اخرین جنگ ایرانیان
مرکب گر چه در صورت سیاهیست *** قلم کوبنده جهل و تباهیست
پی نوشت: خبرامدن کروبی در انتخابات را همه شنیده اید نمی دانم به چه امیدی امده و لی اگر هم بیاد و حتی رای هم بیاره مطمعنا از حمایت مردمی برخوردار نخواهد بود و این ارا را صرفا شاید بتوان حاصل اجماع نیروهای چپ بدون حمایت احاد جامعه دانست پی در صورت پیروزی هم نه تنها از پشتوانه مردمی برخوردار نخواهد بود بلکه افت جنبش اصلاح طلبانه خواهد بود چرا که مردم را روز به روز از این جنبش نا امید تر خواهد کرد. در وب گروهی ما مطلب بزنید برای رفتن به وب گروهی اینجا را کلیک کنید. نظر یک دوست: سلام دوست عزیز من پاسخ ما: دوست عزیزم نا امید شدن از رژیم کاری رو حل نمی کنه مگه وقتی مردم تحریم کردند و نیو مدن تا احمدی نژاد رای اورد رژیم بر گشت پس بهتره قبل از اصلاح جامعه دست به اصلاح خود بزنیم تا تک تک اعضای جامعه اصلاح شود ان وقت جامعه دو لت سیاست های ان هم در طول مدت زمانی خود به خود درست خواهد شد البته من طرفدار همه اصلاح طلبان نیستم و لی همیشه اصلاحات را قبول دارم و معتقدم ادم باید با اصلاح تکامل ژیدا کنه راستی از شما هم یک سوال دارم به راستی اگر رژیم بر گرده از فردای ان مملکت گل و بلبل خواهد بود؟ شیخ ما را گفتند که فلان کس بر روی اب می رود گفت:سهل است چغزی و صعوه ای نیز بر روی اب می رود. گفتند فلان کس در هوا می پرد گفت:زعن و مگس نیز در هوا می پرد گفتند فلان کس در یک لحظه از شهری به شهری می رود شیخ گفت: شیطان نیز در یک نفس از مشرق به مغرب می رود این چنین چیز ها را چندان قیمتی نیست مرد ان بود که در میان خلق بنشیند و بر خیزد و بخسبد و بخورد و در بازار در میان خلق ستد و داد کند و زن خواهد و با خلق درامیزد و یک لحضه از خدای غافل نباشد. سلامی دو باره به شما عزیزانم شمایی که با اینکه مدتی در غیبت بودیم ولی باز به ما سر میزدید که شاید مطلبی نو را روی وب قرار داده باشم سلامی به گرمی افتابی سوزان که دشمنان ایران را در گرمای سوزان خود هلاک و دوستان ایران را از نعمت های خود بی دریغ نمی گذارد سلام برتوای هموطن... اول از همه باید بگم همانطور که دیده بودید لوگوی وب گروهی ما که شما می توانید در ان مطلب بنویسید رو چند روز پیش براتون گذاشته بودم حالا برای گسترش و دیدن بیشتر مطالبمان وارد دنیای بلاگ اسکای هم شدیم پس از این پس مطالب ما روی سه وبلاگ که یکی از انها همین و دیگری وب گروهی ما و دیگری نیز وب ما در دنیای بلاگ اسکای است به نمایش در می اید. در هر حال امید وارم در وب گروهی ما مطلب بزنید و در مورد اون وب دیگر هم ما را از نظرات ارزشمند خود بی بهره نذارید. موضوع امروز را به رفتار سیاسی سیاسیون اختصاص می دیم از رئیس دولت وقت شروع می کنیم سعی می کنیم همیشه بهترین حالت رو در نظر بگیریم و به جای نا امیدی ترویج امید به اینده را کنیم. تا به حال به رفتار محمود احمدی نژاد توجه کردید می دونم توجه کردید خب اگر بخواهیم از نکات مثبت بگوییم مثلا از جسارتش قابل تحسین و از نکاتی است که هر سیاست مداری باید به ان توجه کند اما اگر این جسارت با تعقل نباشد و از