اخرین جنگ ایرانیان
مرکب گر چه در صورت سیاهیست *** قلم کوبنده جهل و تباهیست
درود به همه دوستان عزیز همانطور که قول داده بودم در این پست قرار بر ان شد که مقاله ای در باره فدرالیسم برای شما قرار دهم هر چند در مبحث قبلی دوست عزیزی به درستی اشاره کرد که بهتر است من مقاله را طوری تنظیم نکنم که موجب شود قضیه یک طرفه برود و خدایی نکرده این برداشت شود که من می خواهم نظرم را به دیگران اعمال کنم تصمیم بر این شد که در این مقاله به بحث پیرامون حکومت فدرال بپردازیم و راه کارها و مشکلات ان را بررسی و از مزیت ها و مضرات ان برای شما بگوییم که این امر با امتحانات من تداخل پیدا کرد و من نتونستم شخصا این مقاله رو بنویسم و لی مقاله ای نسبتا مفصل از ان را داشتم که ان را برای شما در ادامه مطلب همین پست قرار دادم امیدوارم استفاده کنید و پیرامون ان بحث کنیم. مباحث مطرح شده در مقاله رو به صورت تیتر وار در زیر میخوانیم: فدرالیسم و الگوهای ان اصول و ویژگی های فدرالیسم مزیت های فدرالیسم پیامد ها و تبعات سیستم فدرالیسم پیش نیاز های بر قراری سیستم فدرال چالش های اجرایی استقرار فدرالیسم در ایران در ادامه مطلب مقاله را بخوانید... نظر یک دوست: با درود مجدد برشما پاسخ ما: من معتقدم فدرالیسم برای جمع و جور کردن حکومت های همسایه که با هم مدام در نزاع بودند امد و حکومت مرکزی تشکیل داد نه کشوری که استقلال دارد و حکومت ان حکومتیست یکپارچه را باید از هم پاشاند و به حکومت های محلی تبدیل کرد برای اینکه این نزاع های قومی هم تمام شود و راه حل بوجود اوردن دولتیست که همه بتوانند حق حضور داشته باشند و خود را در معرض رای عموم قرار دهند بدون در نظر گرفتن قومیت و یا مذهب ان ها فراموش نکنیم فدرالیسم عامل افول امپراطوری ها بوده از جمله خود ما. نظر یک دوست: اونچه مشخصه در این مطالب به فوایدی که فدرالیسم در پی دارد اشاره کرده ولی همچنین به طور مشخص گفته شده که این سیستم نیازمند پیش نیازهایی است تا بستر جامعه برای پذیرش آن حاضر شود. سوال ابتدایی این بحث، این بود که آیا این سیستم مناسب ایران هست یا نه و با وجودیکه به طور واضح و در یک کلمه پاسخ آری یا نه داده نشده ولی بر اساس نتیجه گیری از مطالب می توان گفت که بستر چنین کاری در ایران پایه ریزی نشده. به عبارتی جامعه کنونی ایران با میزان اشتاتی که در آن هست هنوز برای پذیرش فدرالیسم، با وجود مزیت هایی که در بر دارد، آماده نیست. پاسخ ما: با شما موافقم در ایران فدرالیسم مقدمه تجزیه است. نظر یک دوست دیگر: مطالبتون عالیه پاسخ به این دوست: راه حل دموکراسی فدرالیسم نیست چرا که اگر فرهنگ دموکراتیک نباشد حکومت فدرال با مرکز مدام در جنگ است تا اعلام استقلال کند راه حل دموکراسی پذیرش حرف مخالف تحمل و سعه صدر و عشق به ایران و فرهنگ اصیل این امپراطوری کهن بحران زده است.