اخرین جنگ ایرانیان
مرکب گر چه در صورت سیاهیست *** قلم کوبنده جهل و تباهیست
طبق معمول در حال وب گردی ها و گشتن در سایت ها بودم نمی دانم چرا به قول بابام که میگه تو اخرش با این کامپیوتر خودتو کور می کنی چون من معمولا شب ها یا دم صبح که از خواب بیدار میشم اخه من ادم سحر خیزی هستم خوشبختانه این یک خصلت خوب هنوز از بچگی توی من باقی مونده خلاصه تو اینترنت یک گشت و گذاری می کنم و از لحاظ خبری خودم و اپ نگه می دارم هرچند بعد از گذشتن از کلی فیلتر می تونم به خبرهای گوناگونی دست پیدا کنم اما بلاخره هر طور باشه دیدگاههای گوناگون رو می خونم.این چند ماه گذشته بازار انتخابات کلی داغ بود عجب بازاری کلی وبلاگ و وب سایت به جون هم افتاده بودند بعضی از این سایت ها هم که قدرت داشتند ولی حوصله جواب دادن به دیگر سایت ها رو نداشتند کارو یک سره کرده و با کمک دوستان مخابراتیشون در این سایت هارو بستند و دستور به فیلتر انها دادند.دراین گیرو دار یکی از اومدن اون!؟ به گورستان گذر کردم کم و بیش / بدیدم حال دولتمند و درویش نه درویش بی کفن در خاک بود و / نه دولتمند برد از یک کفن بیش پی نوشت: با توجه به نظرات شما می توان گفت که مردم به سبک انتخاباتی در ایران معترض هستند و خواهان بر داشته شدن نظارت شورا های نظارتی مخصوصا (شورای نگهبان) هستند اما اینکه مردم از انتخابات کنار بکشند و از حداقل حق خود استفاده نکنند این می تواند به پیشرفت مملکت که باید رو به جلو باشد ضربه بزند باید از حداقل امکانات برای رسیدن به حداکثر استفاده کرد باید شناخت خود را بالا ببریم همیشه راه رسیدن به ازادی در هم شکستن کلیه سیستم نیست برای رسیدن به هدف باید گام های مستمر و مفید برداشت تا در طول این زمان اگاهی ها بالا رفته تجربیات افزوده شده و اقدامات معقولانه تر گردد مبارزه راهیست طولانی برای ازادی و عدالت خالی کردن میدان جایز نیست.این هم یک جنگ است دیکر یک جنگ بدور از خشونت جنگی سرد جنگی که به جای به کار بردن اسلحه از سلاح علم باید استفاده کرد. باز هم می گویم خود سازی راه جهان سازیست ایندگان را سالم و ازاده و عدالتخواه تحویل ایران دهیم. به چشم خویش دیدم در بیابان / که اهسته سبق برد از شتابان سمند باد پای از تک فرو ماند / شتربان همچنان اهسته میراند بحث و گفتگو ها پیرامون موضوع را در ادامه مطلب بخوانید... به نظرشما در ایران مشکل مذهب است یا بی مذهبی؟ سه دیدگاه را در این باره بیان می کنیم و سعی می کنیم دیدگاههایی را که تاکنون در جواب این نظریه ها داده شده است ارائه دهیم. 1- یک عده معتقد هستند که مذهب از بیخ و بن مشکل دارد.(ضد مذهب ها) 2- یک عده می گویند مذهب را باید همانطور که در سالهای دور بوده بدون توجه به شرایط زمان پذیرفت(مذهبی های متعصب) 3- یک عده هم هستند مذهب را خوب می دانند اما می گویند حکومت نباید مذهبی باشد (مذهبی های هوادار مدرنیست یا سکولارها). گوشه ای از دیدگاههای ارائه شده در جواب این سه سوال در جواب سوال یک: جامعه ای که مردم ان به هیچ چیز اعتقاد نداشته باشند و به اخلاقیات و ارزش های انسانی پایبند نباشد نمی تواند رشد کند و غرق در فساد می ماند همانطور که با کمرنگ شدن اعتقادات مردم در کشور شاهد بی بندو باری و فساد و اعتیاد و ... هستیم اگر کسی به مذهب اعتقاد نداشته باشد اما بر اخلاقیات پایبند باشد و فرد مفیدی در جامعه باشد از نظر دین او فردی مذهبی است چراکه عبادت به جز خدمت خلق نیست / به تسبیح و سجاده و دلق نیست بر عکس این قضیه هم صحت دارد یعنی کسانی که هر روز نماز بخوانند و به مسجد بروند وبه نصیحت دیگران بپردازند اما دزدی کنند و به مال یتیم تجاوز کنند و به ناحق سخن بگویند و خلاصه ظلم کنند از دیدگاه مذهب مشرکان و منافقیانی بیش نیستند حکایت این ادم ها از زبان حافظ چنین است. واعظان کین جلوه در محراب ومنبر می کنند / چون به خلوت می روند ان کار دیگرمی کنند پرسشی دارم ز دانشمند مجلس باز پرس / توبه فرمایان چرا خود توبه کمتر می کنند در جواب سوال دو: ازخصوصیات مذهبی که پا بر جا خواهد ماند نگاه صحیح در مسائل اجتماعی وسیاسی با توجه به شرایط زمان و مکان است زیرا جوامع هر روز در حال تغییرند چه برسد در طول قرن ها البته ناگفته نماند که مسائل اجتماعی و سیاسی را از مسائل دیگرمانند مسائل مذهبی و قوانین و مراسم های مذهبی جدا کنیم نه اینکه بگوییم حالا که قرن ها گذشته مثلا به جای 17 رکت نماز در روز 7 رکت کافیست منظور قوانین اجتماعی وتصمیمات سیاسیست که در بعد زمان و مکان متغییر است. در جواب سوال سه(ازدید جامعه شناسی): دسته سوم کسانی هستند که مخالف حکومت مذهبی هستند ولی مذهب را برای جامعه مفید می دانند.