سر لجبازی و منیت باشد دیگر به ان نمیشود جسارت گفت به ان لجبازی می گویند پس شد {(جسارت + تعقل + علم= دولت کارامد)= دولت خدمت گذار}= کشوری قدرتمند اگرهم از نکات منفی بخواهیم بگوییم متاسفانه در عرصه سیاست خارجی که با توجه به همان جسارت فارق از تعقل که حاصل ان تحریم بود سیاست خارجی ضعیفی داشتیم از بی ثباتی های مدیریتی که در این دولت به اوج خود رسید هم که بگذریم بی تخصصی در دولت هم کشور را در معرض خطر سقوط اقتصاد به قعر چاه های رو به اتمام نفتمان می اندازد اما در سیاست داخلی یک سری بازی های ان جالب به نظر میاد مثلا بازی ای که با سیاست مداران کهنه کاری چون هاشمی رضایی و لاریجانی و ... کرد نشان از زیرکی او در عرصه سیاست داخلی دارد از یک طرف راندن انها و از طرف دیگر نگه داشتن انها پشت درهای بسته در حالت انتظار و تازه پشت در رو هم تله گذاشتن دیگه خیلی به این بازی هیجان بخشیده حالا خود شما قضاوت کنید چه قدر پول و زمان و انرژی صرف انجام این بازی ها می شود با کمی تامل و تفکر به اینده بنگرید.! کمی از دولت گفتیم و نکات مثبت و منفی ان ولی اما در کل باید بگم منشاء تمام این اتفاقات در منیت هاست. نمی دانم چه طور ولی بیایید این فرهنگ سنگ اندازی جلوی پای دیگران را از فرهنگمان دور بریزیم بیایید سنگ ها را از جلوی پای هم برداریم بیایید هر ایرانی را ستونی مستحکم برای ایران فرض کنیم که با شکستن و فرو ریختن هر نفرمان پایه ای کشور سست و زمینه فرو ریختن ان را فراهم نکنیم با دست خود تیشه به ریشه خود نزنیم این نمونه ای که برای شما مثال زدم ( دولت نهم ) یک نمونه از این سنگ اندازی ها بود از این سنگ اندازی ها در کشور و در جامعه و حتی در سطح خانوده ها زیاد اتفاق می افتد مشکل را از ریشه بزنیم اینده را بنگریم و به ایران بیندیشیم چرا که ایران از ان ایرانیان است و بس خدایا راه منحرفان را به راه راست کج کن نظریه تناسخ در فلسفه را که حتما عده زیادی از شما با ان اشنایی دارید البته من با ان مخالفم ولی برای انهایی که نمی دانند در حد معرفی یک چیز هایی میگم شما بقیه ان را به صورت بحث و گفتگو تکمیل کنید تا در مورد ان به مباحثه بپردازیم. معتقدین به تناسخ میگویند انسان پس از مرگ نمی میرد بلکه دوباره به شکل دیگری از انرژی (همان مواد تشکیل دهنده هستی) تبدیل می شود که می تواند دوباره بعد از گذشت زمان این انرژی به یک انسان تبدیل شود و دوباره این انسان از نو متولد شده و به زندگی ادامه دهد و این چرخه را برای نظام هستی دائم می دانند پس طبیعت و نظام هستی را نابود ناشدنی فرض می کنند البته دلایل متعددی هم برای ان اورده اند و سعی داشتند با توسل به علم این نظریه ها رو ثابت کنند اما ایا علم علمی است کامل یعنی انسان ناقص العقل با علم ناقص خود توانایی ثابت کردن قوانین پیچیده ای را هنوز به ان دست نیافته اند را دارد؟ به این فلسفه دیالکتیک (یا بحث و جدل علمی) می گویند فلسفه دیالکتیک سعی دارد بگوید(اشاره به یکی از نظریات ان که از عدالت خدا سخن به میان می اورد) اگر انسانی مثلآ در سن پائین بمیرد این نشان از بی عدالتی خدا است چرا که خدا حق زندگی را به یک نفر داده و این حق را از کس دیگری می گیرد معتقدین به تناسخ می گویند خدا انسان را پس از مرگ دوباره متولد می کند تا انسان ها حق چندین بار زندگی را داشته باشند و عدالت خدا ثابت شود یا حتی بعضی از این گروه معتقدند که انسان انقدر به این دنیا می اید و می رود تا به تکامل برسد و از چرخه تناسخ خارج شود خلاصه بگم نظریاتی که پیرامون این بحث و جدل ها می شود تنها انسان را دریک مسیر قرار خواهد داد مسیر راستی که مبدا ان خداوند و مقصد ان توسط حق انتخابی که خدا به ما داده تعیین می شود وراه رسیدن به خود را نیز به ما نشان داده اند پس ... تا به کی می پرسی از بود و نبود / جز ملال انگیختن اخر چه سود چند می پرسی ز جبر و اختیار / اختیار ان به باشد دست یار ساقی ما اختیار تام داشت / چهارده ائینه در یک جام داشت برای دیدن و نوشتن مطالب خود در بلاگ گروهی ما اینجا را کلیک کنید و در زیر ارم لوگوی ما به توصیه ها و راهنمای ورود توجه کنید متشکرم. راستی به دنیای بلاگ اسکای هم وارد شدیم ببینید از این پس تمام مطالب ما در دو وب اصلی و وب گروهی زده می شود شما هم در وب گروهی ما مطلب بزنید
واژه ناسیونالیسم همانطور که خود شما بهتر می دانید به معنای لغوی یعنی میهن پرستی اما این به ان معناست که دیگر مکاتب سیاسی میهن پرست نیستند یا بر ضد منافع ملی کشورشان عمل می کنند خب مسلم است که نه همه ملت ها کشورشان را دوست داند و برای سر افرازی ان کار می کنند اما اگر این حرف صحت دارد پس یعنی همه مکاتب ناسیونالیسم هستند مسلما نه ناسیونالیسم شرایطی دارد که اتفاقا در اسلام هم از ان شرایط ذکر شده البته شرایط به طوری افراطی در جامعه پیاده شود جامعه سمت جامعه فاشیستی پیش میرود پس ما اینجا برای اینکه از اینجای بحث منحرف نشیم ناسیونالیسم را در شکل تک حزبی یا تک قطبی و دیکتاتوری ان محکوم می کنیم اما بریم سر این شرایط دولت ناسیونالیسم دولتی است ارمانی پس باید یک سری کارهایی را در حوضه های مختلف که از اصول پایداری ان کشور است انجام دهد مثلا در حوضه فرهنگ با به رسمیت شناختن و احترام گذاشتن به همه فرهنگ ها برای فرهنگ سازی در جامعه و حفظ ارزشها و میراث گذشتگان تلاش کنند یا حتی در حوضه سیاست با احترام و به رسمیت شناختن تمامی اقوام و قومیت ها و مذاهب ان کشور انها را در امور داخلی دخالت داده و همه را زیر یک پرچم جمع اوری کنند تا بتوانند در سازندگی کشورشان مشارکت کنند و این را راهی برای جلوگیری از فروپاشی دولت و جامعه بدانند تا جامعه دچار چند دستگی و تکثر گرایی نشود و لی دولت ناسیونالیسم یک وظیفه دیگر نیز دار که خیلی با ان مخالفت می کنند ولی بخوانید...! مسئله نژادی البته نه نژاد پرستی منظور تشویق و وضع قوانینی است که به مردم در یک جامعه اجازه ازدواج با دیگر نژاد ها را نداشته باشند بگذارید با مثال بگم مثلا اسلام از دواجی که زن و مرد از دو دین باشد را منع کرده و لی بعدا توسط بعضی علما اصلاحاتی در ان انجام شد و لی باز در بخشهایی از ان منع کامل وجود دارد مثلا زن مسلمان را با مرد غیر مسلمان منع کرده حال اینجا این سوال است که دینی را که ازدواج را به هر