تبليغاتX
اخرین جنگ ایرانیان

اخرین جنگ ایرانیان

مرکب گر چه در صورت سیاهیست *** قلم کوبنده جهل و تباهیست

به نام انکه اگاه است و پیامبران را وسیله اگاهی بخشیدن قرار داد

من یک رسانه ام رسانه ای که می توانم درد دل مردم را به گوش مسئولین برسونم رسانه ای که می تونم اگاهی دهنده باشم رسانه ای که می تونم برای رضای خدا و ترویج حق پا به میدان بذارم اما چه کسی است حرف دل مرا به دیگران برساند؟...

بحث تعطیلی رسانه ها بعد از روی کار امدن اصلاح طلبان با گسترش و باز تر شدن فضای سیاسی شدت گرفت به طوری که اگر روزنامه ای بسته دفاتر انها مورد حمله قرار می گرفت مدیران به دادگاه و روزنامه نگاران باید زندان را خانه دوم خود می نداشتند خلاصه برای اینکه فضای انتقاد را بسته نگه دارند از هیچ کوششی دریغ نکردند و امروز شاهد بستن فله ای روزنامه ها و بستن بیش از پنج میلیون وب لاگ و سایت در کشور تمدن ها هستیم کشوری که مهد کتاب و فلسفه و فرهنگ بود اما این سانسور تا کجا ادامه خواهد داشت ؟ مردم که اگاه هستند و واقعیات را می بینند برای دسترسی به اخبار در عصر ارتباطات راه های گونا گون را طی می کنند و از هر طریقی که باشد به اطلاعات دست می یابند سانسور نه تنها مانع از اطلاع رسانی نمی شود بلکه راه را برای رسانه های بیگانه باز می کند که با اهداف مشخص مردم را مورد هجوم اطلاعاتی قرار داده و این خود خطری بس بزرگ است پس چرا مردم را به رسانه های داخلی بدبین می کنند؟ امید واریم رسانه ها روزی جایگاه خود را در جامعه پیدا کنند و اهمیت حضور ازادانه انها حس شود.

نوشته شده در پنجشنبه سی ام آبان 1387ساعت 5:34 بعد از ظهر توسط یک عدالتخواه مبارز| |

محتسب   مستی  به  ره  دید و  گریبانش  گرفت         مست گفت ای دوست  این پیراهن است افسار  نیست

گفت  مستی  زان  سبب افتان  و خیزان   میروی         گفت   جرم   راه  رفتن   نیست  ره   هموار   نیست

گفت    می باید   تو   را   تا  خانه   قاضی  برم          گفت   رو  صبح  ای  قاضی  نیمه  شب بیدار  نیست

گفت نزدیک  است والی را  سرای  ان جا  شویم          گفت     والی     کجا    در     خانه    خمار    نیست

گفت  تا  داروغه را  گوییم   در  مسجد   بخواب          گفت    مسجد    خوابگاه    مردم    بد    کار   نیست

گفت   دیناری   بده   پنهان  و خود  را وا  رهان          گفت    کار    شرع    کار   درهم   و   دینار   نیست

گفت  از  بهر  غرامت  جامه ات   بیرون    کنم           گفت   پوسیده  است جز  نقشی  ز پود و   تار  نیست

گفت  اگه   نیستی   کز  سر   در   افتادت   کلاه          گفت   در  سر  عقل   باید   بی کلاهی   عار   نیست

گفت می بسیار خوردی زان چنین بی خود شدی           گفت    بیهوده    گو   حرف   کم   و    بسیار   نیست

گفت   باید   حد   زند  هشیار   مردم   مست   را         گفت   هشیاری   بیار   ای  جا کسی    هشیار   نیست

 

نوشته شده در شنبه بیست و پنجم آبان 1387ساعت 3:18 بعد از ظهر توسط یک عدالتخواه مبارز| |