فراموش نکنیم... مائیم که اصل شادی و کان غیم *** سرمایه دادیم و نهاد ستمیم پستیم و بلندیم و کمالیم و کمیم*** اینه زنگ خوده و جام جمیم انسانها همواره در صدد این بودند که طبیعت را به تصرف خود در بیارند از این رو زندگی انسانهای اولیه که عموما با شکار سپری می شد کم کم مجهز به سلاح هایی برای شکار حیوانات شد هر چند بعد از مدتی که انسانها شروع کردند به پیوستن به گروهها و با هم دیگر به شکار می رفتند و این خود عاملی بود که باعث شکل گیری جوامع کوچک شد سپس این گروههای کوچک چند نفره برای بدست اوردن سهم بیشتری از شکار و محافظت از قلمروهایی که به صورت نقشه ذهنی برای خود تعیین می کردند شروع به ساخت سلاح های اولیه و ساده کردند که هم ابزاری برای شکار انها بود و هم وسیله ای برای محافظت از خود در برابر حیوانات درنده و گروههای مهاجمی که برای دزدین شکار انها به انها شبیخون می زدند این جوامع کوچک یا همان گروههای کوچک که غار نشینان بودند بعد از مدتی که زاد و ولد کردند و جمعیتشان روز به روز بیشتر شد زندگی در غار را ترک کردند و سعی کردند با اهلی کردن بعضی از حیوانات و بهره برداری از محصولات انها مانند شیر و... در کنار شکار کردن زندگی کنند برای همین رو به مکان هایی اوردند که بتوانند حیوانات را در انجا نگه دارند و هم از انها محافظت کنند و هم به محل اذوقه حیوانات نزدیک باشند تا بتوانند از این شیوه برای زندگی بهره بجویند این همان روی اوردن انسان به زندگی دامداری بود که البته مشکلات بسیری را نیز به همراه داشت و اکثرا مردم انها نمی توانستند خود را از حمله حیوانات وحشی که برای شکار دامها به محل زندگی انسانها نزدیک می شدند خود را حفظ کنند و یا دامها بر اثر بیماری یا عوامل گوناگون از بین می رفتند و انسانها مجبور بودند برای ادامه زندگی راه جدیدی را در کنار دامپروری در پیش گیرند بنابر این با توجه به تجربیات انها در مورد طبیعت انسان موفق شد به عمل کاشت محصول و برداشت ان دست پیدا کند و زندگی کشاورزی را در کنار زندگی دامداری و شکار پی گیری کند ولی زندگی کشاورزی عامل رشد بسیاری د ر انسانها شد مثلا انسانها با تکرار مداوم زمان کاشت و برداشت محصولات متوجه شد که همواره اب و هوا در حال تغییر و دوباره به حالت اول بر می گردد و این عاملی بود که انسانها رو به ساختن تقویم اوردند که از این طریق بتوانند زمان کاشت و برداشت را که در ان زمان ها با مراسم هایی نیز همراه بود ثبت کند.اما این زندگی هم مشکلاتی را در بر داشت مثلا کمبود اب مهمترین ان ها بود بنا بر این اقوامی که بزرک تر بودند به اقوام و زمین های کوچک حمله می کردند و این زمین ها را به تصرف در می اوردند تا هم برای خود زمین های بیشتری داشته باشند هم اینکه به اب های ان منطقه دسترسی پیدا کنند هر چند این نوع زندگی توانسته بود جوامع را دور هم جمع کند و تشکیل دهکده ها را بدهد که این دهکده ها هم توسط افراد جنگجو و رهبران نظامی ان ها اداره می شد و لی به هر حال کسانی که هجوم می اوردند رهبر نظامی یا همان کدخدای ده را می کشتند و مردم ان را به بردگی می گرفتند و انها را مجبور به کار بر روی زمین های خود به صورت اجباری می کردند این شوه که همه جای جهان رسم بود کم کم با نارضایتی بردگان و افراد تحت ظلم همراه شد چرا که انها دیگر طاقت این را نداشتند که بر روی زمینی کار کنند و نه صا حب ان شوند و نه بهره ای بیش از یک حد معین برند بنابر این شورش هایی در داخل قلمرو ها سر می گرفت که خود عاملی می شد که حکومت فئودال یا همان مالکان زمین رو به ضعف برند و این خود از عواملی بود که اقوام همجوار را تحریک می کرد که از این فرصت به دست امده استفاده کنند و به این مالکان حمله و انها