هر چند یکی از ابعاد مذاهب مختلف بعد سیاسی ان است و مذهب برای اینکه بتواند در امور اجتماعی و فرهنگی دخالت کند نیاز به قدرت سیاسی دارد نقش مذهب را نمی توان در جوامع حتی جوامع سکولار نادیده گرفت زیرا مذهب در این جوامع به طور غیر مستقیم نفوذ قابل توجهی دارد و یکی از پارامترهای مهم در این جوامع محسوب می شود.درواقع مذهب در جوامع سکولارنفوذ غیر مستقیم اما پر رنگی دارد. تمامی نظرات و سوالات شما پاسخ داده می شود و در صفحه نمایش میدهیم این مبحث را به صورت بحث ازاد به دلیل سوال های متعدد شما دراین باره ارائه دادیم امید واریم این بار بدون تعصب و با احترام به نظریات یکدیگر و مطالعه در مورد جوامع بحث جامع و خوبی را ارائه دهیم.درضمن مابه دلیل گستردگی بحث فقط گوشه ای از نظریه های مطرح شده و قسمتی از پاسخ های داده شده به این نظریه ها رو ارائه دادیم ودر این بحث دیدگاههای خود را ارائه نداده و بیشتر سعی در ایجاد فضای بحث و گفتگو را داشتیم.منتظر نظرهای شما هستیم. مباحث را در ادامه مطلب دنبال کنید... پی نوشت : این مبحث با توجه به این که مدت کوتاهی بر روی این وب بود اما بازدید نسبتا خوبی داشت اما اصلا اون بازده لازم را نداشت چرا که کسانی که در بحث شرکت کردند خیلی کم بوده و اکثرا محافظه کارانه عمل می کردند(پیغام خصوصی می دادند) اما در کا یک نتیجه در بر داشت و ان این بود که حکومت چه بی دینی چه دینی چه سکولار هر حکومتی که برای مردمش کار نکنه و عدالت راستی چرا من همش می گم عدالت شما هم بار ها از من خواستید بگم ازادی اما می دنید چرا من میگم عدالت چرا که ازادی بخشی از عدالت است برای همین همش می گم عدالت ازادی بدون عدالت فایده نداره خلاصه حکومت تا برا مردم کار نکنه مردم در هر شکل و ایدئولوژی ای ناراضی خواهند بود. اما اینکه حکومت یا دولت چه طور میشود که برای مردم کارکنه ولش کن بریم سر یک داستان... یک روز یک استاد دانشگاه داره با پازل بازی میکنه این پازل قطعات نقشه جهان بود (کره زمین) استاد یک چند ساعتی با این پازل ور میره تا درستش کنه بچه اون ادم باهوشی بود استاد به پسرش میگه پسرم اگر این پازل رو درست کنی 50 دلار بهت میدم پسر میره و ده دقیقه بعد میاد میگه بابا بابا 50 دلار بده استاد از تعجب شاخ در می اره که پسر به این زودی این پازل رو درست کرد اخه یک بچه ای که هنوز مدرسه نرفته نقشه جهان رو از کجا بلده استاد میگه اول بگو چه طور این قدر سریع این کار رو کردی پسر می گه بابا من پازل رو برگردوندم اون طرف نقشه جهان عکس یک ادم بود چهار تا چشم و گوش رو کنار هم گذاشتم تا پازل اماده شد استاد غرق تفکر میشه و می فهمه که ای بابا ما کجای کاریم در یک کشور ازاد هر روز میایم ببینیم کجای کارمون می لنگه بله دوستان تا ادم درست نشه جهان درست نخواهد شد. پاینده ایران زنده باد ایرانی در ایران مسئله ای که سالهاست مطرح می شود و بهانه ای شده برای اینکه دولت ها مشکلات را به گردن دولتهای قبل از خود بیندازند و دچار مشکل برنامه ریزی بلند مدت شوند مسئله ترجیح دادن مسائل حزبی بر منافع ملی وحزب بازی به جای تخصص گرای در کارها است به طوری که هر دولتی که بر سر قدرت میاد از رئیس جمهور ان گرفته تا کارمندان ارشد و حتی بعضی اوقات کارمندان ساده ان نیز عوض می شود و ادارات ازافراد وابسته به ان جناح پر می شود اما اینکه افرادی که بر سر کار می ایند تا بخواهند با نحوه عملکرد ان سازمان و شخص قبلی اشنا شود کلی وقت گذشته تازه اگر شغلی که به ان واگذار میکنند