تبليغاتX
اخرین جنگ ایرانیان

اخرین جنگ ایرانیان

مرکب گر چه در صورت سیاهیست *** قلم کوبنده جهل و تباهیست

قبل از هر چیز بذارید از جنبش های اصلاح طلبانه بگم.این جنبش ها که در اعتراض به روشهای حکومت داری حاکمان در نقاط مختلف جهان شکل خواهد گرفت و در ایران نیز به طبع در اعتراض به شیوه های حاکمان سنتی شکل گرفت نخست در زیر بنای جامعه شکل گرفت و این روش مبارزه ای شد برای بازکردن فضای سیاسی و فرهنگی و حتی اجتماعی و اقتصادی کشور.گروههای اصلاح طلب معمولا خواستگاههای انقلابی دارند ولی چون قدرت و نفوذ کمی در برابر ارکان اصلی قدرت که به مراکز نظامی وابسته است دارند و از طرفی هم مردم ان کشور هم توان مبارزه مستقیم با حاکمان را ندارند این گروهها سعی دارند با توجه به ظرفیت های قانونی ان کشور و در دست گرفتن مراگز قانون گذاری و دستگاههای اجرایی و حتی دستگاه قضایی تغییراتی رو بنایی بدون بر هم زدن نظام سیاسی و اصلاح نظام را در دراز مدت از درون حاکمیت انجام دهند به طوری که سیستم سیاسی اقتصادی و فرهنگی یک جامعه را همزمان با هم طوری توسعه دهند که جامعه دچار تغییرات ناگهانی نشود و نیروهای سنتی و تجدد خواه یا دگر اندیش اعم از سیاسی و اجتماعی به مقابله با یکدیگر بر نخیزند و جامعه سیر طبیعی پیشرفت به جلو را طی مند این روش ها معمولا در جوامع نیمه سنتی و نیمه صنعتی رخ میدهد هر چند جوامع سنتی یک جور مشکلات خاص خود را دارد اما جوامع صنعتی هم از مشکلات خالی نیست و لی به هر حال چه سنتی و چه صنعتی باید به ارایش نیروهای سیاسی مکاتب پیش امده در این جوامع نوع بر خورد انها با نیروهای مخالف و .... توجه داشت تا مسائل و مشکلات جامعه به نحوی ارام و مطالبات مردمی در فضای بدون تنش حل و فصل گردد. در یک جمله جنبش های اصلاح طلبانه یعنی حل و فصل مسائل بدون در گیری و خشونت بین نیرو های سنتی و دگراندیش البته این نکته را هم درپرانتز داشته باشید که اگر این نیرو ها راه را برای اصلاحات بسته ببینند رو به گرایش های انقلابی در شرایطی خاص روی خواهند اورد اگر چه در ایران نیز بعضی از اصلاح طلبان با ناامید شدن از اصلاح سیسم به همین گرایش رو اورده ولی به دلیل مخاطراتی که ممکن است از این انقلاب پدید اید(دخالت بیگانه که می تواند اغاز استعماری نو باشد – تجزیه کشور – جنگ  داخلی و ...) سیاستی خنثی را در پیش گرفته و سکوت اختیار کرده اند.در ایران که با روی کار امدن دولت خاتمی که حامیان ان جوانان و روشنفکران و دانشجویان بوده اند جنبش اصلاح طلبانه ایرانیان که سر به زیر داشت بعد از سالها روی کار امد ولی به دلایل گوناگون که در بحث ما نمی گنجد ولی خود شما هم از انها اگاهی دارید این جنبش کند شد هرچند نابود نشد و لی روند پیشرفت ام کم شد و لی در این جا به یکی از دلایل ان اشاره خواهیم کرد وجود فرصت طلبان(منافقان) به اسم اصلاح طلبان یعنی کسانی که با روی کار امدن دولت خاتمی خود را به او وابسته و به اسم اینکه ما هم می خواهیم در جامعه تحول ایجاد کنیم البته بیشتر به فکر منافع شخصی بودند تا منافع ملی و مردم امدند و با کم کاری و یا ساز های مخالف زدن نگذاشتند دولت کار خود را بکند و از سنگ اندازی های رقبای سیاسی هم که دیگه بهتره چیزی نگیم به هر حال ما با این بخش بیشتر کار داریم که جنبش های دانشجویی ان زمان که با روی کار امدن دو لت اصلاحات فضارا براب زیستن مساعد تر می دیدند شروع به فعالیت های گسترده تر کردند و سعی کردند با راه اندازی روزنامه ها و  فالیتهای فر هنگی و اجتماعی به فعالیت های سیاسی دانشگاه غنای بیشتری بخشیده و پیوند جامعه با دانشگاه را محکم تر از پیش کنند تا میراثی از خود به جا بگذارند به نام پیوند داشگاه و مردم که می تواند نقش تعیین کننده ای درسر نوشت کشور داشته باشد اما چه بگیم از این منفعت طلبانی که برای منافع خود قبل از اینکه دسته راستی های سنتی دانشجویان را در روزنامه های خود مورد حمله و تهمت (اعم از فساد و وابستگی) و ...قرار دهد نیروهای چپی منفعت طلب انها را وابسته و مورد حمله قرار می داد سرتون رو درد نیارم گذشت وگذشت تا روزی که نی روهای اصلاح طلب به خاطر از دست دادن حمایت مردمی که به دلیل و جود اینگونه افراد مزاحم که یکی از عوامل ضعف دولت شده بودند تمامی ارکان حکومت از پایین تا بالا به دست جناح مقابل افتاد  جناح مقابل هم که طبق سنت همیشگی اش تمام اصلاح طلبان که شامل نیروهای خودی و غیر خودی از نظر انها میشد تاختند و همه را بیگانه محسوب کردند و تهمت هایی را که خود بهتر میدانید به همه انها وارد کردند و امروزه نیز همین نیروها که خود را اصلاح طلب می دانند دوباره در صحنه امده اند تا شاید مردم به انها عنایاتی داشته باشند ولی زهی خیال باطل...