را به بردگی خود در اورند که روند تا جایی ادامه پیدا کرد که قلمرو افراد و اقوام گستری زیادی یافت و خیلی ها که مجبور به فرار بودند به صورت دسته جمعی مهاجرت می کردند و به جاهای دیگر میرفتند و خود قوم کوچکتری را درست می کردند وبعد از مدت زمانی دوباره یک قلمرو جدید را در اختیار می گرفتند ای روند همراه با عواملی چون رشد جمعیت و دسترسی انسانها به سرزمین های دور دست و ... عامل پراکندگی جمعیت بود و سرزمین های گوناگونی را درست کرد در بعضی از این حکومت های فئودال که می دیدند دیگر با ظلم و برده کشی نمی شود حکومت را اداره کرد هر گاه مناطقی را به دست می گرفتند برای جلوگیری از شورش و جدایی ان منطقه از قلمرو انها حکومت ان جا را به خود ان قوم می دادند تا اداره قوم خود را به عهده گیرند و از فرو پاشی سرزمین جلوگیری کنند در واقع این اغاز تشکیل حکومت های فدرال در شکل ساده ان بود که در این حکومت ها کوچک محلی رهبران اقوام مردم قابل اعتماد یا جنگجویان همان قوم بودند که زیر نظر دولت مرکزی اداره می شدند و ازاد بودند حکومت قوم خود را هر طور می خواهند اداره کنند ولی تحت نظارت دولت مر کزی باشند و مالیت را به خزانه دولت مرکزی بریزند و بودجه هم توسط دولت مرکزی برای انها تعیین می شد این اقدامی بود که حاکمان و امپراطوران بزرگ برای جلو گیری از ازدست دادن قلمرو تحت سلطه اتخاذ کردند ولی بعدا مشکلاتی را بوجود اورد که حکومت های فدرال را از هم پاشاند و عامل تجزیه بسیاری از امپراطوری ها شد که در بخش های بعدی در مورد ان هم خواهم نوشت. بحث بعدی ما حکومت فدرال در ایران است و این که ایا فدرالیسم در ایران در این شرایط امکان پذیر است یا نه. نظر ابرمرد اریایی:سلام. مطالب بسیار جالبی نوشته اید اما جالب تر از آن عکسهای بسیار زیبائی است که از اجداد ما انسانهای نئاندرتال را در وبلاگ خود ثبت کرده اید. بسیار بسیار زیبا است.اما در باب فدرال بودن ایران باید بیشتر تعمق کرد.من طرفداران فدرالیسم هستم اما آیا متکثر بودن قومی ایران ظرفیت فدرال زیستن را دارد؟ما با زیستن در فرهنگ متکثر زیستن فاصله زیادی داریم که پیمودن این راه توشه بس عظیمی از مدنی زیستن را می طلبد.به امید ان روز باید زیست. نظر شخصی به نام ماهی سیاه کوچولو: بحث پیرامون سوال مطروحه ات هنوز شروع نشده منو به چالش انداخته. در ادامه مطلب بحث پیرامون نظر یک مخالف و یک موافق فدرالیسم را پیگیری می کنیم ببینید و نظرات خود را در این باره بدهید. روزها حال و هوای محرمی گرفته هر چند حال و هوای محرم در سالهای گذشته حال و هوای دیگری بود شوری بود عشق ها حقیقی تر دل ها مخلص تر ریا کمتر مجالس امام حسین تریون کوبیدن نبود بحث ها بحث اخلاق بود اموزش مردم و دعوت مردم به حق خواهی و مبارزه با ظلم و استعمار پیام رسای محرم بود.