بحث وزارت کشور در دولت نهم خیلی جالبه چرا که در مدت سه سال سه وزیر در این وزارت خانه تعویض شده  اخرین وزیر هم که پیشنهاد شده صادق محصولی است که از شخصیت های نظامی کشور است و در ساخت و سازها و پروژه های عمرانی نقش بسیار فعالی داشته و ثروتمند ترین وزیر نیز به شمار می رود  البته یکی از دلایلی که او در مجلی هفتم رای اعتماد را برای تصدی وزارت نفت نگرفت نیز همین عامل بود و لی به هر حال انگار با نزدیک تر شدن انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری و اوضاع بد اقتصادی در جهان و به خصوص ایران دولت سعی در امنیتی تر کردن فضای کشور را دارد که حضور گسترده  نظامیان در عرصه های سیاسی و دادن پست های کلیدی کشور و از طرفی بستن روزنامه های منتقد و دادن اختیارات بی حد و نصاب به نیروهای نظامی حاکی از اینده ای سخت در کشور برای مردم است که تحرکات و رزمایش های پلیس و ارتش نشان از اوضاع نابسامان و گسترش نارضایتی های مردم در داخل و دولت های منطقه را دارد از ان گذشته فشار روز افزون دولت های خارجی بر ایران و احتمال حمله نظامی اسرائیل به ایران همه دست به دست هم داده اند که پست های کلیدی نصیب فرماند های ارشد نظامی شود تا در صورت بروز یک در گیری در منطقه تجربه گذشته در جنگ با عراق که اختلافات نظامیان با سیاسیان بود تکرار نشود و همه ارگانهای دولت و نظام با هم هماهنگ کار کنند.

نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم آبان 1387ساعت 11:14 قبل از ظهر توسط یک عدالتخواه مبارز|

باراک اوباما رئیس جمهور امریکا شد

 

خداحافظ جمهوری خواهان

امروز ساعت 8:30 صبح چهارشنبه بود که خبر قطعی شدن پیروزی باراک اوباما و شکست جان مک کین در انتخابات ریاست جمهوری مهمترین خبر رسانه های جهان بود.

باراک اوباما که پس از دوسال مبارزه انتخاباتی و پس از گذشتن از رقبای سر سختی چون هیلاری کلینتن و جان مک کین کلید کاخ سفید را از دست جمهوری خواهان گرفت اولین رئیس جمهور سیاه پوست امریکا محسوب می شود رئیس جمهوری که با شعر تغییر و تحقق عدالت بر سر کار امد کسی که گفتمان را بر زور گویی در جهان ترجیح داد و مردم امریکا هم که دنبال وضعیتی بهتر بودند امدند و به او رای دادند و اورا که به نظر یکی از محبوب ترین رئیس جمهور های امریکا در تاریخ این کشور خواهد بود را به کاخ سفید رساندند.

شعار های اوباما نشان داد که حتی در کشور های بزرگ و قدرتمند که که مردن از رفاه نسبی بر خوردارند نسبت به کشور های جهان سومی هنوز هم مردم به دنبال عدالت و راستی هستند و این خلاء نه در کشور های در حال توسعه بلکه در کشور های توسعه یافته غربی نیز هنوز حس می شود باری به هر جهت امروز تاریخ امریکا در مسیر جدیدی در حرکت است که ما هم امید واریم با توجه به مسائل جهانی که وقایع کشور ما هم نمی تواند از ان بی تاثیر باشد این مسیر سیر تکاملی رو به مثبت رو طی کند.

ذکر یک نکته را لازم دونستم این که جهان نیاز به تغییر دارد همه باید برای تغییر در این جهان که پر از بی عدالتیست تلاش کنیم این انتخابات به درستی خلاء این نیاز را به جهانیان نشان داد پس ما هم همه با هم همراه با مردم امریکا می گوییم اگر شما می توانید پس بدانید که ما هم بهتر از شما خواهیم توانست چرا که هر چه باشد ما وارث تمدن انسانی در روی زمین هستیم.

در اخر هم پیروزی اوبا ما را به او و مردم امریکا و تمام تحول خواهان جهان تبریک می گوییم.

پی نوشت: گفتم تا تنور انتخابات امریکا داغه این مسئله رو جا نندازیم منظورم بحث سیاست های اوباما در برابر ایران و خاور میانه.