پی نوشت: خبرامدن کروبی در انتخابات را همه شنیده اید نمی دانم به چه امیدی امده و لی اگر هم بیاد و حتی رای هم بیاره مطمعنا از حمایت مردمی برخوردار نخواهد بود و این ارا را صرفا شاید بتوان حاصل اجماع نیروهای چپ بدون حمایت احاد جامعه دانست پی در صورت پیروزی هم نه تنها از پشتوانه مردمی برخوردار نخواهد بود بلکه افت جنبش اصلاح طلبانه خواهد بود چرا که مردم را روز به روز از این جنبش نا امید تر خواهد کرد.

در وب گروهی ما مطلب بزنید برای رفتن به وب گروهی اینجا را کلیک کنید.

نظر یک دوست:

سلام دوست عزیز من
مطلب جالب و قابل تاملی بود
و در ادامه نتیجه گیری پایانی شما باید به این مهم اشاره شود که نامیدی آحاد مردم از اصلاح طلبان خطر سقوط نظام را بیش از پیش افزایش خواهد داد.
موفق و پیروز باشی
یاهو

پاسخ ما:

دوست عزیزم نا امید شدن از رژیم کاری رو حل نمی کنه مگه وقتی مردم تحریم کردند و نیو مدن تا احمدی نژاد رای اورد رژیم بر گشت پس بهتره قبل از اصلاح جامعه دست به اصلاح خود بزنیم تا تک تک اعضای جامعه اصلاح شود ان وقت جامعه دو لت  سیاست های ان هم در طول مدت زمانی خود به خود درست خواهد شد البته من طرفدار همه اصلاح طلبان نیستم و لی همیشه اصلاحات را قبول دارم و معتقدم ادم باید با اصلاح تکامل ژیدا کنه راستی از شما هم یک سوال دارم به راستی اگر رژیم بر گرده از فردای ان مملکت گل و بلبل خواهد بود؟