تعزیه ها تداعی بخش حال و روز کربلاییان بود خلاصه محرم اول مهر عاشقان بود همه به سر کلاس می رفتند روزهای اول با اموزش اخلاق و یاداوری معمان اخلاق را که همانا پیامبران و امامان الاهی بودند زنده می کردند چند روز که می گذشت نوبت به درس ازادی خواهی می رسید که با مجالس عرفانی و شور و حالی بر پا می شد اواخر دهه ها روز اموزش تاریخ اسلام بود تا نوبت به خصایص قیام کربلا می رسید و خلاصه با عذاداری برای امام حسین و زنده نگه داشتن یاد ان امام مجاهد دهه ها را به پایان می رساندند خلاصه توی این مدت مردم با حضور در مجالس عذاداری کلی چیز یاد می گرفتند هم تاریخ هم اخلاق هم عرفان و هم درس شجاعت و ایستادگی در راه حق این کمترین درسی بود که مسلمانان می اموختند و هر ساله مرور می کردند تا امتحان زندگی را با موفقیت پشت سر بگذارند. یاد شهیدان کربلا گرامی باد ایام محرم بر همه گان تسلیت باد نظر یک دوست به اسم خورشید مرگ: نگفتی برای چی مینویسی؟ انگیزه خودت چیه؟ پاسخ ما به این دوست: درود به شما هدفم از نوشتن وب این است که بتوانم در حد یک رسانه کوچک به مخاطبان خود اگاهی ببخشم و از تجربیات و علم انها نیز برای اگاهی خود استفاده کنم و فضایی رو برای بحث و گفتگو و تبادل اندیشه ایجاد کنم چرا که فرهنگ ایران و تمدن ایرانیان از همین برخورد اندیشه ها به وجود امد تا در جامعه ای اندیشه ها با هم به بحث و گفتگو نپردازند اندیشه های جدیدی به وجود نخواهد امد و فرهنگ مملکتی رشد نخواهد کرد من به نوبه خود با امکانات محدودم برای این امر تلاش می کنم به امید روزی ایرانیان دوباره محور تمدن بشری قرار گیرند وان روز با توجه به تجربیات کسب شده ما در طول تاریخ دیر نیست چرا که امروز ملتی شده ایم پخته تر از هر زمان. پیروز و سربلند باشید پاینده ایران در عرصه مدیریتی همیشه مدیر دوست دارد حرف اول و اخر را بزند دوست دارد تصمیمات او با قاطعیت اجرا شود و اگر هم ضرری متوجه شرکت ان یا نهاد تحت نظارت او شود مسلما خود او ضرر خواهد کرد اعمال سلیقه دیگران برای او نوعی دخالت می باشد واگر هم مشکلی پیش اید می گوید من نکردم فلانی کرد و تقصیر را به گردن دیگری می اندازد اما در سطح کلان مدیران می توانند تک نفره عمل کنند؟بر فرض مثال مدیر یک شرکت تجاری یا صنعتی بزرگ مسلما هر چه قدر هم که انسان فرهیخته و اگاهی باشد نمی تواند به صور تک نفره مدیریت همچین بخش عظیمی را به عهده گیرد چرا که اگر در اینجا شرکت یا نهاد مسول ضرر کند دود ان به چشم ملت یا سایر صنایع مربوط به ان صنعت نیز میشود و در اینجاست که مدیر باید با مشورت با تیم خود یا متخصصان ان صنعت مسائل گوناگونی را از قبیل اوضاع سرمایه گذاری در دیگر کشور ها نحوه سهم انها در بورس یا گرفتن دیگر امتیازات از کشور های دیگر برای بهبود وضعیت وگسترش شرکت یا سازمان خود و ... را انجام می دهد حالا بیایید در عرصه ملی ان را بررسی کنیم ایا کشور متعلق به شخصیتی است که برای مدتی معین پا در عرصه مدیریتی میگذارد و با اعمال سلیقه های شخصی و بدون در نظر گرفتن خاستگاه دیگران یا ملت و نمایندگان واقعی انها هر طور بخواهند عمل می کنند و اگر کسی هم به انها راهنمایی می کنند یا از عملکرد غلط انها انتقاد ان را دخالت در امور می دانند و سعی در حذف انها می کنند ایا در این عرصه ملی فقط دولت ضرر می کند یا کل سیستم سیاسی یک کشور و مردم ان از این سیاست(مدیریت تک نفره) اسیب می بیند ایا کشور فقط برای دولت ها ساخته شده که هر چند وقت بیایند و صاحب کشور و ملت باشند و بعد دوباره بروند و پاسخ گوی عملکرد خود نیز نباشند و خود را صاحب ملک و ملت بدانند و هر اتفاقی هم پیش اید خو را تبرئه و تقصیر را بر گردن دیگری بیندازند؟ نظر شما چیست؟ مدیریتی معقول و توانا مدیریتی تک نفره است یا یک سیستم مدیریتی کامل و متخصص را میخواهد؟چگونه می توان این سیستم را نهادینه کرد؟ از ائتلاف و دولت ائتلافی نگویید که سابق نشان داده ضعیف ترین دولت ها دولت ائتلافی بوه است مهم نیست ائتلاف باشد مهم این است که نیروهای خارج از قدرت هم بتوانند در صحنه سیاسی بمانند و حرف و خاستگاهای پایگاهای تحت نفوذ خود را بزنند و از نهاد های مسئول پاسخ بخواهند. دوستان عزیزی در مورد نحوه ارتباط با من سوال داشتند باید بگم بهترین راه برای ارتباط خارج از مباحث وبلاگ فعلا همان یاهو ای دی موجود در وب است. دوستانی که لطف دارند و در مورد تبادل لینک می پرسند متاسفانه گذاشتن لینک وبلاک های دیگر برای ما فعلا امکان ندارد. نظر یک دوست: منم، منی که دیگر هیچ چیزی را دوست نمی دارم پاسخ ما: البته دوست من من همه را دوست دارم و امری را هم نمی شناسم که تغییر ناپذیر باشد منتها تغییر را از خود شروع می کنم و منتظر کسی نمی مانم که من را تغییر دهد تربیت یعنی که خود را ساختن *** بعد از ان بر دیگران پرداختن بنابر این نفرت در من راه ندارد چرا که موجب ویرانیست تا ساختن نظر باران: من دشمن تو و عقیده ی تو هستم اما حاضرم برای (آزادی) تو و عقیده ی تو بجنگ برخیزم.(دکتر شریعتی) شخصی به اسم برف به او پاسخی داده: آقا یا خانم باران... عزیزم این جمله ای که نوشته ای از ولتر آزادیخواه غرب است . و نه از دکتر شریعتی آقای شریعتی یک فرد مذهبی بود که در صحرای ربزه به دنبال ابوذر می گشت . پاسخ ما به این دو عزیز: دوست عزیز باران لازم نیست هر عقیده ای به جنگ بر خیزد فقط کافیست همه همدیگر را بپذیریم نه اینکه با هم بجنگیم هدف ما هم از این وب همین بوده و اسم اخرین جنگ هم برای این است که به ما گوشزد کند اخرین و بهترین جنگ جنگ با افکار غلط خود ماست. دوست عزیزم برف اقای شریعتی یک روشنفکر بود یک روشنفکر مذهبی این دلیل نیست که هر کس با مذهب مخالف باشد روشن فکرش بدانیم و هر کس را مذهبی کوته فکر بلکه روشنفکری دید صحیحی است که فرد نسبت به مسائل گوناگون پیرامون خود دارد و این دید ناشی از یک تفکر عمیق و فلسفی است که در ان همه پذیرفته شده اند و افراط و تفریطی در این دیدگاه راه ندارد چرا که افراط و تفریط نشانه ای از نادانیست. نظر یک دوست: زنده باد ازادی زنده باد برابری .انسان گونه زیستن حق مسلم ماست. پاسخ ما: درود به شما دوست عزیز در مورد انسان گونه زیستن باید بگم نه تنها حق ماست حق همه انسانهاست ولی در مورد کلمه انسان گونه زیستن تامل بیشتری لازم است چرا که باید واقعا انسان گونه زیست نه خیلی از مسائل منحرف را به عنوان ازادی اعلام کرد و بگوییم احترام نگذاشتن به انها انسانیت رو زیر سوال می برد از شعار زیبای شما نیز کمال تشکر را دارم بدرود زنده باد عدالت و ازادی. نظر سایه از وبلاگ پانیا: مرسی به من سر زدی من کل مطالب وکامنتها رو خوندم کاش همه ما اینو میفهمیدیم که هر کس عقایدش با من وتو یکی نیست نباید حذف بشه گاهی اوقات خودمون رو ازادیخواه میدونیم ولی کوچکترین احترامی به کوچکترین خواسته بقیه نمیگذاریم.با تو موافقم کشور متعلق به یک نفر نیست و ما داریم با دموکراسی دینی خودمون رو گول میزنیم کاش بدونیم دموکراسی یعنی رعایت حقوق اقلیت .