همانطور که می دانید اسرائیل متحد اصلی امریکا در منطقه است و خواهد بود پس نباید انتظار داشت امریکا ساز مخالفی با اسرائیل بزند پس نکات اصلی تغییرات در منطقه بر می گردد به مسئله عراق و افغانستان و بحث خروج نیروها از این مناطق و پایان دادن جنگ در این منطقه و مسئله مبارزه با تروریسم که مسلما با خروج نیرو های امریکایی به صورت زمان بندی شده و تقویت دولت عراق این مشکلات تا حد زیادی حل خواهد شد یکی از مسائل دیگر سیاست های امریکا در برابر ایران است و مسئله هسته ای مسلما بهترین راه برای حل این مشکل گفتگوی مستقیم و بی واسطه امریکاییان با ایران است که اگر در سطح پایین انجام شود به نظر من وقت تلف کردن است بهتر است در سطح بالا انجام شود تا حرف ها بدون رودر بایستی و رک گفته شود و یا برای همیشه به این مسئله پایان داده شود یا دوباره همین دشمنی ها ادامه بیابد. یک تنفس کوتاه...

دیپلماسی برای ریدن به توافق این نیست که بگوییو حالا که اوبا ما امده دیگه امریکا به ایران اجازه خواهد داد غنی سازی را ادامه بده یا ایران از فردا سفارت خانه های امریکا را باز گشایی کند هدف گفتگوی مستقیم است برای رسیدن به یک توافق که روابط شاید در اینده از سر گرفته شود و این میسر نخواهد بود مگر اینکه دو طرف در بعضی از مسائل در برابر هم کوتاه بیایند و با شناختن حق و حقوق بینالمنلی و با احترام به قوانین بین المنلی که خود انها به امضا رسانده اند با یکدیگر رفتار کنند نه با دیدگاه قلدری و دشمنی با یکدیگر.

از نظرات شما در این بحث استفاده خواهیم کرد پس ما را از نظرات با ارزش خود بهره مند کنید پیروز و سرافراز همچون دماوند و تا درودی دیگر بدرود.

نظر بهزاد:

اگرچه تحول در آمریکا منشاء تحول در کشورهای دیگر جهان هم می تواند باشد . اما بهتر آنست که ما در فکر کشور خویش باشیم .

پاسخ ما:

ما هم به فکر مملکت خود هستیم باید از در دوستی در امد نه دشمنی چرا ما باید همش شعار مرگ بدهیم و برای خود دشمن تراشی کنیم بهتر است این تحولات را به دید مثبت ببینیم و امید داشته باشیم دولت ما هم به دید منطقی و انعطاف لازم این مسئله را حل کند تا بتوانیم ما هم مانند دیگر کشور های پیشرفت کنیم.

نظر یک دوست:

بگذارید با شما دوست عزیز مخالف باشم. آنان که از تبارشان به عنوان سردمداران کاخ سفید یاد کردید گرچه سپید نیستند همانند من و شما اما سیاهی کریهی که در کالبد سازشکاری دموکراتها و جمعی از دوستان اروپائیشان سه دهه نفس شیطانی در کالبد این رژیم ضد انسانی و ضد ملی دمیدند نبود. جرج بوش را به عنوان یکی از منزه ترین و مسئول ترین و پراگماتیست ترین می شناسم. وبدین شناسایی متعهدم. فراموش نکنید دوست عزیز هموطنم هرگونه حمله به ایران گرچه می تواند خسارات مادی و معنوی فراوانی به همراه داشته باشد اما تنها راه حل و آلترناتیو مناسب برای پس زدن این لکه ننگ سی ساله از دامان ایران عزیز است. نباید همچون پیشینیانمان وطن دوستی را فقط در بیرون آمدن رگ گردنمان نسبت به تعرض به کشور تعریف کنیم. وطن دوستی می تواند عبارت از تشخیص مصالح ملی بر اساس جدول هزینه و فایده است. در صورت تمایل می توانم بیشتر در این مورد با شما دوست گرامی دیالوگ داشته باشم.موفق باشید.

پاسخ ما:

بگذارید واقع بینانه تر به این مسئله نگاه کنیم ایا امریکا به فکر منافع ما مردم است ما منافع خود بر فرض سرنگونی رژیم دموکراسی حاکم می شود یا دیکتاتوری دیگریمسلما را دموکراسی فراتر از این است که با ساده انگاری فکر کنیم پس از این رژیم ازادی دیگر به نقطه اوج خود می رسد چرا که تنها راه برای رسیدن به ازادی گام های مستمر و مر حله به مرحله همراه با اموزش است تا ریشه ظلم کنده شود در مورد ارزوی بعضی ایرانیان که فرش قرمز زیر بغل گرفته اند و در ارزوی حمله نظامی شب ها را صبح می کنند باید بگویم متاسفانه این ناشی از دید استعماریی است که غرب به ما داده است که این دید خطر ناک باید از بین برود کافیست خود را باور کنیم و هر کدام در هر جایی که قرار داریم به ایران بیندیشیم و در جامعه ای که فساد بیداد می کند اگر نمی توانیم ان را ریشه کن کنیم خود را نیز در ان سهیم نکنیم.