نوشته شده در شنبه بیست و هفتم مهر 1387ساعت 10:2 قبل از ظهر توسط یک عدالتخواه مبارز| |

شیخ ما را گفتند که فلان کس بر روی اب می رود گفت:سهل است چغزی و صعوه ای نیز بر روی اب می رود. گفتند فلان کس در هوا می پرد گفت:زعن و مگس نیز در هوا می پرد گفتند فلان کس در یک لحظه از شهری به شهری می رود شیخ گفت: شیطان نیز در یک نفس از مشرق به مغرب می رود این چنین چیز ها را چندان قیمتی نیست مرد ان بود که در میان خلق بنشیند و بر خیزد و بخسبد و بخورد و در بازار در میان خلق ستد و داد کند و زن خواهد و با خلق درامیزد و یک لحضه از خدای غافل نباشد.

نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم مهر 1387ساعت 2:50 بعد از ظهر توسط یک عدالتخواه مبارز| |

سلامی دو باره  به شما عزیزانم شمایی که با اینکه مدتی در غیبت بودیم ولی باز به ما سر میزدید که شاید مطلبی نو را روی وب قرار داده باشم سلامی به گرمی افتابی سوزان که دشمنان ایران را در گرمای سوزان خود هلاک و دوستان ایران را از نعمت های خود بی دریغ نمی گذارد سلام برتوای هموطن...

اول از همه باید بگم همانطور که دیده بودید لوگوی وب گروهی ما که شما می توانید در ان مطلب بنویسید رو چند روز پیش براتون گذاشته بودم حالا برای گسترش و دیدن بیشتر مطالبمان وارد دنیای بلاگ اسکای هم شدیم پس از این پس مطالب ما روی سه وبلاگ که یکی از انها همین و دیگری وب گروهی ما و دیگری نیز وب ما در دنیای بلاگ اسکای است به نمایش در می اید. در هر حال امید وارم در وب گروهی ما مطلب بزنید و در مورد اون وب دیگر هم ما را از نظرات ارزشمند خود بی بهره نذارید.

موضوع امروز را به رفتار سیاسی سیاسیون اختصاص می دیم از رئیس دولت وقت شروع می کنیم سعی می کنیم همیشه بهترین حالت رو در نظر بگیریم و به جای نا امیدی ترویج امید به اینده را کنیم.

تا به حال به رفتار محمود احمدی نژاد توجه کردید می دونم توجه کردید خب اگر بخواهیم از نکات مثبت بگوییم  مثلا از جسارتش قابل تحسین و از نکاتی است که هر سیاست مداری باید به ان توجه کند اما اگر این جسارت با تعقل نباشد و از سر لجبازی و منیت باشد دیگر به ان نمیشود جسارت گفت به ان لجبازی می گویند پس شد {(جسارت + تعقل + علم= دولت کارامد)= دولت خدمت گذار}= کشوری قدرتمند

اگرهم از نکات منفی بخواهیم بگوییم متاسفانه در عرصه سیاست خارجی که با توجه به همان جسارت فارق از تعقل که حاصل ان تحریم بود سیاست خارجی ضعیفی داشتیم از بی ثباتی های مدیریتی که در این دولت به اوج خود رسید هم که بگذریم بی تخصصی در دولت هم کشور را در معرض خطر سقوط اقتصاد به قعر چاه های رو به اتمام نفتمان می اندازد اما در سیاست داخلی یک سری بازی های ان جالب به نظر میاد مثلا بازی ای که با سیاست مداران کهنه کاری چون هاشمی رضایی و لاریجانی و ... کرد نشان از زیرکی او در عرصه سیاست داخلی دارد از یک طرف راندن انها و از طرف دیگر نگه داشتن انها پشت درهای بسته در حالت انتظار و تازه پشت در رو هم تله گذاشتن دیگه خیلی به این بازی هیجان بخشیده حالا خود شما قضاوت کنید چه قدر پول و زمان و انرژی صرف انجام این بازی ها می شود با کمی تامل و تفکر به اینده بنگرید.!