رسم و رسومی حلال میداند چرا این قوانین را عرضه کرده ( البته این نکته رو توی پرانتز بگم دین چیزی جز شناساندن قوانین طبیعت به انسانها برای بهتر زندگی کردن نیست) پاسخ مشخص است اگر حاصل این ازدواج فرزندانی باشدحالا به نظر شما اگر یکی از این فرزندان به دینی غیر از اسلام روی اورد پایه های سست شدن اسلام را خود پدر یا مادر خانواده بنا نهاده اند و در مدت زمانی اسلام تضعیف می شود یا حتی این قضیه رو در مورد ادیان دیگر امکان دارد. حالا در حوضه جامعه نیز همین طور است اگر یک هم نژاد ما با یک نژاد دیگر ازدواج کند و حاصل این ازدواج فرزند یا فرزندانی باشد به نظر شما این فرزند یا فرزندان به عنوان یک ایرانی اریایی نسبت به کشور ما می نگرد یا پایبند به اصول ان کشور یا نژاد دیگر که اگر در این حوضه هم همین روال ادامه یابد دیگر در دراز مدت ناسیونالیسم از بین میرود ولی باز هم می گویم هر نژاد در جای خود از احترام برخوردار است ولی این برای انها هم بهتر است که با دیگر نژاد ها ترکیب نشوند چرا که هم ما و هم انها حتی بعد از مدتی دیگر از لحاظ چهره هم بسیار شبیه هم می شویم و دیگر چهره ما نیز نشانی از قوم اریایی بر خود نخواهد داشت. می دونم با نوشتن این مقاله موج انتقاد هاست که نسیب ما می شود و لی امید وارم بتوانیم این بحث را داغ و حتی به صورت یک مباحثه خوب ارائه دهیم. البته فرسط زیادی نداشتم تا بنویسم ولی اگر دیدم بحث پر بار شد دوباره در باره ناسیونالیسم می نویسم. در ادامه مطلب بحث و گفتگو ها را می خوانید... راستی اگر دوست دارید در وب گروهی ما مطلب بنویسید اینجا را کلیک کنید کنید و در قسمت در باره ما نام کار بری برای شما و شماره رمز ورود را گذاشته ایم. از لحظه ورود احمدی نژاد به نیویورک انگار تمام رسانه ها که دیگر هیچ موضوعی برای تیتر یا به تصویر کشیدن نداشتند خبرهای خود را به سمت رئیس جمهوری ایران متمرکز کردند. از قبل از ورود که عده ای با تدارک دیدن تضاهرات های گوناگون در ضدیت و یا طرفداری ازاحمدی نژاد موضوع را برای رسانه ای شدن این شخص اماده کرده بودند. انگار همه منتظر سخنان دورئیس جمهور ایران و امریکا بودند البته این باعث افتخار است که همه به ما توجه کنند و لی وقتی به پیامد های این تیترها و عواقب سیاسی این سخنان می اندیشیم به جای افتخار یک نگاهی همراه با افسوس به گذشته خود می اندازیم و در سکوت مرگبار خود و با کوله باری به اندازه یک دنیا شرمندگی تنها می توانیم سنگینی این کوله بار را بر روی دوش خود تحمل کنیم و... اما در این کنفرانس انگارهمه منتظر حرف های جدیدی بودند نه تکرار مکررات از پیادمهای ان هم که بهتر می دانید دیگه کشوری که در تحریمه و هر روز تهدید به جنگ میشه این حرف ها تنها راه را برای غربی ها باز خواهد کرد که لشکریان خود را به سمت ایران هدایت و توپ و تانک های خود را به سمت جاده های ما به حرکت دراورند خلاصه لبه پرتگاه روی تیغ راه میرویم اگر اشتباه کنیم به پایین سقوط می کنیم. کوتاه نوشتم که حتما بخوانید چون قبلا گفته بودید پستهام طولانیه حال ندارید بخونید بدرود. نظر یک دوست که به همین پست ارسال شده: سلام