تربیت یعنی که خود را ساختن / بعد از ان بر دیگران پرداختن

یادمان باشد ملتی که فرهنگ و اصالت خود را از دست بدهد و فر هنگ بیگانه رو بر خود تر جیح دهد سالها اسیر استعمار خواد بود.

سالها دل طلب جام جم از مل میکرد / انچه خود داشت ز بیگانه تمنا میکرد

اولین چراغ سبز ایران به امریکا را در ادامه مطلب ببینید...


ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم آبان 1387ساعت 8:31 قبل از ظهر توسط یک عدالتخواه مبارز| |

هر کسی در فلسفه مطالعاتی کرده باشد حتما با نام فارابی برخورد کرده است حکیمی دانشمند از دانا ترین و وارسته ترین حکیمان ایران.

 نامش حکیم ابو نصر فارابی معروف به معلم ثانی در حدود 260 هجری در دهکده وسیج از نواحی فاراب ترکمنستان چشم به جهان گشود نژادش ایرانی و پدرش هم از سرداران سپاه بود در دوران نوجوانی به تحصیل فقه و حدیث و تفسیر قران پرداخت مدتی در بغداد و سپس به حران که مرکز عده ای از فلاسفه بود گذران زندکی کرد و دو باره به بغداد باز گشت.

شخصیت اخلاقی

با اینکه در دربار با شکوه و جلال سیف الدوله بود ولی هرگز وسوسه نشد و راه حق و حقیقت را بر همه چیز مقدم دانست در دوران نوجوانی به تحصیل مشغول شد و چون کم بضاعت بود پس قناعت پیشه کرد و شب ها در نور چراغ پاسبانان درس می خواند و از پوشیدن لباسهای فاخر و اداب و رسوم درباریان دوری می جست و به جای حظور در تالار سلطنتی بیشتر در طبیعت بود و بیشتر کلاسهای خود را نیز در همان دل طبیعت برگزار می کرد با ینکه همه گونه اسایشی در کاخ برای او فراهم اورده بودند ولی ترجیحآ به سختی گذران زندگی می کرد بدین جهت مقام فلسفی فارابی را هم پایه ارسطو و شخصیت معنوی اورا همانند افلاطون وصف کرده اند روزی شخصی از او پرسید تو داناتری یا ارسطو؟ پاسخ داد: اگر من در دوران ارسطو بودم البته بزرگترین شاگرد او بودم.

شخصیت علمی و فلسفی

تقریبا تمام رشته های علمی و فلسفی زمان خود از جمله ریاضیات و موسیقی و منطق و مابعدالطبیعه و سیاست و اخلاق را استاد و صاحب نظر بود و تالیفاتی نیز دراین موارد از او به جای مانده هر چند به شاعری معروف نبود و لی ابیاتی را به او نسبت میدهند. هرگز طبابت نکرد ولی طبیب هم بود

فلسفه سیاسی

فارابی هرگز به مشاغل سیاسی روی نیاورد و هرگز با سیاسیون معاشرت نکرد با این حال در باب سیاست بسیار اندیشه می کرد و اثار متعددی را به جای گذاشت به طوریکه او را مهمترین فیلسوف سیاسی اسلام می دانستند.

سعادت و مدینه

فارابی همچون ارسطو انسان را مدنی بالطبع می دانست و معتقد بود که انسان برای بقا و دست یابی به برترین کمالات انسانی خویش نیازهایی دارند که به تنهایی از عهده ان بر نمی ایند و جامعه برای برطرف کردن نیاز های خود باید با انجام کارهای گروهی و تقسیم کار به سمت کمال پیش روند. هدف اصلی را گردامدن اجتماع و مدینه و جمع شدن مردم در یک سرزمین برای دست یابی به سعادت دنیا و اخرت می دانست.