کمی از دولت گفتیم و نکات مثبت و منفی ان ولی اما در کل باید بگم منشاء تمام این اتفاقات در منیت هاست.

نمی دانم چه طور ولی بیایید این فرهنگ سنگ اندازی جلوی پای دیگران را از فرهنگمان دور بریزیم بیایید سنگ ها را از جلوی پای هم برداریم بیایید هر ایرانی را ستونی مستحکم برای ایران فرض کنیم که با شکستن و فرو ریختن هر نفرمان پایه ای کشور سست و زمینه فرو ریختن ان را فراهم نکنیم با دست خود تیشه به ریشه خود نزنیم این نمونه ای که برای شما مثال زدم ( دولت نهم ) یک نمونه از این سنگ اندازی ها بود از این سنگ اندازی ها در کشور و در جامعه و حتی در سطح خانوده ها زیاد اتفاق می افتد مشکل را از ریشه بزنیم اینده را بنگریم و به ایران بیندیشیم چرا که ایران از ان ایرانیان است و بس

خدایا راه منحرفان را به راه راست کج کن

نوشته شده در چهارشنبه هفدهم مهر 1387ساعت 12:23 بعد از ظهر توسط یک عدالتخواه مبارز| |

نظریه تناسخ در فلسفه را که حتما عده زیادی از شما با ان اشنایی دارید البته من با ان مخالفم ولی برای انهایی که نمی دانند در حد معرفی یک چیز هایی میگم شما بقیه ان را به صورت بحث و گفتگو تکمیل کنید تا در مورد ان به مباحثه بپردازیم.

معتقدین به تناسخ میگویند انسان پس از مرگ نمی میرد بلکه دوباره به شکل دیگری از انرژی (همان مواد تشکیل دهنده هستی) تبدیل می شود که می تواند دوباره بعد از گذشت زمان این انرژی به یک انسان تبدیل شود و دوباره این انسان از نو متولد شده و به زندگی ادامه دهد و این چرخه را برای نظام هستی دائم می دانند پس طبیعت و نظام هستی را نابود ناشدنی فرض می کنند البته دلایل متعددی هم برای ان اورده اند و سعی داشتند با توسل به علم این نظریه ها رو ثابت کنند اما ایا علم علمی است کامل یعنی انسان ناقص العقل با علم ناقص خود توانایی ثابت کردن قوانین پیچیده ای را هنوز به ان دست نیافته اند را دارد؟ به این فلسفه دیالکتیک (یا بحث و جدل علمی) می گویند فلسفه دیالکتیک سعی دارد بگوید(اشاره به یکی از نظریات ان که از عدالت خدا سخن به میان می اورد) اگر انسانی مثلآ در سن پائین بمیرد این نشان از بی عدالتی خدا است چرا که خدا حق زندگی را به یک نفر داده و این حق را از کس دیگری می گیرد معتقدین به تناسخ می گویند خدا انسان را پس از مرگ دوباره متولد می کند تا انسان ها حق چندین بار زندگی را داشته باشند و عدالت خدا ثابت شود یا حتی بعضی از این گروه معتقدند که انسان انقدر به این دنیا می اید و می رود تا به تکامل برسد و از چرخه تناسخ خارج شود خلاصه بگم نظریاتی که پیرامون این بحث و جدل ها می شود تنها انسان را دریک مسیر قرار خواهد داد مسیر راستی که مبدا ان خداوند و مقصد ان توسط حق انتخابی که خدا به ما داده تعیین می شود وراه رسیدن به خود را نیز به ما نشان داده اند پس ...