از حوزه تخصصی ان خارج باشد که دیگر هیچ تا بیاد اشنا بشه به خاطر بی لیاقتی از کار بر کنارش می کنند و حالا دوباره یکی دیگه میاد و این قصه ادامه می یابد و به این ترتیب ثبات مدیریتی در کشور را به هم می زنند مسلما ان شخصی که بر کرسی مدیریت اجرایی کشور تکیه می زند اگر نداند که فردا این صندلی متعلق به اوست برای ان برنامه ریزی نمی کند زیرا جناحها هرگز حاظر نمی شوند برنامه خود را تقدیم به جناحی دیگر کنند. بلاخره این جناح بازی ها باید یک روزی تمام بشود و همه به فکر ابادانی کشور باشند نه ابادانی جناح خود. درکشور های بزرگ و توسعه یافته در دوران انتخابات جناح ها بدترین حمله ها را به هم می کنند اما بعد از پایان انتخابات همه سعی در همکاری با فرد و جناح منتخب را دارند و همه با هم برای کشور کار میکنند نه جناحشان امید وارم روزی این مشکل در کشور ما نیز حل شود و همه بر اساس تخصص و شایسته سالاری تکیه بر صندلی های اجرایی کشور بزنند. همه ما ملت باید تا جایی که امکان دارد درهر زمینه ای که کارمی کنیم تخصص و مهارت خود را بالا ببریم و این را یکی دیگر از جبهه جنگی خود بدانیم زیرا اینده اقتصادی سیاسی و فرهنگی اینده این کشور به دست جوانان اینده ساز امروز است. پاینده ایران بزرگ و جاوید روح بزرگ کورش ابر مرد ایران نظر چند تا از خوانندگان و پاسخ ما به انها را در ادامه مطلب ببینید... می دانید فرق دیکتاتوری زور با دیکتاتوری پول در چیست؟ اگر توجه کنید در کشورهای پیشرفته و بزرگ هرساله میلیارد ها دلار صرف انتخابات میشود هر چند رای مردم در این انتخابات ها نقش مهمی دارد امابه راستی چه کسی این افکار را به سمت و سوی این اراء جذب می کند مسلما رسانه ها و سیاسیون پشت صحنه یا لابی های قدرت یا گروهای ذینفوذ در ارگانهای نظامی و رسانه ای. اما در این وسط سرنوشت یک سری کشور های در حال توسعه چه خواهد شد شاید حدس زده باشید چی می خوام بگم بله سرنوشت انها هم مثل بقیه کشور های توسعه یافته مسیر دیکتاتوری زور به پول را طی خواهند کرد پس سوالی در این جا مطرح میشود که ازادی یعنی چه؟از نظر جبهه جنگی ما یعنی ازاد شدن از بند دنیای کثیف مادی و رسیدن به دنیای که در ان عشق است و دوستی ومهرو این است یکی از جبهه هایی که باید در ان بجنگیم این بهترین راه و کم هزینه ترین راه برای ازادی و رسیدن به عدالت است راستی تا حالا دیدید کسی با خودش و افکار خودش بجنگه؟!... پاینده سرزمین مهر و دوستی و سرفراز مهر ورزان به سرزمین دوستی نظر یکی از دوستان: سلام.یه جورایی از عدالت خاهی چندشم میشه. ببخشین.ببخشین قصد جسارت نداشتم اما با روی کار اومدن دولت نهم و فعال شدن جنبش های پوچ عدالت خواهی که دست نشانده های دولت مهرورزه یه جورایی متنفر شدم از این واژه. باز هم میگم ببخشین منظورم شما نیستین. امیدوارم درک کنید. کاش تغییرش می دادین به آزادیخواه. به قول یکی از بچه ها اگه قرار شد از آزادی و عدالن یکی رو انتخاب کنم آزادی رو انتخاب می کنم تا بتونم بی عدالتی رو فریاد بزنم...وبلاگ این دوست عزیز جواب ما به این دوست عزیز: درود بر شما دوست عزیز به نکته خوبی اشاره کردید عدالت بدون ازادی معنا ندارد یکی از نشانه های عدالت ازادی بیان است ما فبلآ هم به این نکته اشاره کرده بودیم یکی از اهداف ما نیز برای رسیدن به عدالت ازادی بیان است چرا که ازادی یکی از ستون های عدالت است پیروز باشید پاینده ایران درطول دوران های گذشته زمانی که انسانها به صورت قبیله ای زندگی می کردند طبق قوانین طبیعت زورمندان همیشه برای بدست اوردن جا و مکان و بهتر زندگی کردن نسبت به قبیله دیگر به قبایل همجوار خود حمله می کردند و تمام اموال و زندگی انها را مصادره کرده و هر کس مقاومت می کرد می کشتند و خانواده او را به اثارت می بردند و از انها به عنوان برده استفاده می کردند در طی زمان کم کم شرایط زندگی عوض شد و انسان ها به تکنولوژی های ابتدایی دست پیدا کردند اما هنوز همان تفکر قدرت طلبی و زور گویی در انها وجود داشت و همان جنگ و لشکر کشی ها ادامه یافت تا کم کم تعداد انسانها افزایش یافت و