مدینه فاضله

مدینه ای که مردم ان به اموری مشغول و به فضایلی اراسته اند و در نهایت ان مدینه را به سوی سعادت و خوشبختی رهنمون می کنند فارابی پنیم مدینه ای را ندینه فاضله میداند و ان را به بدنی تشبیه میکند که تمام اعضای ان با هم مهکاری می منند تا بدن کار خود را به درستی انجام دهد و اگر عضوی از ان بدن بیمار یا خراب شود کل سیستم بدن مختل خواهد شد و دیگر اعضا باید برای کمک به این عضو بیمار بشتابند تا سیستم ترمیم شود. ریاست این مدینه را فارابی به عهده کسی گذاشته که روح بزرگی داشته باشد و فضایل و توانایی های لازم را برای این وظیفه خطیر کسب کرده باشد تا بتواند مصالح مردم و احکام را دریافت کند و این شخص به عالیترین درجات تفکرو تعقل رسیده باشد که فارابی ان را پیامبران خدا و جا نشینان او می داند.

مدینه جاهله

مردمش نه سعادت را می شناسند و نه سعادت به ذهنشان خطور می کند چنان که اگر ایشان را به سعادت راهنمایی کنند به ان سوی نروند و اگر از سعادت برای انها سخن گویند به ان اعتقاد پیدا نکنند از خیرات جز سلامت جسم و فراخی و تمطع لذت ها نمی شناسند و اگر به ان دست یافتند گمان می کنند به سعادت رسیده اند و اگرنه گمان می برند که در گرداب بدبختی غرق اند.

به کجا میرویم مدینه فاضله یا جاهله تحلیلش به عهده شما ...

یاد ان فیلسوف و معلم بزرگ گرامی.

نوشته شده در دوشنبه سیزدهم آبان 1387ساعت 9:58 قبل از ظهر توسط یک عدالتخواه مبارز| |

دوست عزیزی چند روز پیش طی یک پیغامی به من گفته بود چرا مسائل فرهنگی و تاریخی رو با مسائلی چون سیاست در هم می امیزم نکته ای که در این میان بد نیست بگذاریم در ذهن ما گذری کند این است که مسائلی چون فرهنگ و تاریخ که همان میراث گذشتگان ماست دستخوش سیاست ها بوده و این سه به قدری با هم پیوند محکم دارند که عضوی از یک خانواده شده اند به طوری که مطالعه و تحقیق بر روی یکی از این ها نمی تواند مسیر تحقیق یا مطالعه رو به سمت دیگری نکشد باری به هر جهت این مسئله رو بهانه ای کردیم برای سخنانی که  می تواند گریزی باشد برای ما در مورد صحبت امروز که با تیتر این مطلب پیشاپیش از موضوع صحبت خود پرده برداشته ایم بله میراث ماندگار میراث هر کشوری بخشهای گوناگونی دارد مثل میراث فرهنگی تاریخی ادبیات و شعر و داستان ها و کتب ها و اثار تاریخی اسنادتاریخی واثار باستانی و... که همگی بخشی از اتفاقات و مسائل و اندیشهایی است که از گذشته باقی مانده که و نشان از قدمت و فرهنگ و اصالت هر فرهنگی دارد که در کل همه انها را می توان به عنوان هویت تاریخی و ملی نام برد این هویت ها در هر جایی از جهان دستخوش نامهربانی هایی  در طول زمان گردیده و از این رو حق هایی باطل شده و کسانی که مهر باطل بر دل سیاهشان بوده را بر کرسی حق طلبی جهان نشانده به هر حال یادی از بی رحمی های زمانه برای جهانیان در هر دوره ای خالی از لطف نخواهد بود چرا که چرخ گردون می گردد و هیچ کس توان توقف ان را ندارد واصالت فرهنگ ها و فرهنگ های حق طلب و اصیل نوری خواهند بود بر دنیای سیاه باطلان اما در این فاصله از تاریخ شرمنده تاریخ و نسل های اینده خواهیم بود اگر سهم خود را برای حفظ این میراث ادا نکنیم دیگران برای ما نکاشتند که این شدیم اگر ما برای دیگران نکاریم  انها هم از ما بد تر خواهند بود تا سراسر نابودی در خانه ما را بزند و ...