تا به کی می پرسی از بود و نبود /  جز ملال انگیختن اخر چه سود

چند می پرسی ز جبر و اختیار / اختیار ان به باشد دست یار

ساقی ما اختیار تام داشت / چهارده ائینه در یک جام داشت

برای دیدن و نوشتن مطالب خود در بلاگ گروهی ما اینجا را کلیک کنید و در زیر ارم لوگوی ما به توصیه ها و راهنمای ورود توجه کنید متشکرم.

راستی به دنیای بلاگ اسکای هم وارد شدیم  ببینید

از این پس تمام مطالب ما در دو وب اصلی و وب گروهی زده می شود شما هم در وب گروهی ما مطلب بزنید

نوشته شده در پنجشنبه یازدهم مهر 1387ساعت 11:37 بعد از ظهر توسط یک عدالتخواه مبارز| |

عید سعید فطر بر همه مسلمانام جهان به خصوص ایرانیان مبارک باد

واژه ناسیونالیسم  همانطور که خود شما بهتر می دانید به معنای لغوی یعنی میهن پرستی اما این به ان معناست که دیگر مکاتب سیاسی میهن پرست نیستند یا بر ضد منافع ملی کشورشان عمل می کنند خب مسلم است که نه همه ملت ها کشورشان را دوست داند و برای سر افرازی ان کار می کنند اما اگر این حرف صحت دارد پس یعنی همه مکاتب ناسیونالیسم هستند مسلما نه ناسیونالیسم شرایطی دارد که اتفاقا در اسلام هم از ان شرایط ذکر شده البته شرایط به طوری افراطی در جامعه پیاده شود جامعه سمت جامعه فاشیستی پیش میرود پس ما اینجا برای اینکه از اینجای بحث منحرف نشیم ناسیونالیسم را در شکل تک حزبی یا تک قطبی و دیکتاتوری ان محکوم می کنیم اما بریم سر این شرایط دولت ناسیونالیسم دولتی است ارمانی پس باید یک سری کارهایی را در حوضه های مختلف که از اصول پایداری ان کشور است انجام دهد مثلا در حوضه فرهنگ با به رسمیت شناختن و احترام گذاشتن به همه فرهنگ ها برای فرهنگ سازی در جامعه و حفظ ارزشها و میراث گذشتگان تلاش کنند یا حتی در حوضه سیاست با احترام و به رسمیت شناختن تمامی اقوام و قومیت ها و مذاهب ان کشور انها را در امور داخلی دخالت داده و همه را زیر یک پرچم جمع اوری کنند تا بتوانند در سازندگی کشورشان مشارکت کنند و این را راهی برای جلوگیری از فروپاشی دولت و جامعه بدانند تا جامعه دچار چند دستگی و تکثر گرایی نشود و لی دولت ناسیونالیسم یک وظیفه دیگر نیز دار که خیلی با ان مخالفت می کنند ولی  بخوانید...!

مسئله نژادی البته نه نژاد پرستی منظور تشویق و وضع قوانینی است که به مردم در یک جامعه اجازه ازدواج با دیگر نژاد ها را نداشته باشند بگذارید با مثال بگم مثلا اسلام از دواجی که زن و مرد از دو دین باشد را منع کرده و لی بعدا توسط بعضی علما اصلاحاتی در ان انجام شد و لی باز در بخشهایی از ان منع کامل وجود دارد مثلا زن مسلمان را با مرد غیر مسلمان منع کرده حال اینجا این سوال است که دینی را که ازدواج را به هر رسم و رسومی حلال میداند چرا این قوانین را عرضه کرده ( البته این نکته رو توی پرانتز بگم دین چیزی جز شناساندن قوانین طبیعت به انسانها برای بهتر زندگی کردن نیست) پاسخ مشخص است اگر حاصل این ازدواج فرزندانی باشدحالا به نظر شما اگر یکی از این فرزندان به دینی غیر از اسلام روی اورد پایه های سست شدن اسلام را خود پدر یا مادر خانواده بنا نهاده اند و در مدت زمانی اسلام  تضعیف می شود یا حتی این قضیه رو در مورد ادیان دیگر امکان دارد. حالا در حوضه جامعه نیز همین طور است اگر یک هم نژاد ما با یک نژاد دیگر ازدواج کند و حاصل این ازدواج فرزند یا فرزندانی باشد به نظر شما این فرزند یا فرزندان به عنوان یک ایرانی اریایی نسبت به کشور ما می نگرد یا پایبند به اصول ان کشور یا نژاد دیگر که اگر در این حوضه هم همین روال ادامه یابد دیگر در دراز مدت ناسیونالیسم از بین میرود ولی باز هم می گویم هر نژاد در جای خود از احترام برخوردار است ولی این برای انها هم بهتر است که با دیگر نژاد ها ترکیب نشوند چرا که هم ما و هم انها حتی بعد از مدتی دیگر از لحاظ چهره هم بسیار شبیه هم می شویم و دیگر چهره ما نیز نشانی از قوم اریایی بر خود نخواهد داشت.