مرزها به وجود امد و کشور ها تشکیل شد و این قبایل کم کم ساماندهی شدند و قبول کردند زیر یک حکومت و یک حاکم زندگی کنند اما این حکومت و حاکم را چه کسی تعیین میکرد باز هم توسط قدرت مندان داخلی تعیین می شد ولی هرچه بود باعث بوجود امدن کشور ها شدند این کشور ها سعی کردند قوانینی بوجود بیاورند و با هم در کنار هم زندگی کنند ولی باز هم با کوچکترین بهانه برای سرنگونی هم اقدام می کردند و به جنگ وارد می شدند در واقع جنگ ها روز به روز از جنگ های خرده و کوچک قبیله ای به جنگ های بزرگ تر تبدیل می شد و نیروی بیشتری با سازماندهی و تکنولوژی بیشتر و پیشرفته تر به جان همدیگر می افتادند تا کم کم انسان به این نتیجه رسید که باید برای جلوگیری از جنگ به یک قدرت نظامی برتر دیت یابند تا کشور های دیگر جرئت حمله به انها را نداشته باشند همین عامل با عث شد تا رقابت در ساخت اسلحه ها و جمع اوری انها تبدیل شود و کشور ها را به انباری برای کشت و کشتار تبدیل کند. روزی که اسلحه گرم اختراع شد توسط انگلیسی ها انها سعی کردند اسلحه را به تولید انبوه برسانند و به دست همه بدهند تا تجارن خود را پر رونق تر کنند اما با رسیدن این تکنولوژی به کشور های دیگر باز هم رقابت در گرفت و تولیدات این سلاح در جهان روز به روز افزایش یافت و هر روز نوع پیچیده تری از ان در جهان ارائه شد و جنگ هارا صد ها بار وسیع تر و مخرب تر و وحشیانه تر ساخت تا به دوران کنونی رسیدیم دوران بمب و موشک وانواع سلاح های کشتار جمعی اهم از بمب های اتمی و بمب های هیدروژنی و میکروبی و... اما با این حال دولت ها و کشورها از تاریخ گذشتگان درس نگرفته و هنوز این تفکر حاکم است که هر کس سلاح بیشتر و مخرب تری داشته باشد امنیت ان نیز بیشتر خواهد بود اما هرگز به این فکر نکرده اند که اگر روزی در این انبارهای هولناک با سلاح های عجیب و قریب بر روی جهان باز شود و جنگی رخ دهد میلیارد ها نفر در عرض کمتر از یک ساعت نابود می شوند و به راستی در ان روز چه بر سر این کره خاکی و موجودات ان خواهد افتاد... عجب اشفته بازاریست دنیا / عجب یار وفاداریست دنیا میان انچه باید باشد و نیست / عجب پوسیده دیواریست دنیا به امید نابودی تمامی سلاح های هسته ای و غیر هسته ای در ادامه مطلب چند تا عکس داریم حتما ببینید پاینده ایران پارسی و سرفراز پارسیان ایران دموکراسی - ازادی - عدالت از این واژه های قشنگ این روزها در جامعه بین اقشار مختلف از روشنفکران تا دانشجویان و مذهبیون و روحانیون و... تا اقشار تحصیل نکرده و کوچه بازارها زیاد می شنویم هر کدام هم نوع تحلیل از این واژه ها ارائه می دهند. یک روز از یک نفر پرسیدم ازادی چیه؟ گفت: یعنی بتونی برای زندگی خودت تصمیم بگیری و به یکی دیگه گفتم دموکراسی یعنی چه؟گفت یعنی حرفت رو بزنی و کسی کارت نداشته باشه به یکی دیگه گفتم: عدالت را در چه می دانی گفت:پولدارو بی پول با هم برابر باشند فاصله طبقاتی نباشد و خلاصه کسی به ما مستضعفین به چشم حقارت مگاه نکنه اخه بابا ما هم ادمیم حالا پول کمتر داریم این زندگیه هر طور باشه میگذره خوش به حال اونهایی که با نام نیک از این جهان میرن.بله این حرفها مال زمانی بود که دانشجو بودم و توی دانشگاه بحث های ازاد بین دانشجویان خیلی داغ ترو پر طرفدار تر از کلاسهای درسی بود بعضی وقتها این بحث ها به قدری داغ می شد یک وقتهایی هم سر هم داد میزدیم مخصوصا پای ایدئولوژی هم که پیش میومد خیلی ها تا اخر ترم با هم دشمن بودند خلاصه این دوران دانشجویی با تمام ناراحتی و خوبی هاش دوران خودش رو داشت منم اون روزها از این حاشیه ها و مسئل به دور نبودم ما هم با چند تا از بچه ها برای خودمون جبهه ای درست کرده بودیم و به قول خودمون از مواضع خودمون دفاع می کردیم و سعی داشتیم بگیم ایدئو لوژی ما درسته امان از دست این ایدئولوژی ها خوب البته اون زمان هم هنوز ترم های اول بودیم بعدا یواش یواش فهمیدیم که بابا یک جورایی حرف های همه ما درسته ما همه یک هدف داشتیم این که مثل دیگر ملت ها هم کشورمان را در صدر کشور های جهان ببینیم ولی این دیوار بزرگ ایدئولوژی مانع بزرگی بر سر راهمان بود و ما را از هم جدا ساخته بود حتی چشمانمان هم کور کرده بود به طوری که ملیتمان را هم داشتیم فراموش می کردیم یکی از دموکراسی می گفت یکی از مارکس می گفت یکی از مذهب اما در پشت پرده ذهن ما همه از ایران می گفتند ایرانی اباد و ازاد که ارزوی همه ما بود درسته ما همه از یک چیز می گفتیم بدون اینکه خودمون بدونیم.