ایرانی اگه اینجا (وبلاگ) حرفهای مخالفها رو ثبت میکنه پاسخ به این دوست عزیز در جواب سه سوال شما باید بگم هر حکومتی مخالف داره این چیز عجیبی نیست اما تفاوت در نوع حکومت داریست و نوع برخورد حاکمان با مخالفین کورش کبیر که به نظر من مقتدر ترین پادشاه درست کار ترین و عادل ترین انها بود در بر خورد با عقاید گوناگون انسانی صبور و به قول امروزی ها دموکراتیک بود همه عقاید را احترام می گذاشت همانطور که در منشور کورش هم بود تمام عقاید اقوام و مذاهب را که جزئی از قلمرو ایران بود ایرانی می خواند و در برابر قوانین مملکتی با ان به مساوات رفتار میکرد این همان روشی بود که پیامبران و ائمه نیز به ان تاکید داشتند و لی همیشه این منش در برابر منفعت طلبانی که از به خاطر ثروت های کلان و منابعی که در دست داشتند و همین عامل سبب شده بود که از نفوذ در دستگاه حاکمیت بر خوردار باشند فدا شود من هم یک ایرانی هستم و به ایرانی بودنم افتخار می کنم و برای تمام کسانی که برای سربلندی ایران تلاش می کنند ارزش قائلم. متشکر از نظر شما دوست عزیز ادامه بحث در این باره در ادامه مطلب
مطلب جالب و قابل تاملی بود
و در ادامه نتیجه گیری پایانی شما باید به این مهم اشاره شود که نامیدی آحاد مردم از اصلاح طلبان خطر سقوط نظام را بیش از پیش افزایش خواهد داد.
موفق و پیروز باشی
یاهو![]()

![]()
ادامه مطلب
با اجازه من بعنوان مخالف البته نه صد در صد یه چیزهایی مینویسم.
میدونی چه کسایی کوروش کبیر (هخامنشیان) رو از بین بردند . ؟
میدونی چه کسایی یزد گرد رو ازبین بردند . ؟
میدونی کوروش در زمان خودش چه قدر مخالف داشت تا به حکومت رسید . ؟
بدون تعصب باید بگم .. . . . . ما ایرانی ها قدر یکدیگر رو نمی دونیم
جواب سئوال 1و2 میشه ما ایرانی ها
جواب سئوال 3 میشه خیلی از ما ایرانی ها رو کشت (البته مخالفان). بعد از پادشاه شدن شروع کرد به کشورگشایی و البته آبادانی
نتیجه : کوروش مرد بزرگی بود ولی مخالف داشت (البته قصد مقایسه ندارم )
پس به جای آیه یاس خوندن باید چشمها را شست جور دیگر باید دید البته کاستیهایی هست ولی ایرانیها همیشه خودشون مشکلات رو حل کرده اند ودست جلوی کسی دراز نکردند و احتیاجی به دایه مهربانتر از مادر ندارند .
ما کوروشیان از کسی بیم نداریم (در زمان شاه اسماعیل صفوی در جنگ چالدران وقتی ایرانیها داشتند شکست می خوردند پشت سرشون روی زمین نیزه هاشونو بصورت مورب چال کردند تا اگه خودشون خواستند فرار کنند کشته بشن) .
حضرت علی (ع) زره ایی داشت که فقط جلو رو میپوشوند چون هیچ وقت به دشمن پشت نمی کرد .
حالا ما . . . . چه با علی (ع) . . . چه با کوروش . . . چه با شاه اسماعیل فقط یک وظیفه داریم . . . . . . . . . چو ایران نباشد تن من مباد . . .
دوست من
البته با مطلبی که در مورد منافقین (مجاهدین) نوشته بودی صد در صد موافقم
وقتی از کرمانشاه بسمت قصر شیرین حرکت کنین تنگه مرصاد آثار منافقین رو می بینید
البته من شست و شوی مغزی نشده ام . . . ! ولی ایرانی هستم وبا تمام مشکلات به ایرانی بودنم افتخار میکنم
از من نرنجی فقط نظرمو دادم
موفق باشی دوست من
ادامه مطلب