می دونم با نوشتن این مقاله موج انتقاد هاست که نسیب ما می شود و لی امید وارم بتوانیم این بحث را داغ و حتی به صورت یک مباحثه خوب ارائه دهیم. البته فرسط زیادی نداشتم تا بنویسم ولی اگر دیدم بحث پر بار شد دوباره در باره ناسیونالیسم می نویسم.

در ادامه مطلب  بحث و گفتگو ها را می خوانید...

راستی اگر دوست دارید در وب گروهی ما مطلب بنویسید اینجا را کلیک کنید کنید و در قسمت در باره ما نام کار بری برای شما و شماره رمز ورود را گذاشته ایم.


ادامه مطلب
نوشته شده در یکشنبه هفتم مهر 1387ساعت 10:30 بعد از ظهر توسط یک عدالتخواه مبارز| |

سفر احمدی نژاد به نیویورک

از لحظه ورود احمدی نژاد به نیویورک انگار تمام رسانه ها که دیگر هیچ موضوعی برای تیتر یا به تصویر کشیدن نداشتند خبرهای خود را به سمت رئیس جمهوری ایران متمرکز کردند. از قبل از ورود که عده ای با تدارک دیدن تضاهرات های گوناگون در ضدیت و یا طرفداری ازاحمدی نژاد موضوع را برای رسانه ای شدن این شخص اماده کرده بودند. انگار همه منتظر سخنان دورئیس جمهور ایران و امریکا بودند البته این باعث افتخار است که همه به ما توجه کنند و لی وقتی به پیامد های این تیترها و عواقب سیاسی این سخنان می اندیشیم به جای افتخار یک نگاهی همراه با افسوس به گذشته خود می اندازیم و در سکوت مرگبار خود و با کوله باری به اندازه یک دنیا شرمندگی تنها می توانیم سنگینی این کوله بار را بر روی دوش خود تحمل کنیم و...

اما در این کنفرانس انگارهمه منتظر حرف های جدیدی بودند نه تکرار مکررات از پیادمهای ان هم که بهتر می دانید دیگه کشوری که در تحریمه و هر روز تهدید به جنگ میشه این حرف ها تنها راه را برای غربی ها باز خواهد کرد که لشکریان خود را به سمت ایران هدایت و توپ و تانک های خود را به سمت جاده های ما به حرکت دراورند خلاصه لبه پرتگاه روی تیغ راه میرویم اگر اشتباه کنیم به پایین سقوط می کنیم. کوتاه نوشتم که حتما بخوانید چون قبلا گفته بودید پستهام طولانیه حال ندارید بخونید بدرود.

نظر یک دوست که به همین پست ارسال شده:

سلام ایرانی

اگه اینجا (وبلاگ) حرفهای مخالفها رو ثبت میکنه
با اجازه من بعنوان مخالف البته نه صد در صد یه چیزهایی مینویسم.

