا حرف از ائتلاف می شد یک عده می گفتند فقط باید روی نماینده من ائتلاف کرد خلاصه این بازار که به قول بعضی ها خیلی زود شروع شده اما به نظر من از همان انتخابات نهم هنوز این مباحث ادامه داشت تا امروزکه یک حال و هوای انتخاباتی رو توی اینترنت به وجود اورده راستی تا به حال به کلمه انتخابات فکر کردید کلمه زیباییست کلمه ای که به مردم اعتماد به نفس میده کلمه ای که با انها عزت نفس به طوری که انها خود را محترم بشمارند و اینکه بدانند نظر انها برای دولتمردان انها مهم است میده کلمه ای که به انها قدرت میده به طوری که مردم حس کنند می توانند بر سرنوشت خود تاثیر بگذارند.راستی میدونید چه طور انتخابات شکل گرفت در زمان های دور حاکمان با مخالفانی رو به رو شدند که این مخالفان به دلیل ظلم حاکمان به ستوه امده و یک عده رو دور خود جمع می کردند و شاید هم با بعضی از افراد داخل دربار با دادن پست های بالا تر به انها در بعد از سقوط حاکم به ائتلاف میرسیدند و حاکم را می کشتند و خود به قدرت می رسیدند تا چرخ گردون بگذرد ونوبت خود انها رسد بعد در انتظار این می نشستند که روزی یکی به خاطر ظلمشان سرنوشت گذشتگان را به انها تحمیل کنند سرتون رو درد نیارم این دوران گذشت و گذشت تا به اصتلاح دوران بشر متمدن رسید برای جلوگیری از کشت و کشتار شرایطی را به جود اوردند که هر کس بتواند نماینده ای داشته باشد تا از حق گروه خود دفاع کند اما دوباره مثل اینکه شکل کشت و کشتارعوض شده همه به هم حمله می کنند یادمه توی بعضی از این انتخابات ها ستاد اتیش میزدند و یک عده ای هم زخمی در بعضی مواقع هم کشته می شدند دولت مردان هم با ائتلاف با گروههای ذینفوذ و دادن بعضی پست های کلیدی به بعضی مخالفین جناح حاکم سعی در سرنگونی حاکم و به قدرت رسیدن خود را دارند و بعد انها هم مثل گذشتگان می نشینند تا این چرخ گردون قرعه به نام انها زنند و روزی خود انها را سرنگون کند و این داستان تا ابد ادامه خواهد یافت تا همه با هم یکی شوند ائتلافی فراگیر برای نجات کشور و شاید هم جهانی که رو به فناست شکل گیرد.![]()
![]()
ادامه مطلب![]()
![]()
![]()
ادامه مطلب![]()
فرق انها در تعریف انها نهفته است ازدیکتاتوری زورشروع می کنیم و ان را اینگونه تعریف می کنیم:این نوع دیکتاتوری که از نوع سنتی ان نیز هست به حکومتهایی نسبت داده می شود که با قلدری و زور می خواهند مردم مخالف را سرکوب کرده و از طرف دیگر با دادن اختیارات و امتیازات به یک سری از نیروهای مردمی گراییده با نظام حاکم انها را وابسته کرده و هر روز سعی در جزب کردن بیشتر توده های انها را دارد تا همه را زیر یک حزب حزبی که تک حزب حکومت یا دولت است در بیاورند و خلاصه یک جامعه تک صدا و تک حزبی را تشکیل دهند این جا دیگر روشن فکران باید یک جورایی یا خودشونو گم و گور کنند یا سکوت کرده سکوتی از جنس مرگ که در صورت شکستن ان به روح انها کوله بار سفر بسته و به برزخ می روند که تا روز قیامت در انجا بایگانی می شود.البته این رفتار مخصوص حکومت هایی است که ایدئولوژی انها در طول زمان کمرنگ نشود و جامعه ای داشتته باشند که هیچ ارتباطی از داخل با بیرون و از بیرون با داخل کشور نداشته باشند و هیچ تلویزیون و یا رادیویی در کشور نباشد و هیچ رسانه دیگری نیز در کشور برای اطلاع رسانی نباشد که در دنیای امروز دیگر فکر کردن در باره همچین جامه ای خنده دار است و غیر ممکن اما به نوعی دیگر از دیکتاتوری می رسیم که از نوع مدرن ان است و ان را دیکتاتوری پول می نامیم:در این دیکتاتوری دیگر فضا باز شده یک سری مسائل قشنگ مثل دموکراسی و حقوق بشر در جامعه مطرح است اما از طرف دیگر دولت های حاکم با زیرکی تمام و با به کار گرفتن ابزارهای بازی سیاست که معمولا رسانه ها و پول و ثروت های کلان وملی باشند بسیجی را به وجود می اورند که هیچ دیکتاتوری از نوع دیکتاتوری سنتی ان قادر به وجود اوردن ان نخواهد بود و از این طریق افکار عمومی را در جهت سیاست های خود تنظیم می کنند البته در جوامع نیمه صنعتی و نیمه سنتی همه این ابزار در دست حاکم هست هم خشونت به کار میبرد و هم عوامفریبی می کند انگار در هر جای این جهان اسمون یک رنگه فقط در بعضی جا ها به دلیل وجود زیبایی های ظاهری در اسمان مردم فکر می کنند انجا اسمونش فرق داره خلاصه روشنفکران در درون جامعه دیکتاتوری مدرن یا همون پول در برابر این ابر قدرت پول ورسانه قدرتی ندارند و ناچارا به خاطر حفظ ابرو محافظه کارانه حرف میزنندتا رسانه ها بر ضد انها مطلب نگویند و انها را به باد تمسخر کوچک و نکنند.![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()