رشته افکارم رو داستان اون پادشاه پاره کرد بذارید بگم بد نیست: روزی پیرمرد کهن سالی که یک پاش این ور گورو اون یکی پاش اون ور گور بود و یکی هم داشت هلش می داد تو گور داخل باغش داشت بذر گردویی می کاشت پادشاهی که در حال گذر از اون جا بود رسید به این پیرو گفت ای پیر چه می کنی گفت دارم درخت گردویی می کارم پادشاه خندید و گفت ایا از این هم ثمری خواهی خورد گفت : دیگران کاشتند و ما خوردیم ما می کاریم تا دیگران بخورند پادشاه از حرف این پیر خوشش میاد و هزار سکه به او هدیه میده پیر میگه به راستی که من اولین کسی بودم که ثمر این درخت رو خوردم.

تاملی کنیم و ببینیم که ان باغبان پیر که  باغ داشت و ثمرش را برای دیگران می خواست و ان را میراثی برای دیگرانی که از ان جا خواهند گذشت می دانست اول خود از ان بهره برد تا دیگران. پس با حفظ درختمان که همان اصالت و فرهنگیست که از گذشتگان برایمان مانده خود اول از ثمره ان بهره بریم و از حق گویی نترسیم که اگر بر ما ضرر هم باشد تنها راه سعادتمان است از دروغ بپرهیزیم که عامل نابودی ملتهاست به هم خوبی کنیم تا قبل از اینکه دیگران سود برند خود سود کرده ایم به خدا توکل کنیم که هیچ قدرتی از او بالا تر و قابل اعتماد تر نخواهد بود دراخر هم از خدا بخواهیم ما را از راه حق منحرف نکند که راه پیروزی و سعادت در ان است.

پی نوشت: همانطور که می دانید فرهنگ ایرانیان باستان از جمله فرهنگ هایی بود که در ان توصه زیادی به خوبی و پرهیز ازدروغ و احترام به دیگران شده بود ولی ما ایرانیان در طول تاریخ به خاطر بعضی کج رویی ها و نافرمانی از تعلیمات گذشتگانمان تخم نفاق و اختلاف را خود کاشتیم که باید ریشه ان را بزنیم و بدانیم هر فرهنگ اصیلی دوباره زنده ودوباره پا خواهد گرفت پس چرا ما نکاریم برای فرزندانمان تا انها را از این قحطی وبلا نجات ندهیم. به امید ثمر دادن میوه های حق

در ادامه مطلب پاسخ به نظرات خودتون رو بخونید...


ادامه مطلب
نوشته شده در سه شنبه هفتم آبان 1387ساعت 11:3 بعد از ظهر توسط یک عدالتخواه مبارز| |
بحث رو با این سوال شروع می کنیم که ایا با روی کار امدن رئیس جدید در دولت امریکا سیاست های دولت امریکا در قبال ایران عوض میشود؟

این سوال را در شرایطی مطرح می کنیم که تقریبا ده روز به انتخابات امریکا مانده تا دولت جدید مشخص شودالبته این دو نماینده یعنی مک کین و اوباما که تقریبا سعی کرده اند در مورد سیاست خارجی مواضع یکسانی بگیرند و لی در دو دیدگاه متفاوت اوباما که از گفتگو با ایران صحبت می کند برای متقاعد کردن ایران از دست یابی به چرخه سوخت هسته ای و مک کین هم از فشارهای بیشتر حال باید دید این صحبت ها فقط جنبه انتخاباتی دارد یا ممکن است در عمل هم این سیاست ها را دنبال کنند ایا در صورت روی کار امدن هر کدام از انها سیاست های پشت پرده چه حکمی در برابر این مواضع خواهد داد رای به گفتگو یا تحریم و تهدید به حمله نظامی اصلا ممکن است روزی ایران با امریکا روابط خارجی برقرار کند با توجه به این که رژیم ایران از لحاظ ایدئولوژی رقیب اصلی امریکا در منطقه محسوب می شود؟بحث را از دیدگاه شما پی می گیریم نظر شما چیست؟

تمامی نظرانی که بدهید در مورد این موضوع به بحث گذاشته خواهد شد و پاسخ داده می شود.

نوشته شده در یکشنبه پنجم آبان 1387ساعت 0:25 قبل از ظهر توسط یک عدالتخواه مبارز| |