روزگار گذشت و گذشت و گذشت تا این دوران هم مثل دیگر دوران زندگیمان به اتمام رسید و ما هم بزرگ و بزرگتر شدیم و هر روز توانایی فهمیدن مسائل بیشتری رو داشتیم فهمیدیم بابا این حرفها همه اش یکیست تا جامعه عدالت نداشته باشد فاصله پولدار و بی پول از بین نمی ره تا ازادی نباشه تا همه سخن نگویند فکر جامعه پرورش پیدا نمی کنه در کل فهمیدیم جامعه علوی که مولا علی (ع) از ان سخن می گفت دارای شرایطی از این قبیل بود جامعه ای که همه حرف میزدند و علی گوش می داد و سعی می کرد گمراهان عالم را به به راه راست براند جامعه ای که برای برقراری عدالت در ان علی لحظه ای شمشیر زمین نگذاشت و به جنگ با ظالمان رفت جامعه ای که در ان علی دوستی را با دوستان و جنگ را با ظالمان زر پرست اموزش می داد به امید همچین جامعه ای ... سه چیز پایدار نماند مال بی تجارت علم بی بحث و ملک بی سیاست یا علی در بند دنیا نیستم / در پی لبخند دنیا نیستم در پی انم که لطفش دائم است / با من و بی من به ذاتش قائم است دائم الوصلیم اما بی خبر / در پی اصلیم اما بی خبر گفت پیغمبر که ادخال سرور / بی قلوب المومنین اما به نور نور یعنی انتشار روشنی / تا بساط ظلم را بر هم زنی هر که از سر سرور اگاه شد / عشق بازان را چراغ راه شد این روز ها مسئله قطع مکرر برق زیاد مطرح میشه داشتم وبلاگ ها و وبسایت های خبری رو می دیدم دیدم همه به نوعی این اعتراضات رو به گوش مسئولین رسانده گفتم شاید منم بگم بد نباشه شاید یکی وب ما رو هم ببینه و ما رو هم جزئی از این معترضین این بی عدالتی بداند.اخه بابا تو مملکتی که این همه نیرو و انرژی ما داریم چرا باید این مسئله برق به بحران تبدیل بشه کشور های تحت استعمار هم حداقل برق و اب دارند ایا این عدالت که ما خودمون برق نداشته باشیم اما صادرات برقمان همچنان روز به روز رو به افزایش باشه بابا اصلا اب و برق مجانی نخواستیم همینی هم که پولش رو می گیرید بهمون بدید ممنون میشیم امید وارم این مسئله زود تر حل بشه. به امید پیروزی ایران و ایرانی قصه دشمنی این جمهوری اسلامی با امریکا بعد از قضیه گروگان گیری شروع شد و روابط بین انها از ان پس 180درجه تغییر کرد از ان روز به بعد رژیم همیشه در حال تهدید و تحریم بود اما چه عواملی باعث شد تا به حال این نظام بتواند در برابر امریکا و تحریم ها دوام بیاورد غیر از اینکه خدا می داند تحلیل گران هم یک چیزهایی در این باره گفته اند البته زیاد با صحبت های تحلیل گران سرتونو درد نمی ارم فقط به بخشی از صحبت های انها که معمولا در این تحلیلات مشترک بوده اشاره می کنم منظورم جنگ هشت ساله با عراقه که حتی در ان دوران به عنوان نعمتی بزرگ از ان یاد می شد که البته بی ربط هم نبود زیرا نظام با بوجود اوردن شور و هیجان در بین توده های مردمی با تکیه بر ناسیونالیسم و مذهب و ایمان به پیروزی در جنگی که با عرب های مهاجم داشتیم دشمن را از کشور بیرون کردیم که هزینه های زیادی چه از لحاظ اقتصادی جانی و نظامی و ... دادیم خب طبق قانون تاریخی ایران این هزینه هایی است که باید برای مقابله با عرب ها داد دیگه و لی حداقل کشور به باد ندادیم همین ما را بس تا روز حساب... زیاد نمی خوام از مسئله اصلی دور بشم حالا بعد از ان چالش بزرگ امنیتی این قضیه امریکا که در ان زمان از حامیان صدام بود هنوز ادامه دارد مسلما انها هم دنبال منافع خود هستند مگه میشه کشوری منافع ملی خود را زیر پا بگذارد. اما ایا این باراین جنگ برای جمهوری اسلامی نعمت خواهد بود این مسئله را می توان از دو دید نگاه کرد دیگر قضاوت با شما باشد. نگاه اول:بعضی از تحلیل گران ان را نعمت دانسته و ان را راهی برای سرکوب مخالفان داخلی می دانند و از طرفی