حالا ببین اگه این اقلیت که عقیدهاش مخالف حاکمیت باشه وتازه زن هم باشه چه موقیتی داره لطفا در مورد وضعیت زنان بنویس عضو خبر نامه ات هم میشم به من سر بزنید. پاسخ ما: درور به شما دوست عزیز فکر می کنم دلیلی که باعث می شه همه به حذف دیگران مشغول شوند نداشتن هدفی واحد برای کشور است چرا که اگر هدفمان همان سربلندی کشور باشد و این منیت ها را کنار بذاریم مطمعنآ در مورد راههای رسیدن به این هدف می توان به نتیجه رسید به شرط ان که به فکر کشور باشیم نه ایدئولوژی خود چرا که مکتب یا ایدئولوژی باید در خدمت سربلندی یک کشور قرار نه کشور در جهت رسیدن به ایدئولوژی.درمورد ازادی خواه بودن یک عده که و سوء استفاده از این اسم توسط انان دیگر اثری ندارد مردم ما اگاه تر از همیشه شده اند و خود می توانند تصمیم درست را بگیرند.در مورد اقلیت خواندن یک عده من مخالفم چرا که همین اقلیتهاست که اکثریت رو درست کرده اند زنان هم در طی قرن ها مبارزه به حقوق قابل توجهی دست پیدا کرده اند اما هنوز برای رسیدن به ان ارمان بزرگ راههای طولانی ای در پیش داریم چرا که فرهنگ مردسالاری در جوامع هنوز وجود داره و حکومت هم ناشی از روی کار امدن همین تفکر است پس ریشه این تفکر در جامعه است به امید روزی که ایران بر فراز قله جهان بدرخشد و زنان و مردان ان که وارثان تفکرات بزرگی هستند بتوانند در کنار هم تحولات بزرگی در جهان ایجاد کنند چنان که هر قومی ارزوی ایرانی بودن را داشته باشد و این محقق نمیشه مگر در راستای مبارزات عدالت خواهانه چرا که مردم زمانه تشنگان عدال اند متشکر از نظر شما به نکات خوبی اشاره کردید خوشحالم زنان امروز استقلال فکری بیشتری نسبت به گذشتگان پیدا کردند تا درودی دیگر بدرود.
درگفتگویی مستقیم با ما همراه شوید هر شب از ساعت ۱۲ شب به مدت یک ساعت با یا هو ای دی ما در تماس باشید به مدت یک هفته.![]()
اگر بخواهیم به بحث فدرالیسم بپردازیم من این چنین استنباط کردم که مزیت های فدرالیسم از تبعات استقرارسیستم فدرال پر رنگ تر است.یا بهتر بگویم به نظر من تبعاتی در بر ندارد اگر به عامه مردم اطلاعات کافی منتقل شود به نظر من این بند از مزیت های فدرالیسم دوای درمان همیشگی این کشور است "آموزش سیاسی برای عامه مردم . این سیستم موجب می شود آگاهی های مردم در حوزه سیاسی بالا رفته و مهارت آنان برای ایفای نقش در عرصه کشور ارتقاء یابد."وچنانچه فدرالیسم در چارچوب یک سیستم کاملاً دمکراتیک مانند دمکراسی امریکا در ایران حاکم شود به نظر من ما شاهد جهشی ناگهانی از عقب به جلو خواهیم بود.
من هم احساس می کنم شاید حق باشماست ( در مورد استقرار فدرالیسم در ایران) فکر می کنم لازمه حفظ دمکراسی همینه.
ادامه مطلب
خب فکر می کنم در ایران هم حکومت فدرال چیزی جز تجزیه به دنبال نداشته باشه. قومیتهای مختلفی که در ایران زندگی می کنند، حتی الان هم با نوع حکومت فعلی خواستار استقلال هستند و چنین استقلالی نهایتا منجر به خواست تشکیل حکومت مستقل می شه و به کل مام وطن از دست می ره. نه ، در ایران با شرایط فعلی و نوع اختلاف قومیتی که در اون وجود داره، حکومت فدرال تشکیلش امکان پذیر نیست.![]()
ادامه مطلب![]()
![]()
به نشان نا رضایتی از امر تغییر پذیر.
نفرت هم نمی ورزم به هیچ چیز
به نشان نارضایتی تمام عیار از امر تغییر ناپذیر.
((برتولت برشت))