میدونی چه کسایی کوروش کبیر (هخامنشیان) رو از بین بردند . ؟
میدونی چه کسایی یزد گرد رو ازبین بردند . ؟
میدونی کوروش در زمان خودش چه قدر مخالف داشت تا به حکومت رسید . ؟

بدون تعصب باید بگم .. . . . . ما ایرانی ها قدر یکدیگر رو نمی دونیم

جواب سئوال 1و2 میشه ما ایرانی ها
جواب سئوال 3 میشه خیلی از ما ایرانی ها رو کشت (البته مخالفان). بعد از پادشاه شدن شروع کرد به کشورگشایی و البته آبادانی

نتیجه : کوروش مرد بزرگی بود ولی مخالف داشت (البته قصد مقایسه ندارم )
پس به جای آیه یاس خوندن باید چشمها را شست جور دیگر باید دید البته کاستیهایی هست ولی ایرانیها همیشه خودشون مشکلات رو حل کرده اند ودست جلوی کسی دراز نکردند و احتیاجی به دایه مهربانتر از مادر ندارند .
ما کوروشیان از کسی بیم نداریم (در زمان شاه اسماعیل صفوی در جنگ چالدران وقتی ایرانیها داشتند شکست می خوردند پشت سرشون روی زمین نیزه هاشونو بصورت مورب چال کردند تا اگه خودشون خواستند فرار کنند کشته بشن) .
حضرت علی (ع) زره ایی داشت که فقط جلو رو میپوشوند چون هیچ وقت به دشمن پشت نمی کرد .
حالا ما . . . . چه با علی (ع) . . . چه با کوروش . . . چه با شاه اسماعیل فقط یک وظیفه داریم . . . . . . . . . چو ایران نباشد تن من مباد . . .
دوست من
البته با مطلبی که در مورد منافقین (مجاهدین) نوشته بودی صد در صد موافقم
وقتی از کرمانشاه بسمت قصر شیرین حرکت کنین تنگه مرصاد آثار منافقین رو می بینید

البته من شست و شوی مغزی نشده ام . . . ! ولی ایرانی هستم وبا تمام مشکلات به ایرانی بودنم افتخار میکنم
از من نرنجی فقط نظرمو دادم
موفق باشی دوست من

 

پاسخ به این دوست عزیز

در جواب سه سوال شما باید بگم هر حکومتی مخالف داره این چیز عجیبی نیست اما تفاوت در نوع حکومت داریست و نوع برخورد حاکمان با مخالفین کورش کبیر که به نظر من مقتدر ترین پادشاه درست کار ترین و عادل ترین انها بود در بر خورد با عقاید گوناگون انسانی صبور و به قول امروزی ها دموکراتیک بود همه عقاید را احترام می گذاشت همانطور که در منشور کورش هم بود تمام عقاید اقوام و مذاهب را که جزئی از قلمرو ایران بود ایرانی می خواند و در برابر قوانین مملکتی با ان به مساوات رفتار میکرد این همان روشی بود که پیامبران و ائمه نیز به ان تاکید داشتند و لی همیشه این منش در برابر منفعت طلبانی که از به خاطر ثروت های کلان و منابعی که در دست داشتند و همین عامل سبب شده بود که از نفوذ در دستگاه حاکمیت بر خوردار باشند فدا شود من هم یک ایرانی هستم و به ایرانی بودنم افتخار می کنم و برای تمام کسانی که برای سربلندی ایران تلاش می کنند ارزش قائلم.

متشکر از نظر شما دوست عزیز

ادامه بحث در این باره در ادامه مطلب


ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه سوم مهر 1387ساعت 8:8 بعد از ظهر توسط یک عدالتخواه مبارز| |

شهادت حضرت علی بر همه مسلمانان به خصوص شیعیان تسلیت باد

نوشته شده در دوشنبه یکم مهر 1387ساعت 5:10 بعد از ظهر توسط یک عدالتخواه مبارز|