در فکر این هستند که امریکا که توان حمله به ایران و لشکر کشی و اشغال ایران را در زمان کنونی ندارد پس بعضی نقاط ما را میزند و می رود ماهم چند تا بمب و موشک حواله انها و اسرائیل می کنیم حالا یک عده هم می میرند و خلاصه جنگ تمام میشه و ما هم به مخالفان داخلی و خارجی و کشور های دیگه می گیم دیدید امریکا هیچ غلطی نتوانست بکند. نگاه دوم:وای به اون روزی که امریکا بیاید و قصد اشغال گری داشته باشد رژیم هم می داند که اگر این روی سکه نصیب او شود دیگر جنگ برای او نعمت نیست چون جمهوری اسلامی دیگه که توانایی مقابله با امریکا را ندارد با گذر زمان هم که شور و حال عده ای ازبین رفته و خلاصه سرنوشت رژیم صدام برای انها در پیش روست و حکایت عراق ویران و افغانستان و برای ملت ما نمی دانم شاید مسئولان تحلیل سومی هم داشتته باشند اما ما امیدواریم هر چه می اندیشند با منطق جور در بیاد که ما از بس دود این دولت ها را دیدیم که چه طور بر چشم ملتهایشان رفته دیگه ماهی دودی شدیم. ایا فرهنگ ناسیونالیستی در این دوره از زمان که ارتباطات گسترش پیدا کرده و تبادل اطلاعات و فرهنگها یا به قول بعضی ها تهاجم فرهنگی به راحتی و سریع صورت می گیرد هنوز در جوامع امروزی جایگاهی دارد؟ این یکی از سوال هایی یا بهتر بگم دعواهایی است که معمولا گروهای چپ (لیبرال ها و کمونسیت ها و مارکسیست ها ) مطرح می کنند و به اسم روشن فکری و دگر اندیشی افکار مسموم و فاسد را به جامعه تزریق می کنند یا خاسته و نا خاسته از ایدئولوزی هایی پیروی می کنند که تاریخ مصرف و دوره ان بر می گردد به دوران ما قبل تمدن انسانی(کمونیست ها و مارکسیست ها) اما مطمعنا این گروهها از ناسیو نالیسم ایرانی اطلاعاتی به ان صورت که باید داشته باشند ندارند واکثرا ناسیونالیسم را در شکل افراطی ان (فاشیسم پوپولیست در ایتالیا یا فاشیسم توتالیتر در المان) می بینند بدون اینکه نگاهی به ناسیونالیسم ایران که در دوران حکومت کورش کبیر(هخامنشیان) بود بنگرند ناسیونالیستی که هنوز منشور ان در سازمان ملل متحد است و حق ازادی بیان اقوام و مذاهب را به رسمیت میشناسد وبه رفتاری مهربانانه با دیگر اقوام و مذاهب و با دیدی برابر به انها بدون توجه به نژاد یا رنگ پوست و...می نگرد ناسیونالیستی که حق حاکمیت هر منطقه از کشور را به خود مردم ان منطقه واگذار کرده و در سایه دولت های محلی یک دولت عدالت خواه و پر قدرت مرکزی (دولت فدرال) را پدید اورده ناسیونالیستی که تجارت ازاد و اقتصاد ازاد را می فهمد و با گسترش تولیدات و داخلی و صادرات ان به کشور های گوناگون ان را راهی برای پشبرد و معرفی فرهنگ خود در دیگر کشورها میداند ناسیونالیستی که با به کارگیری عدالت اجتماعی با به کار گیری نیروهای متخصص بدون توجه به رابطه سعی در افزایش رشد و توسعه سیاسی و اقتصادی کشور دارد زیرا این تنها راه قدرتمند شدن یک کشور است تا بتواند از طریق قدرت وفرهنگ برتر ایدئولوژی و فرهنگ خود را به جهان معرفی کند تا دیگر کشورها خود حسرت پیوستن به همچنین کشوری را داشته باشند.بله این است راه حل برون رفت از یک دنیای پر تنش و اضطراب که هر روز ان جنگ است و خشونت و مرگ برای رسیدن به این ارمان باید جنگید جنگی بزرگ با بی عدالتی با ظلم و ظالم البته نه با صلاح توپ و تانک و ... بلکه با صلاح تفکر و اندیشه و مهرو مهربانی و ایمان داشته باشیم ما میتوانیم زیرا قبلا توانسته بودیم پس... ما ملتی توانا و دانا اما بی کسیم / بی کس نگویم تا خدا هست همه کسیم در جنگ با ظلم و بی عدالتی / سرباز وطنیم و یار بی کسیم به امید پیروزی وسر بلندی ایران و ایرانی جمهوری اسلامی می خواهد یک تنه البته نه خیلی هم یک تنه همراه با کشورهایی چون سوریه لبنان و دوستان نابابی چون روسیه که هنوز دوستی یا دشمنی انها بر ما اثبات نشده در برابر استکبار جهانی یا همان سرزمین های کفر و ظلم و فساد غربی ایستادگی کند بله فکر کنم حدس زدید در مورد چی می خوام صحبت کنم مسئله انرژی هسته ای که این روزها نقل رسانه های داخلی و خارجی شده از بس دیگه این حرف ها رو شنیدم دارم یواش یواش جهش ژنتیکی پیدا می کنم بگذریم... نمی دانم چرا این جمهوری اسلامی هر روز می گوید که امریکا و اروپا و اسمش و نیار(اسرائیل) از مواضع خود عقب نشستند سلام و درود های گرم ما به شما ملت شریف ایران و مخصوصا خوانندگان عزیز این وبلاگ دوستان عزیز بیایید دست در دست یکدیگر داده و برای جنگی بزرگ علیه بی عدالتی و ظلم و ستمی که همواره در طول تاریخ ظالمان و قدرت طلبان و زرپرستان مال اندوز در دنیا بر ضعیفان زیر دست روا داشته اند اماده شویم جنگی برای عدالت و ازادی.دوستان بیایید با دست خالی با اعتقاد و ایمان و امید به پیروزی با صلاح عشق نه ان عشق دروغی بلکه عشقی که در راه ان سر ها به دار رفتند به جنگ با ظلم بر خیزیم بیایید منیت را رها کرده و خودخواهی را کنار گذاشته تا برای اولین بار ما شویم بیایید این با به جای خراب کردن بسازیم بیایید ساختن را از خود اغاز کنیم زیرا ما اجزای کوچکی از جامعه هستیم که اگر فقط هرکس وقت و زمان خود را صرف ساختن خود کند می بینیم به زودی این اجزای کوچک ساخته شده جامعه ای ارمانی خود ساخته با ملتی شریف و با روحی بزرگ و سرشار از عشق و دوست داشتن را برای نسل های اینده به جا خواهد گذاشت بیایید بجنگیم جنگی بزرگ با نفس خود با مادی پرستی و با خواسته های دنیوی و این را بدانیم که جنگی در راه است جنگی بزرگ تر از این جنگ جنگی که تا ان رخ ندهد دنیا به عدالت و ازادی نمیرسد زیرا برای عدالت و ازادی و حق باید جنگید پس می جنگیم و در این راه با افتخار سر می دهیم و به دشمن می گوییم تا بر ما ظلم کنی ما با خون خود درخت ازادی را اب یاری می کنیم تا این درخت ریشه هایش ضخیم تر و عمیق تر و ساقه هایش قطور تر و سر به اسمان تر شود ان قدر که چتر ان در سراسر جهان پهن شود و تمام ملتها زیر سایه این درخت زندگی کنند پس بجنگ تا بجنگیم... حضرت علی(ع) می فرمایند:عدالت ستون جامعه است جامعه ای که عدالت ندارد فرو می ریزد.
حرف میزد یکی از نیومدن اون!؟
یکی از انتخاب نشدن این!؟
اما تا حرف از ائتلاف می شد یک عده می گفتند فقط باید روی نماینده من ائتلاف کرد خلاصه این بازار که به قول بعضی ها خیلی زود شروع شده اما به نظر من از همان انتخابات نهم هنوز این مباحث ادامه داشت تا امروزکه یک حال و هوای انتخاباتی رو توی اینترنت به وجود اورده راستی تا به حال به کلمه انتخابات فکر کردید کلمه زیباییست کلمه ای که به مردم اعتماد به نفس میده کلمه ای که با انها عزت نفس به طوری که انها خود را محترم بشمارند و اینکه بدانند نظر انها برای دولتمردان انها مهم است میده کلمه ای که به انها قدرت میده به طوری که مردم حس کنند می توانند بر سرنوشت خود تاثیر بگذارند.راستی میدونید چه طور انتخابات شکل گرفت در زمان های دور حاکمان با مخالفانی رو به رو شدند که این مخالفان به دلیل ظلم حاکمان به ستوه امده و یک عده رو دور خود جمع می کردند و شاید هم با بعضی از افراد داخل دربار با دادن پست های بالا تر به انها در بعد از سقوط حاکم به ائتلاف میرسیدند و حاکم را می کشتند و خود به قدرت می رسیدند تا چرخ گردون بگذرد ونوبت خود انها رسد بعد در انتظار این می نشستند که روزی یکی به خاطر ظلمشان سرنوشت گذشتگان را به انها تحمیل کنند سرتون رو درد نیارم این دوران گذشت و گذشت تا به اصتلاح دوران بشر متمدن رسید برای جلوگیری از کشت و کشتار شرایطی را به جود اوردند که هر کس بتواند نماینده ای داشته باشد تا از حق گروه خود دفاع کند اما دوباره مثل اینکه شکل کشت و کشتارعوض شده همه به هم حمله می کنند یادمه توی بعضی از این انتخابات ها ستاد اتیش میزدند و یک عده ای هم زخمی در بعضی مواقع هم کشته می شدند دولت مردان هم با ائتلاف با گروههای ذینفوذ و دادن بعضی پست های کلیدی به بعضی مخالفین جناح حاکم سعی در سرنگونی حاکم و به قدرت رسیدن خود را دارند و بعد انها هم مثل گذشتگان می نشینند تا این چرخ گردون قرعه به نام انها زنند و روزی خود انها را سرنگون کند و این داستان تا ابد ادامه خواهد یافت تا همه با هم یکی شوند ائتلافی فراگیر برای نجات کشور و شاید هم جهانی که رو به فناست شکل گیرد.![]()
![]()
ادامه مطلب![]()
![]()
![]()
ادامه مطلب
![]()
![]()
![]()
ادامه مطلب![]()
فرق انها در تعریف انها نهفته است ازدیکتاتوری زورشروع می کنیم و ان را اینگونه تعریف می کنیم:این نوع دیکتاتوری که از نوع سنتی ان نیز هست به حکومتهایی نسبت داده می شود که با قلدری و زور می خواهند مردم مخالف را سرکوب کرده و از طرف دیگر با دادن اختیارات و امتیازات به یک سری از نیروهای مردمی گراییده با نظام حاکم انها را وابسته کرده و هر روز سعی در جزب کردن بیشتر توده های انها را دارد تا همه را زیر یک حزب حزبی که تک حزب حکومت یا دولت است در بیاورند و خلاصه یک جامعه تک صدا و تک حزبی را تشکیل دهند این جا دیگر روشن فکران باید یک جورایی یا خودشونو گم و گور کنند یا سکوت کرده سکوتی از جنس مرگ که در صورت شکستن ان به روح انها کوله بار سفر بسته و به برزخ می روند که تا روز قیامت در انجا بایگانی می شود.البته این رفتار مخصوص حکومت هایی است که ایدئولوژی انها در طول زمان کمرنگ نشود و جامعه ای داشتته باشند که هیچ ارتباطی از داخل با بیرون و از بیرون با داخل کشور نداشته باشند و هیچ تلویزیون و یا رادیویی در کشور نباشد و هیچ رسانه دیگری نیز در کشور برای اطلاع رسانی نباشد که در دنیای امروز دیگر فکر کردن در باره همچین جامه ای خنده دار است و غیر ممکن اما به نوعی دیگر از دیکتاتوری می رسیم که از نوع مدرن ان است و ان را دیکتاتوری پول می نامیم:در این دیکتاتوری دیگر فضا باز شده یک سری مسائل قشنگ مثل دموکراسی و حقوق بشر در جامعه مطرح است اما از طرف دیگر دولت های حاکم با زیرکی تمام و با به کار گرفتن ابزارهای بازی سیاست که معمولا رسانه ها و پول و ثروت های کلان وملی باشند بسیجی را به وجود می اورند که هیچ دیکتاتوری از نوع دیکتاتوری سنتی ان قادر به وجود اوردن ان نخواهد بود و از این طریق افکار عمومی را در جهت سیاست های خود تنظیم می کنند البته در جوامع نیمه صنعتی و نیمه سنتی همه این ابزار در دست حاکم هست هم خشونت به کار میبرد و هم عوامفریبی می کند انگار در هر جای این جهان اسمون یک رنگه فقط در بعضی جا ها به دلیل وجود زیبایی های ظاهری در اسمان مردم فکر می کنند انجا اسمونش فرق داره خلاصه روشنفکران در درون جامعه دیکتاتوری مدرن یا همون پول در برابر این ابر قدرت پول ورسانه قدرتی ندارند و ناچارا به خاطر حفظ ابرو محافظه کارانه حرف میزنندتا رسانه ها بر ضد انها مطلب نگویند و انها را به باد تمسخر کوچک و نکنند.![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
ادامه مطلب![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
وهر روز هی جشن هسته ای میگیرند و ملت هم خوشحال که از تحریم درامدیم و دیگه کسی حمله نمی کنه وخلاصه بعد از کلی خوشحالی و جشن و پول خرج کردن و صدقه به لبنان و فلسطین فرستادن دوباره قطع نامه صادر می شه و دوباره انزوا و تورم و بی پولی و بدبختی نصیب ملت ما... از این حرف ها که بگذریم باید به جمهوری اسلامی بگیم که بابا مواضع که تغییر نکرده اگر هم به امید این نشستید که اوباما رئیس جمهور بشه تا شاید به انرژی هسته ای دست یابید باید بگیم که بابا زهی خیال خام این استکبار جهانی همه شون دستشون تو یک کاسه است.بگذارید یک چند وقتی تعلیق صورت بگیره مثل دوران خاتمی(البته از اون زیر کار خودتون رو بکنید و اینقدر تو شیپور فوت نکنید)بلکه برای مدتی ملت ایران یک نفسی تازه کنه شاید اگر خدا رحمی بر این ملت کرد احمدی نژاد دور بعد رای نیاره و یکی بیاد که اصول دیپلماسی رو سرش بشه و این قدر اسرار و اطلاعات ملی رو در مصاحبه با cnn و nbc ونمی دونم این تلویزیون های بی اعتبار و دروغگو که عامل فساد و جنگ در جهان هستند را فاش نکند در کل باید بگم که انرژی هسته ای برای چه می خواهیم اول نون به ملت خودت ( نه عرب ها
) بده بعد به انرژی هسته ای برس...در ادامه مطلب چند تا عکس از فعالیت های صلح امیز هسته ای
که باعث جهش ژنتیکی شده داریم حتما ببینید. من هم دارم از مواضع و حرفهای دولت شاخ در می ارم اینم یک نوع جهش دیگه.![]()
ادامه مطلب![]()







